تمام شب دندان درد امانم را بریده بود. شاید یکی دو ساعت بود که با خوردن دارو آرام شدم و خوابم برد. آنقدر غرق خواب بودم که با شنیدن آژیر دزدگیر همسایه فکر میکردم خواب میبینم. هر چی از این شانه به آن شانه شدم و با خودم کلنجار رفتم که صدا قطع شود، نشد که نشد. چشمهایم را که باز کردم دیدم دیگر اعضای خانواده هم بیدار شدهاند و به صاحب خودرو بد و بیراه میگویند. ساعت5 و نیم صبح جمعه، سرها را از پنجره درآورده بودیم و با هم صحبت میکردیم که سمند سفیدی که آژیر دزدگیرش یکسره شده، متعلق به کدام همسایه است.
برای یک دقیقه صدا قطع میشد، هر کدام به اتاقهای خودمان میرفتیم و دوباره صدای آژیر و غرولند اهالی خانه بلند میشد. خوب که دقت کردم کل ساختمان اوضاعشان همین بود.
پسرم در و پنجرهها را بست، در گوشش هدفون گذاشت اما باز هم بیفایده بود. آنقدر صدای آژیر بلند بود که خواب برای آدم نمیگذاشت. یکی از همسایهها از ساختمان بیرون رفت و به دنبال صاحب خودرو میگشت. بنده خدا خجالت میکشید در خانه همسایهها را بزند. همه میدانستند صاحب خودرو خانهاش این اطراف نیست، خودرویش را مقابل خانه ما گذاشته و معلوم نیست چند خانه بالاتر یا پایینتر در خواب ناز است و صدای آژیر خودرویش را هم نمیشنود. علتش هم این است که ما برای امنیت بیشتر مقابل هر دو در پارکینگمان دوربین نصب کردهایم. برای همین همسایهها بدون در نظر گرفتن این موضوع که اهالی یک ساختمان هزینه دوربین را تقبل کردهاند خودرویشان را برای امنیت بیشتر مقابل آپارتمان ما پارک میکنند.
همسایه بخت برگشته ما کله صبح جمعه در کوچه ایستاده بود و به اطراف نگاه میکرد. اگر عابری رد میشد با خجالت میپرسید نمیدانید این خودرو متعلق به کدام همسایه است، سرمان را برده بچه کوچک داریم نیم ساعت است یک بند آژیر میکشد. ما دیگر قید خواب را زدیم و بساط صبحانه را با همان صدای آژیر چیدیم. بعضی همسایهها که به کوه و دشت زدند و به قول خودشان از سروصدا سر به بیابان گذاشتند.
ساعت نزدیک 8صبح بود که بالاخره صاحب خودرو دزدگیر به دست به سمت خودرویش دوید. نگاهی به اطراف انداخت و صدای دزدگیر خودرویش را قطع کرد. یکی از همسایهها سرش را از پنجره بیرون آورد و گفت کجایی مرد حسابی سروصدا سرمان را برد. صاحب خودرو بدون اینکه سرش را بلند کند و به همسایهمان نگاهی بیندازد، گفت خودرو است دیگر زبان نمیفهمد. در حالی که خنده ریزی به لب داشت، گفت چشم میگویم دیگر سروصدا راه نیندازد.
نمیدانم خودخواهی تعریف دیگری میتواند داشته باشد؟ اهالی یک ساختمان و حتی ساختمانهای اطراف را کله صبح بیخواب کنی و بعد تنها جوابی که میتوانی به این مردم آزاری داشته باشی، تمسخر باشد.
اینکه گذشتگانمان گفتهاند؛ شعور به تحصیل نیست، ثروت به دارایی نیست در گرانبهایی است، واقعا همینطور است. رفتار و منش آدمهاست که سوادشان را مشخص میکند. انسان دوستی و اخلاقشان دارایی نیکشان محسوب میشود. چون از دارایی و سوادشان چیزی جز رفتارشان به همسایهها نمیرسد.