رمضان و حضور مسئولانه در جامعه

  • کد خبر: ۳۹۴۴۹۹
  • ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۶
رمضان و حضور مسئولانه در جامعه
رمضان، در هندسه زیست مؤمنانه، پروژه‌ای برای بازسازی نسبت ما با خود، با دیگری و با جامعه است.

رمضان، در هندسه زیست مؤمنانه، پروژه‌ای برای بازسازی نسبت ما با خود، با دیگری و با جامعه است. ماهی که می‌آید تا «نظام معنا» را در برابر «نظام مصرف» دوباره برپا کند. باری، هر جامعه‌ای با آیین هایش، خودش را بازتولید می‌کند. رمضان، آیین بازتولید کرامت است. اگر در جان و جهان ما «نمود واقعی» نیابد، یعنی فرهنگ ما از درون تهی شده است.

آن گاه روزه، به امساک از نان تقلیل می‌یابد و از امساک نفس و نفْس پرستی بازمی ماند. پیامبر حکمت و رحمت (ص) در ادامه همان خطبه، نقشه این بازسازی را چنین ترسیم می‌کنند: «به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید. به بزرگان احترام و بر کوچک‌ها ترحم و به بستگانتان نیکی کنید.» این‌ها بند‌های یک «منشور اجتماعی» است. منشوری برای تمرین مواسات. 

مواسات یعنی برهم زدن منطق فردگرایی افراطی. یعنی شکستن این توهم که رنج، امر خصوصی است. در منطق رمضان، هیچ دردی خصوصی نیست. هر زخمی، مسئولیتی عمومی می‌آفریند. کمک کردن، در این نگاه، کنشی اقتصادی نیست، کنشی نمادین و فرهنگی است. 

صدقه، بازتوزیع کرامت است پیش از آنکه بازتوزیع ثروت باشد. در تربیت دینی به ما آموخته‌اند که دست ما در کمک، پایین باشد و دست نیازمند بالا چرا که او «عیال ا...» است. این تعبیر، نسبت قدرت را جابه جا می‌کند. کمک کننده، صاحب فضل نیست، واسطه فضل است. این جابه جایی، فرهنگ تحقیر را به فرهنگ تکریم بدل می‌کند و چه بسیار کمک‌هایی که، چون فاقد این فهم‌اند، بیشتر می‌شکنند تا بسازند.

رمضان بهار عبادت است، اما اگر دقیق‌تر بنگریم، فصل «تنظیم اجتماعی» نیز هست. آنجا که رسول خدا (ص) می‌فرمایند: «زبانتان را نگه دارید، چشم هایتان را از آنچه حلال نیست بپوشانید، گوش هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست فرو بندید»، در واقع از یک «اخلاق رسانه‌ای» سخن می‌گویند پیش از آنکه رسانه‌ای به معنای امروزینش باشد.

در جهان شبکه‌ای امروز، هر فرد یک رسانه است. زبان‌ها به تعداد صفحه‌ها تکثیر شده‌اند. هر بازنشر، می‌تواند تندبادی در آبروی مردمان باشد. چشم‌ها در ازدحام تصویر و گوش‌ها در بمباران کلمات، بیش از همیشه در معرض «عادی سازی بی حرمتی» قرار دارند. وقتی هتک حرمت، عادی شود، جامعه از درون فرومی پاشد، زیرا سرمایه اجتماعی که همان اعتماد است، ترک برمی دارد.

رمضان آمده است تا این عادی سازی را بشکند. تا به ما بیاموزد که سکوت، گاهی عبادت است. ندیدن، گاهی تقواست. نشنیدن، گاهی نجات است. این‌ها فقط توصیه‌های فردی نیست، زیرساخت‌های یک جامعه سالم است. جامعه‌ای که در آن آبرو، حرز دارد و زبان، بی مهار نیست.

من ترجیح می‌دهم این ماه را «رمضان علیه السلام» بخوانم، از سر تکریم. زیرا با یک «زمان مقدس» روبه روییم که می‌تواند زمانِ ما را نیز مقدس کند. ماه خداست و بهار قامت کشیدن بندگان در هیئت ایثار. در این ماه، سفره‌ها فقط گسترده نمی‌شوند، دل‌ها نیز گشوده می‌گردند. افطار، فقط شکستن گرسنگی نیست، شکستن مرز‌های بی اعتنایی است؛ و آن کلام بلند نبوی که: «هر که در این ماه، روزه داری را افطار دهد، پاداشش نزد خدا همچون آزاد کردن برده‌ای است»، معنایی فراتر از ثواب فردی دارد.

افطار دادن، تمرینِ آزادسازی است؛ آزادسازی خود از اسارت بخل و جامعه از اسارت بی تفاوتی و وقتی می‌افزایند: «خود را از آتش نگه دارید، هر چند با یک دانه خرما، هر چند با یک جرعه آب»، در حقیقت دایره مشارکت را همگانی می‌کنند. اینجا سرمایه معیار نیست، نیت و نسبت معیار است.

رمضان، میدان مسابقه ثروتمندان نیست، میدان حضور مسئولانه همگان است. هرکس می‌تواند سهمی در بازسازی اخلاق عمومی داشته باشد. یک خرما، اگر با نیت مواسات باشد، می‌تواند کنشی فرهنگی باشد علیه فرهنگ انباشت. یک جرعه آب، اگر برای افطار دیگری باشد، می‌تواند بیانیه‌ای باشد در دفاع از کرامت انسان.

امروز، بیش از هر زمان، به چنین قرائتی از رمضان نیازمندیم. قرائتی که دینداری را از حاشیه به متن زندگی اجتماعی بیاورد. اگر رمضان در جان ما بنشیند، در جهان ما نیز خواهد نشست. آنگاه رسانه، به جای میدان نزاع، میدان روایت نیکی می‌شود. اقتصاد، به جای صحنه مسابقه حرص، عرصه مواسات می‌گردد و سیاست، به جای جدال قدرت، تمرین مسئولیت.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.