به گزارش شهرآرانیوز، موسی عصمتی، یکی از نویسندگان روشندل مشهدی است با قلمی روان و روحی جاری که با ریشههای خاک وطن گره خورده است، دغدغه خود را در شرایط سیاسی و اجتماعی مختلف، روانه کاغذ میکند.
این شاعر خوشفکر و دغدغهمند، در جنگ ۱۲ روزه نیز با انتشار اشعاری درباره ظلم آشکاری که در حق مردم ایران صورت گرفت، قلم برداشت و ظلم و خشونت را تسلیم واژگان کرد.
حالا عصمتی بار دیگر ذهنش سرتاسر فکر و پریشانی است، دلواپش اینکه چطور میتواند این روزهایی که ظلم رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار در گوش تمام عالم میپیچد و حالا بر سر مردم غیرتمند ایران سایه انداخته است را برای نسلهای آینده به یادگار بگذارد.
در ادامه یکی از اشعار این هنرمند را درباره جنگ خواهید خواند:
شیشههای شکسته میدانند آخرین حرف سنگ شوخی نیست
زیر باران آتش و باروت لحظهای هم درنگ شوخی نیست
ما همین مردمان معمولی از مزار کبوتری گمنام
با تمام وجود حس کردیم که سرانجام جنگ شوخی نیست
ما بدون دلیل فهمیدیم بغضهای شکسته اروند
اشکهای همیشه کارون بر مزار نهنگ شوخی نیست
شاهد ما همیشه تاریخ است شاهدی که دقیق میداند
آتشی که به جانمان افتاد از دهان تفنگ شوخی نیست
بعد یک انفجار پیدرپی پشت نیزار، توی یک دره
وقتی از اوج قلهها افتاد نالههای پلنگ شوخی نیست
ما پلنگان زخمی دوران، حرفهای نگفتهمان این است
صحبت از جنگ، صحبت از حتی، پوکههای فشنگ شوخی نیست
با شمایم شما که میدانید زخمهای عمیقمان جدیست
کاش در یادتان بماند که طبل و شیپور جنگ شوخی نیست
این شاعر مشهدی در گفتوگو با خبرنگار شهرآرانیوز درباره وقایع اخیر و جنایات علیه ایران اظهار کرد: در حال حاضر مردم فشار بسیار زیادی را متحمل شدهاند. ما مورد یک حمله ناجوانمردانه قرار گرفتیم و عجیب است که جهان دربرابر این ظلم آشکار چشم و زبان بسته است! خط قرمزهای بسیاری در طول این چند روز شکسته شد و داغ بسیاری را بر دل مردم نها؛ نمیتوان در این شرایط گوشهای نشست در سکوت تماشا کرد.
عصمتی در ادامه با بیان اینکه اتفاقات اخیر با وجود غم بسیارشان میتوانند در تاریخ حماشی ایران به خوبی ثبت شوند، گفت: از ابتدای تاریخ تاکنون، تمام تحولات سیاسی دنیا بر شئونات یک جامعه خصوصا زمینههای هنری اثرگذار بوده است؛ از سینما گرفته تا شعر و نقاشی، همگی تحت تأثیر وقایع قرار میگیرند و برای نسلهای آینده، روایتی عمیق را به جای میگذارند.
وی افزود: اتفاقات فعلی بسیار تلخ هستند و طبیعی است که برخی از هنرمندان نتوانند به سرعت دست به قلم بگیرند، دوربین بردارند یا طرح بر بوم نقاشی بزنند، اما یقینا به زودی آثاری از این برهه زمانی خلق خواهد شد که برای سالیان سال و فرزندانمان ماندگار میشود. همه اتفاقا اخیر بر ضمیر فرهنگ و ملت ایران که ریشه و تمدن چند هزار ساله دارد، حک خواهد شد. درست همانند ققنوسی که از دل آتش برخواست.
این شاعر خاطرنشان کرد: در این برهه از زمان، همه نویسندگان و شاعران وظیفه دارند این رویداد تجاوزکارانه و وحشیانه را توصیف کنند تا آنچه اتفاق افتاده است در تاریخ بماند. در این میان ممکن است برخی از هنرمندان به دلایل مختلف از جمله اختلاف نظرات یا اعتراض به شرایط اقتصادی و داخلی کشور از نوشتن خودداری کنند، اما الا زمان پرداختن به تفرقهها نیست. در حال حاضر کوبیدن بر طبل تفرقه خیانت به وطن است و باید از آن اجتناب کرد.
عصمتی در ادامه بیان کرد: شاید برخی از این دوستان ما ناآگاه باشند، اطلاع صحیحی از مسائل روز نداشته باشند یا شاید هم چنان تحت تأثیر تبلیغات دشمن قرار گرفته باشند که حالا چشمشان را بر ظلم این روزها بستهاند. کسی منکر مسائل و کم و کاستیهای داخلی نمیشود، اما در این شرایط وظیفه ملی ماست که به عنوان یک ایرانی اجازه ندهیم بیگانگان برای ما تعیین تکلیف کنند. حرف زور برای ما پذیرفتنی نیست.
وی با تأکید بر این نکته که نباید دلخوریهایمان را پیش دشمن فریاد بزنیم، افزود: ما در این شرایط سرنوشتساز، با تمام اختلاف نظرات باید درد را در خودمان نگه داریم و با تمام وجود از کشورمان دفاع کنیم. دشمن برای ۲ اتفاق در کشور ما برنامهریزی کرده است و آن هم جنگ داخلی و تجریه این سرزمین وسیع است. ما نباید این اجازه را به او بدهیم با همدلی و اتحاد، او را نأیوس کنیم.
این شاعر مشهدی تشریح کرد: هیچگاه هیچ گلوله جنگی و سرباز خارجی برای نجات و رفاه حال ما اقدام نکرده، نمیکند و نخواهد کرد. ماییم که باید سرنوشتمان را بسازیم و با تکیه بر غیرت ایرانی اجازه نمیدهیم آنها به منافعشان برسند. واضح است دشمنی که یک مدرسه را هدف میگیرد، دلش برای مردم ایران نمیسوزد. برای دشمن ما انسانیت معنا ندارد و وظیفه ماست که این جنایات او را به شدت محکوم کنیم.
عصمتی درنهایت با اشاره به تعرض به جان مقام معظم رهبری و به شهادت رساندن او توسط دستهای آلوده و خونین رژیم صهیونیستی و آمریکا بیان کرد: رهبر کشور ما، نماینده مردم ما بود؛ این جنایت نشان میدهد که دشمن به دنبال تعیین تکلیف برای منِ ایرانی است. آنها دیگر از خطوط قرمز ما رد شدند، همه هنجارهای روشن بینالمللی را شکستهاند، اما با این حال دم از حقوق بشر هم میزنند و در عین بی قانونی ادعای قانون دارند. اگر الان جلوی این مستعمران نایستیم، در آینده به یک ملت بله قربانگوی دست به سینه بدل خواهیم شد.