درباره خواهر شهید محرابی در سالروز وفات حضرت زینب کبری(س) | صدای خواهرانه شهادت

  • کد خبر: ۳۸۳۷۹۷
  • ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۶
درباره خواهر شهید محرابی در سالروز وفات حضرت زینب کبری(س) | صدای خواهرانه شهادت
ریشه همه‌چیز در گذشته‌ای نزدیک است. در نام برادری که سال۱۳۵۶ در نیشابور به دنیا آمد و آذر۱۳۹۵، در حومه حلب و منطقه شیخ‌سعید، به‌عنوان شهید مدافع حرم به کاروان شهدا پیوست.

مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ «آرام» توی حیاط حسینیه قدیمی نزدیک حرم، روی فرش باریک قرمز، عکس شهدا را یکی‌یکی مرتب می‌کند. او پلاک‌ها، سربند‌های «یا زهرا (س)» و «یا حسین (ع)» و ریسه‌های چراغ را که از آن دیوار تا این دیوار کشیده شده و فضای حیاط را شبیه یک تونل نورانی کرده است، با حوصله جابه‌جا می‌کند. اینجا قرار است جمعی از خواهران شهدا از ایران و چند کشور دیگر دور هم بنشینند، سومین گردهمایی «خواهران شهدای جهان اسلام» است که او در مشهد برپا می‌کند.

یک ساعت مانده به آغاز برنامه، سالن پر می‌شود از زنانی با چادر‌های ساده مشکی، شال‌های رنگی عربی و لهجه‌هایی که از خراسان تا اهواز و از پاکستان تا عراق کشیده شده‌اند. وقتی سرود ایران پخش می‌شود، سکوتی متراکم روی سالن می‌نشیند. بعد نوبت اوست. به‌عنوان مسئول «کانون خواهران شهدای جهان اسلام» پشت تریبون می‌ایستد، برگه‌ای جلو دستش است، اما بیشتر از حافظه و دلش می‌خواند. 

از خواهران می‌گوید، از اینکه این کانون، خانه دوم آنهاست، جایی که می‌توانند یاد برادرانشان را زنده نگه دارند. در گوشه سالن، میز کوچکی به دفترچه‌ها اختصاص دارد. روی جلد بعضی از آنها عکس شهداست، بعضی دیگر فقط یک گل یا کلمه‌ای کوتاه دارند. قرار است این دفترچه‌ها پر شود از خاطره‌های کوتاه. چند خط از لحظه وداع، از دوران نوجوانی شهید، از شوخی‌های ساده خانوادگی. 

برای آرام، این چند خط‌ها همان‌قدر مهم است که یک کتاب قطور. می‌داند همین روایت‌های شخصی است که تاریخ را از حالت خشک و رسمی بیرون می‌آورد و تبدیلش می‌کند به چیزی زنده، قابل لمس و قابل انتقال. بعضی از خواهران از برادرانشان می‌گویند، از فراق، از دل‌تنگی، از غروری که با اشک همراه شده است. آرام گوش می‌دهد، گهگاه چیزی روی کاغذ یادداشت می‌کند، گاهی فقط با تکان سر، داستان را تأیید می‌کند. برای او این جمع، فقط یک مراسم احساسی نیست، شبکه‌ای است از صدا‌ها و روایت‌ها که باید ثبت و به نسل‌های بعد منتقل شود. بخشی از تاریخ معاصر ایران که اگر زنان نگویند، کسی به‌جای آنها نخواهد گفت.

تولد «بیت‌الرقیه (س)»

ریشه همه‌چیز در گذشته‌ای نزدیک است. در نام برادری که سال۱۳۵۶ در نیشابور به دنیا آمد و آذر۱۳۹۵، در حومه حلب و منطقه شیخ‌سعید، به‌عنوان شهید مدافع حرم به کاروان شهدا پیوست. برای آرام، برادر فقط یک نسبت خونی نیست، نقطه شروع مسیری است که او را از یک خواهر داغ‌دیده، به محور جمعی از خواهران شهدا تبدیل کرده است.

