گزارش تصویری | دویست و بیست و سومین شب حضور مردم مشهد در خیابان (۱۶ مهرماه ۱۴۰۵) گزارش تصویری | بازی پرسپولیس و صنعت نفت آبادان (۱۷ مهر ۱۴۰۵) گزارش تصویری | مسابقات والیبال ساحلی قهرمانی مردان کشور در مشهد گزارش تصویری | دویست و بیست و دومین شب حضور مردم مشهد در خیابان (۱۶ مهرماه ۱۴۰۵) گزارش تصویری | سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان - اصفهان گزارش تصویری | افتتاح اولین مرکز تشخیص و درمان سرطان کودکان گزارش تصویری | دویست و بیست و یکمین شب حضور مردم مشهد در خیابان (۱۵ مهرماه ۱۴۰۵) گزارش تصویری |مسابقه دوستانه فوتبال بین دو تیم پیشکسوتان مشهد و مدافعان حرم هرمزگان گزارش تصویری | تشییع پیکر مطهر دو شهید مدافع امنیت - ساری گزارش تصویری | بزرگداشت استاد غلامرضا قدسی و غلامرضا بایزانمنش در مشهد گزارش تصویری | امحاء بیش از ۱۰ تن مواد مخدر در مشهد گزارش تصویری | دویست و بیستمین شب ایستادگی مردم مشهد در سنگر خیابان گزارش تصویری | بیست‌وششمین نمایشگاه صنایع غذایی، چهاردهمین نمایشگاه تخصصی چاپ و بسته‌بندی و هفتمین نمایشگاه تخصصی شیرینی و شکلات، نان، قهوه و چای گزارش تصویری | برداشت سنتی برنج در سوادکوه گزارش تصویری | جاروبافی در روستای ملاحسن گزارش تصویری | وضعیت «تنگه هرمز»، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ گزارش تصویری | باغ پسته «زرندیه» گزارش تصویری | آیین بهره‌برداری ۳۲ هکتار از کلان‌پروژه بوستان کرامت
سرخط خبرها
| کد خبر: ۳۷۸۲۳۳ | ۱۹:۲۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۹ | دریافت تصاویر

گزارش تصویری | جهان روی دوش مادران

گاهی وقتی به مادران شاغل نگاه می‌کنی، انگار جهان از سرعتش کم می‌کند؛ لحظه‌ای مکث، همان‌جایی که کودکی در آغوش یا کنار دستِ زنی نشسته که باید هم کار کند و هم زندگی را بچرخاند. شروع قصه همین‌قدر ساده است، اما ادامه‌اش همیشه پرفشارتر از آن چیزی‌ست که دیده می‌شود. در نگاه اول، فقط بچه‌ای را می‌بینی که کنج میز یا روی صندلی جا گرفته، اما اگر دقیق‌تر نگاه کنی، می‌فهمی داستان اصلی درباره‌ی تحمل و مراقبتی هم‌زمان است. درباره‌ی زن‌هایی که یک دستشان مشغول کار است و دست دیگرشان حواسش به جهان کوچکی که همراهشان آمده؛ مبادا خطری نزدیک شود، مبادا ترسی به دل کودک بیفتد. همراه‌آوردن بچه به سر کار، تصمیمی ساده نیست. بیشتر شبیه حمل‌کردن تمام امیدهایی‌ست که باید در میان خستگی و فشار روزمره نگهشان داشت. زن نمی‌پرسد چرا این بار فقط روی دوش اوست؛ فقط می‌داند اگر نایستد، هیچ‌چیز سر جایش نمی‌ماند. اینجا همان جایی است که حرف مسکوب آرام از میان روزهای مادرانه سر برمی‌آورد: «همین است: مادر، خانه‌ی نخست و سنگرِ اولین‌مان بود؛ و زندگی‌مان را با خود به مکان‌های دور برد، اما شاید بخش مهمِ آن، همراه همیشگی او بود.» زنانی که در سکوت کار می‌کنند و هم‌زمان سنگرِ کوچکی را که با خود حمل می‌کنند، حفظ می‌کنند؛ سنگری که همین کودکِ کنار دستشان است. در جهانی که کوه‌ها آسوده ایستاده‌اند و ابرها بی‌دغدغه می‌گذرند، این مادران برخلاف آرامش طبیعت، در میانه‌ی فشار زندگی قدم برمی‌دارند. خسته‌اند، اما نمی‌ایستند. چون می‌دانند اگر امروز دوام بیاورند، شاید فردا برای فرزندشان کمی امن‌تر باشد. این مجموعه‌عکس درباره‌ی همین لحظه‌هاست؛ لحظه‌هایی که مادری‌کردن و کار کردن از هم جدا نمی‌شوند، در یک قاب می‌نشینند، و بی‌صدا معنای «ادامه‌دادن» را توضیح می‌دهند.
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->