فرزانه شهامت - قلم و کاغذ دم دستتان هست؟ عدد 40 را بنویسید و 12 تا صفر جلوش بگذارید! رقم کلان حاصل، میزان فرار مالیاتیای است که وزیر اقتصاد 3 ماه پیش آن را اعلام کرد. برآوردهای بالاتری هم وجود دارد، مثل 50 هزار میلیارد تومان که نماینده همدان در مجلس شورای اسلامی یک ماه پس از اظهارات وزیر بیان کرد. برآورد میزان فرارهای مالیاتی در استان حدود 700 میلیارد تومان است؛ یعنی 100 میلیارد تومان بیش از بودجه عمرانی مصوب استان برای سال 98.
آیا میشود تمام این فرارها را با انگیزه اقتصادی دانست؟ ما هم تعجب کردیم وقتی جواب منفی مهران مرشد را شنیدیم. او کارشناس رسمی دادگستری در رسته امور مالیاتی است و مسئولیت تهیه یک بسته مطالعاتی را برعهده داشت که در جریان حضور امیدعلی پارسا، رئیس سازمان امور مالیاتی کشور در مشهد، نصفه و نیمه ارائه شد. چرا نصفه و نیمه؟ چون طبق معمول، وقت جلسه شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی استان تنگ بود؛ در نتیجه بخشی از حرفهای اصلی به حاشیه رانده شد.
حرفهای او نکتههای تازهای دارد. با گفتوگوی ما همراه باشید.
بعد از جلسه شورا، آقای پارسا شماره تلفن شما را گرفت. لابد قصد استفاده از طرحی را داشت که فرصت ارائهاش را پیدا نکردید. 20 و چند روز از جلسه میگذرد. تماسی گرفته شد؟
آن روز در جلسه 5 دقیقه فرصت صحبت برایم فراهم شد که قرار بود 15 دقیقه باشد. هنوز که تماسی گرفته نشده است. طرح به اتاق بازرگانی ایران فرستاده شده است تا از این راه در سطح ملی مطرح شود.
در همان جلسه این را هم گفتید که برخی از فرارهای مالیاتی دلایل غیراقتصادی دارد.
بله. ابتدا این را بگویم که نخستین مشکل، نبودِ تعریف درست از فرار مالیاتی است. اگر قرار است با یک تعریف، در مورد عملکرد عدهای قضاوت شود، باید تعریف روشنی باشد. در سامانه سازمان امور مالیاتی اینطور نوشته شده است: «به هر نوع تلاش بهظاهر قانونی و یا غیرقانونی برای نپرداختن یا پرداخت کمتر مالیات، فرار مالیاتی گفته میشود. این امر به شیوههای مختلف انجام میشود که مخرج مشترک همه آنها ارائه نکردن یا مخدوش کردن اطلاعات است.»
ایراد این تعریف کجاست؟
در «بهظاهر قانونی». این عبارت، تفسیر ایجاد میکند. یک رفتار یا قانونی هست یا نیست. حد وسط و «بهظاهر قانونی» معنی ندارد. انتظار میرود همانطور که در ماده 201 قانون مالیاتهای مستقیم، برای جرم مالیاتی تعریف روشنی ارائه شده است، برای فرار مالیاتی هم این اتفاق بیفتد.
دلایل غیراقتصادی فرار مالیاتی عبارتاند از ...؟
5 دلیل احصا شده است که هیچ وقت در موردش حرف نمیزنیم. نخستین دلیل ریشهای فرهنگی در پیش از انقلاب دارد. آن زمان علمای دینی میگفتند به رژیم مالیات ندهید. انقلاب شده است و بزرگان دینی فتواهای مختلفی مبنی بر لزوم پرداخت مالیات دادهاند اما هنوز این طرز فکر در بخشی از جامعه وجود دارد که چون حقوق شرعی مثل خمس و زکات را میدهیم، دیگر نیازی به پرداخت مالیات نیست.
و دلیل دوم؟
مدیریت ناصحیح دولتها برای ایجاد رفاه اجتماعی که باعث شده است مؤدیان، خود، برای ایجاد آن اقدام کنند. مؤدی میگوید: «درمانگاه، مدرسه و پل ساختم. پس دیگر مالیات نمیدهم. دلیلی هم ندارد که من مالیات بدهم و دولت مدرسه و درمانگاه بسازد.»
همهجای دنیا از کمک خیران برای ساخت مدرسه، درمانگاه و غیره استفاده میشود.
