به گزارش شهرآرانیوز؛ راه اندازی یک استارتاپ شبیه شروع سفری است که مقصدش مشخص نیست؛ سفری پر از توقفهای ناخواسته، مسیرهای اجباری و لحظههایی که فقط دلگرمی همراهان، راه را تحمل پذیر میکند، با این حال هنوز هم کسانی پیدا میشوند که با سرمایهای محدود و البته رؤیایی بزرگ، پا به این مسیر پر از ریسک بگذارند.
گزارش پیش رو، روایت چند استارتاپ مشهدی در حوزههای کاری مختلف است؛ از تولید قارچ گرفته تا ساخت برد اینترنت اشیا و دستگاه کلرسنج دیجیتال. شاید هنوز هیچ کدامشان به آن نتیجهای که دلخواهشان است، نرسیدهاند، اما نقطه مشترک همه آن ها، صبوری و تلاش برای ساختن مسیر است، حتی وقتی همه چیز دشوار به نظر میرسد.
از همان روز اول میدانستند که راه اندازی یک استارتاپ یعنی زدن به دل جادهای که نمیدانی به جایی میرسد یا اینکه بن بست است، اما سیده فهیمه دلپاک و همسرش با پشتوانه و دلگرمی یکدیگر، این مسیر را آغاز کردند. اولین پروژههای استارتاپی شان به سال ۱۳۹۸ برمی گردد که البته نیمی از آنها به بن بست خورد. این پروژهها مشکلی برای اجرا نداشتند، بلکه نبود حمایت مالی، سد راه تولید انبوهشان شده است.
خانم دلپاک که حالا مدیر شرکت فرسام صنعت توس است میگوید: پروژههای استارتاپی تا زمانی که به تولید انبوه نرسند، درآمد آن چنانی ندارند و به همین دلیل، برخی اوقات نیروهایی که با ما کار میکردند، ترجیح میدادند به جایی بروند که از همان ابتدا درآمد داشته باشند و البته گاهی اوقات نیز در مسیر حرکتمان سنگ اندازی میشد.
با این پیش فرض، دلپاک و همسرش میدانستند که باید به طور مستقل کار کنند و کارآفرین باشند. دلپاک توضیح میدهد: معمولا به این شکل است که بعد از راه اندازی استارتاپ، در یک سال اول، هزینه محصولی را که ساختهایم، به دست میآوریم. طی سال دوم، درآمد را صرف هزینههای جانبی نظیر شرکت در نمایشگاههای مختلف برای معرفی محصول میکنیم، بنابراین یک تا سه سال طول میکشد که این محصول به تولید انبوه برسد و بشود به درآمد آن امید بست.
دلپاک یک نمونه از سنگ اندازیهایی را که موجب شکست پروژه شان شد، خوب به خاطر دارد و در توضیح آن میگوید: سال ۱۳۹۸ کیت تشخیص کرونا را تولید کردیم که به روش خاصی، از طریق بزاق دهان و در عرض پانزده ثانیه، نتیجه ابتلا یا عدم ابتلا را مشخص میکرد، اما به دلیل مافیایی که در صنعت پزشکی وجود داشت، خیلی سنگ اندازی شد و عملا این پروژه در حد ساخت یک دستگاه باقی ماند و به تولید انبوه نرسید!

اما وقفه کاری برای دلپاک فقط منوط به سنگ اندازیها نمیشود و او دچار بیماری سرطان میشود که همین امر نیز وقفهای چهارساله در کارش ایجاد میکند، با این حال همان روزهایی که روی تخت بیمارستان و در حال شیمی درمانی بوده است، ایده تولید محصول بعدی به ذهنش میرسد؛ محصولی که یکی از اهدافش، کمک به بیماران خاص بود.
خودش میگوید: خوشبختانه بعد از اینکه بیماریام در سال گذشته بهبود پیدا کرد، دوباره پروژه جدیدی را شروع کردم که یک برد سخت افزاری در حوزه تخصصی الکترونیک، لیزراپتیک و هوش مصنوعی بود. در حوزه پزشکی گاهی اوقات طبق پرونده پزشکی، دارویی برای بیمار تجویز میشود که ممکن است بدن بیمار به آن واکنش منفی نشان دهد و حتی منجر به فوت وی شود. اما این برد، قابلیت دارد که این کار را شبیه سازی کند.