جرقه اصلی برپایی کانون زمانی می‌خورد که در یک مراسم رسمی، یکی از برگزارکنندگان با لحنی تحقیرآمیز به او می‌گوید: «خواهر و برادر شهید جایگاهی ندارند». همین جمله به ظاهر ساده، سال‌ها درد روی دلش می‌گذارد و همان‌جا تصمیم می‌گیرد جایی بسازد که اسمش «خواهر» باشد و هویتش هم. آن روز‌ها در «بیت‌الرقیه (س)» کلاس‌های روایتگری برگزار می‌کند، پنجاه نفر از خانواده‌های شهدا و خواهران معنوی شهدا در خانه‌ای جمع می‌شوند تا یاد بگیرند چطور قصه برادرانشان را تعریف کنند، چطور از خاطره فراتر بروند و به روایت برسند. اولین حرکت جمعی‌شان سفری پنج‌روزه است، از مشهد تا قم و جمکران. 

از نظر آرام، این سفر فقط یک زیارت معمولی نیست، نقطه آغاز هویتی است که بعد‌ها در عنوان «کانون خواهران شهدای جهان اسلام» تثبیت می‌شود، نامی که نشان می‌دهد قصه، فقط قصه خانواده‌های شهید ایرانی نیست و می‌تواند تا افغانستان، عراق، سوریه و لبنان امتداد پیدا کند. امروز، کار او فقط محدود به مشهد نیست. در کرمان، در سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی، به همراه حدود چهارصدخواهر شهید به مزار او می‌روند، موکب می‌زنند، دفترچه‌های منقش به تصویر سردار را بین مردم پخش می‌کنند و درست چند قدم پایین‌تر از موکبشان انفجاری رخ می‌دهد. 

او بعد‌ها از صحنه‌ای می‌گوید که مردم، به جای فرار، به سمت محل انفجار می‌دویدند تا به مجروحان کمک کنند، شاهدی زنده برای حرفی که همیشه در سخنرانی‌هایش تکرار می‌کند، این خانواده‌ها با ترس بیگانه‌اند و فرهنگ مقاومت را در زیست روزمره‌شان حمل می‌کنند.

روایتگران تاریخ

در این سال‌ها، «کانون خواهران شهدای جهان اسلام» به‌تدریج از یک حلقه کوچک در یک خانه مشهدی، به شبکه‌ای گسترده از زنان و دخترانی تبدیل شد که هرکدام، قصه شهیدی را بر دوش داشتند. کانون، کارش را با چند کلاس روایتگری و چند سفر زیارتی شروع کرده بود، اما بعد‌ها گردهمایی‌های سراسری، نشست‌های تخصصی، برنامه در مدارس و دانشگاه‌ها و حتی حضور در مناسبت‌های بزرگ ملی را تجربه کرد.

در هر قدم، «آرام محرابی» نقش هماهنگ‌کننده‌ای را ایفا می‌کرد که هم به جزئیات عملیاتی کار مسلط بود و هم به لایه‌های عاطفی و معنوی آن. در شهر مشهد، گردهمایی‌های خواهران شهدا، به‌ویژه آنهایی که در جوار حرم امام‌رضا (ع) برگزار شد، تأثیری فراتر از یک مراسم رسمی گذاشت. حسینیه‌ای که در دی ۱۳۵۷ محل حضور زنان انقلابی بود، در دهه‌های بعد، دوباره به فضایی برای اجتماع زنان تبدیل شد. 

فقدان یک مرکز رسمی برای ثبت خاطرات خواهران شهدا، باعث شده بود سال‌ها بخش بزرگی از تاریخ احساسی و خانوادگی جنگ و پس از جنگ، فقط در گفت‌و‌گو‌های خصوصی بگردد و در هیچ آرشیوی ننشیند. او صدای زنانه رنج و مقاومت را حفظ کرد و با الهام از صبر و روایتگری حضرت زینب (س) این فضایل را در آینه کارهایش بازتاب داد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.