سفری به شیرینی نبات

  • کد خبر: ۴۱۲۸۰۸
  • ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۳۱
سفری به شیرینی نبات
سفر امسال به مشـهد، با همه سفرهای قبلی اش فرق می‌کرد. کشور در وضعیت جنگی بود و هواپیما‌ها که پرواز نمی‌کردند و بلیت قطار هم اصلا پیدا نمی‌شد.

سفر امسال به مشهد، با همه سفـرهای قبلی اش فرق می‌کرد. کشور در وضعیت جنگی بود و هواپیما‌ها که پرواز نمی‌کردند و بلیت قطار هم اصلا پیدا نمی‌شد. آن قدر به این در و آن در زد تا سرانجام با زحمت و به سختی یک بلیت اتوبوس گیرش آمد. خبر را که به خانواده داد، آن‌ها هم خوشحال شدند و هم ناراحت. 

ناراحتی شان از این سبب بود که امسال مثل هر سال، در ایام ولادت آقا علی بن موسی الرضا (ع)، همه با هم نمی‌توانند به مشهد بروند، اما بیشتر خوشحال بودند به دلیل اینکه امسال یک نفر نائب الزیاره راهی حرم می‌کنند. خنده‌ها و گریه‌ها بدرقه راهش شده بود.

مادرجان همان طور که با مشت به سینه اش می‌کوبید و با غیظ می‌گفت: خدا به حق پنج تن این آمریکا و اسرائیل رو ذلیل و خوار کنه، تأکید می‌کرد که پشت پنجره فولاد برای پیروزی ایران دعا کند. خواهـر کوچکــش سـارا، یک چـادر سفیـد گلـدار اندازه خودش می‌خواست و برادرش امیرعلی، چفیه اش را داده بود تا به حرم بیاورد و متبرکش کند.

همه همسایه‌ها و دوستان، التماس دعا داشتند. چند نفر هم نامه داده بودند که درون ضریح بینـدازد. احســاس می‌کـرد به اندازه یک قافله بزرگ، همسفـرِ نیامده به سفر دارد. سفر به مشهد، آن هم به قصد زیارت، یک سفر معمولی نبود. برای خیلی‌ها یک آرزو بود. آن هم در این شرایط سخت و پراضطراب.

***

قبل از ورود به حرم، وقتی که ایستاده بود تا سلام بدهد، احساس می‌کرد همه خانواده و دوستانش، دست بر سینه کنارش ایستاده‌اند. قطرات اشک بدون آنکه حواسش باشد، صورتش را خیس کرده بودند و چشم هایش گنبد و گلدسته‌های نورانی حرم را تار می‌دیدند. حواسش بود که همه آن‌هایی را که التماس دعا داشتند در خاطرش بیاورد و کسی را فراموش نکند. اول از همه می‌خواست برود پشت پنجره فولاد و دعای مادرجانش را همان طور که سفارش کرده بود، از آقا بخواهد. زیارت، دلش را سرشار از آرامش کرد.

***

دو سه روزِ سفر، در چشم برهم زدنی تمام شد. وقت بازگشت رسید. دلش آرام بود که سفارش‌های همه را انجام داده است. داخل چمدانش را نگاه کرد. چادر گلدار کوچک برای سارا، سجاده برای مادرجان، چفیه متبرک شده به ضریح برای امیرعلی، زرشک و نخود و کشمش و نبات برای دوستان و همسایه ها، تسبیح برای آقاجان و عموجان، یک دنیا حس و حال خوب و آرامش و قوت قلب برای دوستان و اقوام و همسایه‌ها و یک آسمان نفس معطر و عمیق از بوی خوش زیارت در هوای حرم.

عکس: ملیحه حریری

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.