دلپاک با اشاره به اینکه با حمایت و تسهیلاتی که پارک علم وفناوری خراسان رضوی دراختیارمان قرار داد، توانستیم نسخه اولیه این برد را به تولید برسانیم، ادامه میدهد: یعنی اطلاعات بیمار شامل دی انای و تجویز دارو را به آن میدهیم، درنهایت مشخص میشود که واکنش بدن بیمار به این دارو مثبت خواهد بود یا منفی.
«برد اینترنت اشیا» محصول بعدی است که به نوعی سخت افزار و نرم افزار است و در هفته پژوهش، رونمایی میشود. او میگوید: کاربران در بازه سنی هشت تا نودونه ساله میتوانند از این پک استفاده کنند. اگر بخواهم بگویم این پک چطور عمل میکند، باید بگویم مانند گلدان هوشمند است که البته برای تمام لوازم خانه کاربرد دارد. تعمیرات پیشگیرانه در حوزه پتروشیمی و صنعت نفت و گاز، یکی دیگر از نمونههای کاربرد این برد است.
شغل دلپاک، پیش از این، تولید نرم افزار و طراحی سایت بوده که به دلیل همین کار، مقالات علمی زیادی مطالعه کرده است و درنهایت این مقالات، بینشی به او میدهند که میتواند ضعفهای کاری اش را برطرف کند. او بیان میکند: شغل قبلیام کار روتینی بود، اما اینکه اکنون میتوانم چیزی را خلق کنم، خیلی برایم جذابتر است.
او و همسرش همیشه به این فکر میکردند که باید نقشه «ب» هم در زندگی داشته باشند و آن قدر این موضوع ملکه ذهنشان میشود که حتی فرزندشان نیز از آنها میآموزد و در کارهای روزمره کودکی خود، به دنبال نقشه «ب» میگردد. شاید همین موضوع هم موجب تحمل شکستها و شروع دوباره آنها میشود. او بیان میکند: من و همسرم، درباره زندگی کارآفرینهای موفق کشورمان میخواندیم و متوجه میشدیم که همه آنها در مسیر موفقیت، دچار شکست شدهاند و همین به ما دلگرمی میداد.
دلپاک، نبود حمایت مالی را بزرگترین چالش استارتاپها میداند و میگوید: گاهی سرمایه گذاران به ازای تسهیلاتی که به ما میدهند، نیمی از سهام شرکت را طلب میکنند یا هزینه هنگفتی برای سود خود میخواهند که استارتاپها امکان پرداخت آن را ندارند.
سابقه چند سال کار به عنوان یک پیمانکار در شرکت آب وفاضلاب مشهد، موجب میشود که ایده ساخت یک محصول صنعتی در حوزه تجهیزات ابزاردقیق به ذهنش برسد. علی فضایلی، مدیرعامل شرکت دانش بنیان کهبد افروز پرتوالموت، بیان میکند: درواقع بر روی محصولی کار کردیم که هم بازار خوبی داشت و هم با سلامت عمومی مردم در ارتباط بود.
«کلرسنج دیجیتال پرتابل» همان محصولی است که در بازارهای وارداتی موجود بود، اما در آنها از شناساگری استفاده شده است که قیمت محصول را افزایش میدهد، فضایلی این را میگوید و ادامه میدهد: همان قیمت زیاد موجب میشود کلرسنجی که سبب افزایش کیفیت آب است، در مناطق محروم یا حتی داخل شهرها کمتر انجام شود. ما در استارتاپ موفق شدیم دستگاه دیجیتال کلرسنج را برپایه شناساگر ارزان بسازیم تا برای همه دردسترس باشد و درنهایت کیفیت آب را بهتر کند.
شرکت دانش بنیان کهبد افروز پرتوالموت، موفق به ساخت دستگاه دیجیتال کلرسنج شده است که تابه حال با استفاده از شناساگر مورد استفاده در این دستگاه، در دنیا ساخته نشده بود. فضایلی بیان میکند: به همین دلیل، این اختراع نیز به ثبت رسیده است. جدای از آن در حال ثبت اختراع جهانی این محصول هستیم تا امکان صادرات آن را هم فراهم کنیم.
فضایلی با اشاره به اینکه هزینه تولید تجهیزات ابزاردقیق بسیار زیاد است و با این حال، این دستگاه یک سوم قیمت نمونههای خارجی را دارد، میافزاید: دستگاه تولیدی ما، منوی فارسی نیز دارد و استانداردهای لازم در آزمایشگاههای مرجع را نیز کسب کرده است، بنابراین کاربردی و دردسترس عموم است. ضمن اینکه استفاده از آن، به تخصص خاصی هم نیاز ندارد.
