طبق آخرین گزارشهای واصله از نبض نامنظم بازار، قیمت لوازم خانگی از پاییز امسال تاکنون بین ۶۰تا۱۰۰درصد «جهش عمودی» داشته است. این یعنی اگر چندسال پیش با تکیه بر استراتژی «آفتابه خرج لحیم»، به جای تعمیر، تعویض میکردید، دیگر از آن دست ودل بازیها خبری نیست. اگر تا پارسال خرید یک «ساید بای ساید» برای قشر متوسط حرکتی قهرمانانه بود، اکنون این خرید به عملیاتی «غیرممکن» تبدیل شده و تنهاگزینه باقی مانده، «سایدبی ساید» (کنارایستادن و تماشاکردن ویترین) است!
از این پس، نگاه ما به اشیای به ظاهر بی جان داخل خانه باید به کلی دگرگون شود. بر اساس استانداردهای جدید، ما دیگر در خانه هایمان «لوازم برقی نیاز به تعمیر» نداریم؛ ما باید به چشم «بیماران خاص و نادری» به آنها نگاه کنیم که حیاتشان به مویی (یا سیمی یا خازنی) بند است.
اگر پیشتر روی در یخچال سخنان انگیزشی میزدید که مثلا «قدرتمندها درد را میکِشند، اما نمیگذارند درد آنها را بکُشد»، حالا باید این مدل بیانیهها را به جای روی درب، دقیقا «داخل» یخچال و روبه روی طبقات خالی شده یخچال بچسبانید تا موتور یخچال، به رغم نوسانات کمرشکن برق و صداهای عجیب وغریبش، برای ادامه دادن انگیزه بگیرد.
بهتر است این کار را بکنید. چون ممکن است به زودی روی در یخچال سوخته، آگهی ترحیمی با این مضمون ببینید: «ناکام، بر اثر نوسان ناگهانی ولتاژ، درحالی که فقط ۴۸سال داشت و هنوز چشمانش (لامپش) موقع بازشدن در به جمال صاحب خانه روشن بود، دار فانی را به مقصد سطل زباله وداع گفت.»
اگر ماشین لباس شویی تان موقع خشک کردن، صدایی شبیه به تیک اف جنگنده اف- ۱۴ تولید میکند، حق ندارید با تشرزدن یا لگد فنی به بدنه، او را به سکوت دعوت کنید. خیر! این رفتار بدوی با یک کالای «فوق لاکچری» دور از شأن است. شما باید با نهایت ادب کنارش بنشینید و همان طور که دستتان را با عطوفت روی آن گذاشتهاید، با لحنی سرشار از احترام بگویید: «قربان، کمی آرام تر؛ قلب ما و موتور شما با هم میتپد!» حتی اگر لازم شد، باید از «پروفسور تعمیرکار» بخواهید با عملیات «سی پی آر» و شوک الکتریکی، این عزیز درآستانه موت را به چرخه زندگی برگرداند.
وضعیت به قدری دراماتیک شده است که باید برای وسایل خانه، به خصوص آن قدیمی ترها که بوی ژاپن و آلمان قدیم میدهند، عنوان «بزرگ خاندان» قائل شویم. در این دوران، شغل «تعمیرکاری» از جراحی قلب و مغز هم پرستیژ بالاتری یافته است. تعمیرکار محله دیگر با لباس آبی روغنی نمیآید.
او با کیف سامسونت، دستکش جراحی و وقت قبلی میآید. بالای سر لباس شویی میایستد، آهی از ته دل میکشد و میگوید: «امیدوارم بتونم زندگی رو دوباره به این کالبد برگردونم!» و شما حاضرید نصف عمرتان را بدهید به لباس شویی تا او عمرش را به شما ندهد!
مفهوم «جهیزیه» نیز به کلی دگرگون شده است. قدیمها فهرست مینوشتند: یخچال، لباس شویی، اتو... الان فهرستها خلاصه شده است به: «یک عدد فازمتر نوری، هویه، یک انبردست اصل و چند بورد الکترونیک نایاب در ناصرخسرو»
یحتمل به زودی در مراسم خواستگاری به جای اینکه بپرسند «داماد خانه و ماشین دارد؟»، با لحنی جدی میپرسند: «آیا داماد محترم میتواند با جناب سشوار چنان با ملاطفت رفتار کند که دَمش سالهای سال گرم بماند؟»