هوا صاف صاف صاف بود. آسمان آبی بود. آفتاب مهربان بود. خاک زیر نعلین ها، نرم بود و خوشبخت. به رسم قرار هرساله، زمین مهیای تولدی دوباره بود. یک شاخه نهال نازک و ترد و تازه، منتظر نشسته بود تا ریشه هایش در خاک زمین، قرص شود. خورشید از آن بالا با لبخند همه چیز را زیر نظر داشت. پرندهها داشتند از لبه دیوار سرک میکشیدند تا یک تولد دوباره را تماشا کنند.
ریشهها در خاک فرو رفت. گودال کوچک آرام آرام با دستان مرد خدا پر شد. آب، بی عجله از گلوی آبپاش پایین آمد و گلوی خشک نهال را تازه کرد. همه چیز آرام بود. همه چیز زیبا بود. هیچ صدای اضافی در محیط نبود جز ذوق پرندگان و صدای شاتر دوربینهایی که برای ثبت برگزاری یک آیین زیبا حاضر شده بودند.
هیچ کس نمیدانست این آخرین قاب از آرشیو عکسهای نیمه اسفند حضرت آقاست که ثبت و ضبط میشود. به رسم هرسال، کار تمام میشود و میایستند مقابل دوربین. از برکت درخت کاری و وجود سبزینگی میگویند. همه چیز بوی وصیت میدهد. وصیت میکنند در جزئیات. در آداب. در توجه به ریزه کاریهایی که زندگی را زیباتر میکند:
* «خود درخت و سبزه، مایه طراوت و صفای محیط زندگی است. غیر از جنبه سلامت و سود مادی و امثال این ها، چشم نواز است، دلنواز است. محیط زندگی اگر سبز باشد و همراه با سبزه و روییدنیهای نعمت پروردگار باشد، این طبعا برای محیط روحی انسان مفید است و انسانها بهرهمند میشوند. اینها جنبههای مختلفی است. در واقع درخت، نهال کاری، هم سود مادی دارد، هم سود زیستی دارد، هم مایه طراوت و سود روانی دارد، از همه جهت انصافا سود محض است، یعنی هیچ ضرری در آن وجود ندارد.»
سود محض حضور نهالها بود و کلماتی که از دهان ایشان به زمین میریخت و جوانه میزد و سال به سال درخت تنومندی میشد که زیر سایه اش، امنترین جا برای فرار از بلاتکلیفیها و شبهات زمانه بود.
*بیانات رهبرشهید انقلاب پس از کاشت نهال در روز درخت کاری (۱۵/۱۲/۱۴۰۳)