پاسخ قرآن به یک سؤال؛ چرا ثروت، انسان را دچار توهم بی‌نیازی از خدا می‌کند؟

  • کد خبر: ۳۹۱۰۲۹
  • ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۳
پاسخ قرآن به یک سؤال؛ چرا ثروت، انسان را دچار توهم بی‌نیازی از خدا می‌کند؟
ثروت می‌تواند انسان را فریب دهد و او را دچار توهم بی‌نیازی از خدا کند، چرا که احساس قدرت و کنترل بر زندگی، رابطه با خالق را کمرنگ می‌کند. قرآن در آیات ۷۸ تا ۸۴ سوره قصص، داستان قارون را نقل می‌کند؛ مردی که ثروتش را محصول علم خود می‌دانست و غرور او سرانجام به فرو رفتن در زمین و نابودی انجامید.

به گزارش شهرآرانیوز؛ آیات ۷۸ تا ۸۴ سوره قصص، نقطه اوج داستان قارون است، روایتی عبرت‌آموز از نسبت ثروت، قدرت، غرور و سرنوشت انسان. این آیات، فراتر از یک قصه تاریخی، الگویی تکرار شونده از رفتار بشر در برابر نعمت، هشدار و حقیقت را ترسیم می‌کنند، الگویی که در هر عصری قابل مشاهده است.

دانش بدون شکر آغاز انحراف است

قارون در پاسخ به اندرز خیرخواهان، منشأ ثروت خود را «علم» معرفی می‌کند و می‌گوید که «این ثروت را به سبب دانشی که نزد من است به دست آورده‌ام».

قرآن با نقل این جمله، پرده از یک خطای بنیادین برمی‌دارد، خطایی که در آن انسان دانش، مهارت یا هوش خود را مستقل از اراده الهی می‌بیند. قارون نه تنها نعمت را به خدا نسبت نمی‌دهد، بلکه علم را ابزار برتری‌جویی می‌داند. این نگاه، علم را از مسیر هدایت خارج کرده و آن را به توجیه‌گر تکبر تبدیل می‌کند.

قوی‌تر از قارون هم نابود شدند

در این آیه، قرآن یادآوری می‌کند که پیش از قارون، اقوامی نابود شدند که از او نیرومندتر و ثروتمندتر بودند. این یادآوری تاریخی، هشدار روشنی است یعنی قانون الهی در سقوط مستکبران، تغییرناپذیر است و هیچ سرمایه‌ای، مصونیت دائمی ایجاد نمی‌کند.

ثروت نمایشی و وسوسه تماشاگران

قرآن صحنه‌ای تأثیرگذار را ترسیم می‌کند، قارون با زینت و شکوه در برابر مردم ظاهر می‌شود. این نمایش، تنها یک جلوه‌گری ساده نیست بلکه آزمونی اجتماعی است.

گروهی از مردم، که نگاهشان محدود به زندگی دنیا است آرزو می‌کنند کاش بهره‌ای مانند قارون داشتند. این آرزو نشانه شیفتگی به ظاهر قدرت و ثروت است، بدون توجه به پشت‌پرده آن.

در مقابل، اهل علم و بینش، واکنشی متفاوت دارند. آنان یادآوری می‌کنند که پاداش الهی برای کسی که ایمان و عمل صالح دارد بهتر و ماندگارتر است. این تقابل، شکاف همیشگی میان دو نوع نگاه را نشان می‌دهد، نگاه سطحی که موفقیت را در دارایی می‌بیند و نگاه عمیق که عاقبت و معنا را معیار قرار می‌دهد.

سقوط ناگهانی، فروپاشی یک اسطوره

آیه ۸۱، نقطه عطف داستان است، قارون و خانه‌اش در زمین فرو می‌روند، این فروپاشی، ناگهانی و بدون مقدمه ظاهری رخ می‌دهد گویی زمینی که روزی بستر فخر فروشی بود، اکنون به ابزار مجازات تبدیل می‌شود. قرآن تصریح می‌کند که هیچ گروهی نتوانست او را یاری دهد و خود نیز قادر به دفاع از خویش نبود.

این صحنه، تصویری گویا از ناتوانی مطلق انسان در لحظه قطع حمایت الهی است. تمام شبکه‌های قدرت، ثروت و نفوذ، در یک لحظه بی‌اثر می‌شوند. قارون که نماد خوداتکایی افراطی بود، حتی فرصت دفاع از خود را نمی‌یابد.

بیداری پس از سقوط

پس از نابودی قارون، همان کسانی که دیروز آرزوی جایگاه او را داشتند، دچار تحول فکری می‌شوند. آنان به این حقیقت می‌رسند که خداوند است که روزی را گسترده یا تنگ می‌کند و اگر لطف الهی نبود، ممکن بود سرنوشت آنان نیز چنین باشد. این بیداری، هرچند دیرهنگام، اما آموزنده است.

قرآن با این تغییر موضع، نشان می‌دهد که بسیاری از دلبستگی‌های دنیوی، محصول ناآگاهی از سنت‌های الهی است. وقتی پرده‌ها کنار می‌رود، معیار‌های واقعی ارزش، آشکار می‌شود.

سرای آخرت، معیار نهایی ارزش

آیات پایانی این بخش، جمع‌بندی روشنی ارائه می‌دهد، سرای آخرت برای کسانی است که در زمین برتری‌جویی و فساد نمی‌خواهند. این جمله مرز میان استفاده سالم از نعمت و سقوط قارونی را مشخص می‌کند. مسئله، داشتن یا نداشتن ثروت نیست، بلکه نوع خواستن، نیت قدرت‌طلبانه و رفتار اجتماعی انسان است.

قرآن در پایان تأکید می‌کند که عاقبت نیک، از آن پرهیزکاران است. این عاقبت، نه الزاماً به معنای رفاه دنیوی بلکه به معنای رستگاری، آرامش و ماندگاری نام و اثر انسان است.

این آیات، هشداری ماندگار به جوامعی است که موفقیت را صرفاً با شاخص‌های مادی می‌سنجند. داستان قارون، آینه‌ای است که هر عصر می‌تواند تصویر خود را در آن ببیند، اگر بخواهد.

منبع: فارس

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.