قوای سه‌گانه افکار عمومی را به مدد بطلبند ناآرامی‌ها در شهرهای مختلف در پی افزایش قیمت بنزین تمدید دفترچه‌های درمانی براساس سابقه پرداخت بیمه امکان تاخیر و کنسلی در پرواز‌های فرودگاه مهرآباد روز‌های شگفت‌انگیز برفی در انتظار مناطق شمالی به خصوص خراسان رضوی ۵۲ هزار کارت سوخت معطله در پست استان! دارندگان فیش حج تمتع اطلاعات خود را به‌روز کنند بازگشت سهمیه ۶۰ لیتری کارت سوخت آزاد ۲۷ اثر شهرستان بردسکن درنوبت ثبت در فهرست آثار ملی کشور ارجاع پرونده تخلف ۱۶ میلیون یورویی در تجهیزات پزشکی به قوه قضاییه بارش اولین برف پاییزی در تهران + فیلم یاری بیماران ام‌اس با اقدامات اجتماعی شیر مدارس در انتظار یاری خیران تب بوم گردی، تاب آبادی مسدود شدن جاده شاهرود - گرگان به علت برف و بوران جایگاه نخست ایران در آسیا برای اهدای اعضای بدن افراد مرگ مغزی  بارش برف در جاده‌های غرب خراسان رضوی دستگیری سارقان بانک ملی زاهدان / همه پول‌های سرقت شده برگردانده شد با کارت شخصی بنزین سوپر نزنید خواب مرگ پشت فرمان
خبر ویژه
راه و بیراه

دایره غفلت

  • کد خبر: ۳۸۳۷
  • ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۵:۰۹

متین نیشابوری - یک سال از این ماجرا می گذرد. این مرد جوان (اشاره به متهم) چون دل به کار نمی داد همان موقع از محل کارمان اخراج شد و دیگر خبری از او نداشتیم. این موضوع به ظاهر تمام شد و ما به کار خود ادامه دادیم تا اینکه امروز از کلانتری زنگ زدند و گفتند فردی را دستگیر کرده اند. پلیس از من خواست هر چه سریع تر به کلانتری بروم.
دلم هزار راه رفت و مثل سیر و سرکه می جوشید. نفهمیدم چه طور خودم را به کلانتری رساندم. باورم نمی شد چه می شنوم. مگر امکان دارد چنین چیزی؟
بلافاصله به شرکت برگشتم و داخل گاوصندوق را نگاه کردم. پلیس راست می گفت ، یکی از بی سیم ها سرجایش نبود. تازه فهمیدم چه اتفاقی افتاده است.
با هول و هراس به کلانتری برگشتم. حالا دیگر خودم هم شاکی بودم و می خواستم موضوع را پیگیری کنم.
راستش را بخواهید من مدیر شرکتی خصوصی هستم و سابقه کار خوبی هم دارم. حدود یک سال قبل برای انجام کارهای شرکت چند دستگاه بی سیم دستی خریدم. از بی سیم ها برای ارتباط داخلی شرکت استفاده می شد.
هنوز چند روز نگذشته بود که مأموران اداره نظارت بر اماکن عمومی نیروی انتظامی آ مدند و ایراد گرفتند. ما باید برای استفاده از بی سیم مجوز می گرفتیم و چون کار مان غیر قانونی بود همان روز بی سیم ها را جمع کردیم.
گوشی های بی سیم را داخل گاو صندوق گذاشتم و گفتم اگر نیازی برای استفاده آن داشتیم اول می رویم و مجوزش را می گیریم .
افسوس، غافل از آن بودم که کارگر جوان شرکت ، یعنی همین فردی که اخراجش کردیم و امروز دستگیر شده چه کاری با این گوشی ها خواهد کرد.
او در فرصتی که از باز بودن در گاو صندوق به دست آورده سوء استفاده کرده و یکی از بی سیم ها را برداشته و با خود برده است.
امروز هم پلیس، بعد ازگذشت چندماه او را به اتهام همراه داشتن بی سیم و اخاذی از شهروندان دستگیر کرده است.
هنوز نمی دانم متهم پرونده چند شاکی دارد و اصلا با این گوشی بی سیم خاموش چه کار کرده است اما تجربه مهم و با ارزشی به دست آ وردم.
نکته اول اینکه قبل از هرکاری برای استفاده از بی سیم می رفتیم و مجوز می گرفتیم، و در نگهداری گوشی های بی سیم بیشتر مراقبت می کردیم.
نکته دیگر اینکه هرکس می خواهد برای شرکت یا محل کار خود کارگر استخدام کند باید تحقیقات لازم را در زمان به کارگیری افراد داشته باشد.
و حرف آ خرم با این مرد جوان است ، با توجه به اتهامی که دستگیرت کرده اند آ دم حسابی همین وقتی را که برای کار خلاف خرج کردی اگر برای یک کار آ برومندانه می گذاشتی بهتر نبود؟
به این واقعیت مهم تاحالا فکر کرده ای ، پول حرام به چه کسی وفا کرده که به زندگی تو خیر برساند؟ اگر مقید به همین مسائل بودی که همان چند ماه قبل از محل کار اخراج نمی شدی و دستی دستی خودت را بیکار نمی کردی. یک کار فرما اگر از کارگر خود صداقت و پاکی و معرفت ببیند هیچ وقت او را تنها نمی گذارد.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:

{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}