بله، اما تفاوت ما به طور مثال با آمریکا این است که آنجا اگر فردی حتی لباس دست دومش را به خیریه بدهد از مالیاتش کم میشود در حالی که در ایران حتی اگر پس از گرفتن چندین تأییدیه موفق به این کار شوید، از درآمد مشمول مالیاتتان کم میشود نه از مالیاتتان. مثلا اگر اینجا مدرسهای را با یک میلیارد تومان هزینه بسازید، 25 درصد معادل 250 میلیون تومان معافیت مالیاتی ایجاد میکند در حالی که در دنیا تمام یک میلیارد تومان مد نظر قرار میگیرد.
دلیل بعدی به عملکرد نهاد دولت برمیگردد. مردم به مدیریت کشور اطمینان ندارند و دولتها را دلسوز نمیدانند. مصرف مالیات برایشان شفاف نیست و احساس میکنند مالیاتی که میدهند هرز میرود.
دلیل چهارم؟
دلیل چهارم به عملکرد و سواد اقتصادی و مالیاتی کارگزاران مالیاتی برمیگردد. افراد هنوز هم از مراجعه به سازمان امور مالیاتی واهمه دارند. گاهی به دلیل تفاوت دیدگاه 2 کارشناس امور مالیاتی، به یک فعالیت 2 جور نگاه میشود. این تفاوتها آزاردهنده است. سطح عالی مرجع رسیدگی به شکایات مالیاتی در تهران است. شرایط نسبت به قدیم خیلی بهتر شده است اما کارگزاران مالیاتی همچنان در جذب مؤدی ناموفق هستند.
در این بین، ناسالم بودن نظام مالیاتی هم مزید بر علت شده است.
منظورتان فساد کارگزاران مالیاتی است؟
نه. ببینید، در مورد سیستم و ساختار مالیاتی صحبت میکنیم نه آدمها. این ساختار باعث بیعدالتی مالیاتی شده است و هنوز هم برای اجرای طرح جامع مالیاتی آمادگی ندارد. سال 97، مهلت چهارساله قانونگذار برای اجرای طرح جامع تمام شد اما هنوز اظهارنامهها مربوط به پیش از سال 94 و بر اساس ماده 138 قدیم است. در حالی که در آخرین اصلاحات، ماده 138 بهکلی حذف شده است.
برای جلوگیری از فرار مالیاتی چه پیشنهادهایی دارید؟
نخست اینکه باید مصارف مالیات را به صورت مصداقی به سطح عامه بیاوریم تا مردم گمان نکنند تمام کارها با پول نفت انجام میشود؛ مثلا اگر پلی از محل مالیات ساخته میشود، با نصب تابلو مشخص کنیم. این روش در مالیاتپردازان حس غرور ایجاد میکند و باعث میشود بقیه هم به پرداخت مالیات تشویق شوند. دوم اینکه پایههای مالیاتی را متنوع کنیم. ساختار تولید و بازرگانی کشور باید به سمت شرکتها برود. عملکرد شرکتها را سطحبندی کنیم و بگوییم تا فلان سطح لازم نیست اظهارنامه بدهند و اگر فلان شواهد را ارائه کنند، مالیاتشان پذیرفته میشود. برخی سازمانها و دستگاهها صرفا با شرکتها قرارداد میبندند و افراد بدون اطلاع از قوانین، به ایجاد شرکت و عقد قرارداد اقدام میکنند در حالی که نمیتوانند الزامات آن را رعایت کنند. در نتیجه چارهای جز فرار مالیاتی ندارند.
نکته مهم دیگر پرهیز سازمان امور مالیاتی از گرفتن مالیات تورمی است. اگر در پایان سال 96 واحدی یک میلیون تومان محصول در انبار داشت و خرداد سال 97 آن را یک میلیون و 400 هزار تومان میفروخت، باید به ازای 400 هزار تومان سود، 100 هزار تومان مالیات میداد. اما در شرایط تورم، واحد تولیدی نمیتواند با یک میلیون و 300 هزار تومان باقیمانده حتی به اندازه یک میلیون تومان اسفند 96، کالا در انبار جایگزین کند. این یعنی واحدهای ما عملا از سرمایه در گردششان مالیات میدهند نه از درآمدشان.
نکته آخر؟
قوانین و شیوهنامههای مالیاتی واقعا پیچیده، متعدد و گاهی متضاد است. خواندنشان حتی برای کسانی که کارشان فقط امور مالیاتی است، وقتگیر و فرار است. این وضعیت باید درست شود.