روزهای اول شروع به کار، بودجه شان محدود بوده است و به همین دلیل کار را در کارگاههای دانشگاه فردوسی پیش میبرند، او اظهار میکند: به مرور توانستیم وام دریافت کنیم و فضای کاری کوچکی در هاشمیه دست وپا کنیم. مهرماه امسال نیز توانستیم عضو پارک علم وفناوری شویم که در زمینه راهنمایی و آشنایی با بازار کار خیلی کمک کننده است.

مدیرعامل شرکت دانش بنیان یادشده، مقاومت بازار دربرابر دستگاههای جدید را یکی از چالشهای استارتاپها میداند و میگوید: به طور نمونه ما فکر میکردیم زودتر بتوانیم به تولید بیشتر برسیم، اما اکنون از ما نمونه دستگاه را میخواهند تا آزمایش کنند، با این حال حمایت از استارتاپها نسبت به گذشته خیلی بهتر شده است.
فضایلی با بیان اینکه هسته اصلی پنج نفره شرکت و بیست نیرو، سه سال وقت گذاشتهاند تا این محصول را تولید کنند و امسال محصولشان وارد بازار فروش شده است، اضافه میکند: اگر بخواهم به کسانی که میخواهند استارتاپ راه بیندازند توصیهای کنم، میگویم به دنبال محصولات نو و کاربردی باشند تا بتوانند بازار را به دست بیاورند.
داستان ایجاد شرکت استارتاپی «کیمیاافق رویش سبز» به هدف دو دانشجوی دانشکده کشاورزی مشهد برمی گردد که تصمیم میگیرند در حوزه رشته تحصیلی خودشان، کاری راه بیندازند.
سیدصادق محمودی هاشمی، مبلغ وام ازدواجش را و هم کلاسی اش، باغ پدری خود را برای شروع کار وسط میگذارند. محمودی هاشمی، حالا مدیر این استارتاپ است و میگوید: در همان باغ، فضایی هشت متری برای سالن تولید قارچ ایجاد کردیم و با ۵۰ میلیون تومان وام ازدواج، کار را شروع کردیم.
او با اشاره به اینکه بعد از سه دوره تولید قارچ، پولی که خرج کرده بودیم به ما برگشت، اضافه میکند: چهار نوع قارچ خاص خوراکی و درمانی تولید میکردیم که به مرور و بعد از پیشبرد کار، از پارک علم وفناوری وام دریافت کردیم و خودمان هم دوباره سرمایه گذاشتیم.
محمودی ادامه میدهد: پس از چند دوره تولید و فروش قارچ، توانستیم زیرنظر یک شتاب دهنده تخصصی حوزه قارچ، فعالیت کنیم. سپس تیم را گسترش دادیم و شرکتمان را نیز به ثبت رساندیم. در راستای فعالیتمان نیز موفق به کسب گرید خلاق از معاونت علمی ریاست جمهوری شدیم.
به گفته وی، درحال حاضر این شرکت با چهار عضو هیئت مدیره و تعدادی نیرو به عنوان یک شرکت خلاق و فناور، مشغول به کار است. او ادامه میدهد: اکنون پارک علم وفناوری، فضایی حدود ۳۵۰ متری را به عنوان اجاره دراختیارمان قرار داده است که درواقع فضایی برای تولید بستر کشت است.

او با بیان اینکه قارچهای تولیدی شان در هایپرمارکتهای سطح شهر عرضه میشود، درباره چالشهایی که با آن درگیر هستند، بیان میکند: خوشبختانه از این نظر که قارچها به صورت خشک نیز بازار دارد، خیلی کم دچار مشکل میشویم و چالش اصلی مان، گرانی مواد اولیه و هزینه سنگین نیروی انسانی است؛ به طور نمونه اول آبان قیمت مواد اولیه را گرفتیم و در کمتر از یک ماه، همان قیمتها ۳۰ درصد افزایش یافت.
با اینکه هنوز به خاطر دارد که اولین بار، موفق شدهاند تمام محصولشان را یکجا به فروش برسانند، توضیح میدهد: اگرچه هنوز آن طور که بایدوشاید جواب نگرفتهایم، در موقعیت خوبی قرار داریم؛ زیرا از روز اول نیز با هدف اشتغال زایی در حوزه تخصصی مان و داشتن نوآوری شروع به کار کردیم.