هشت سال جنگ، بسیاری از ساختارهای عادی جامعه را تغییر داد، اما فوتبال ایران هرگز کاملاً متوقف نشد. در همان سالهایی که صدای آژیر خطر بخشی از زندگی روزمره بود، در شهرهای مختلف هنوز زمینهایی وجود داشت که توپ در آنها به گردش درمیآمد. پیش از انقلاب، فوتبال باشگاهی ایران با لیگ سراسری تخت جمشید برگزار میشد؛ لیگی حرفهای و نسبتاً منظم. اما با وقوع انقلاب و سپس آغاز جنگ، این ساختار از بین رفت و فوتبال کشور برای مدتی وارد دورهای متفاوت شد.
در سالهای نخست جنگ، دیگر خبری از یک لیگ سراسری منظم نبود و مسابقات بیشتر در قالب لیگهای منطقهای و استانی برگزار میشد. در این میان، لیگ باشگاههای تهران نقش مهمی داشت. بسیاری از تیمهای بزرگ کشور که امکانات سفر به شهرهای مختلف را نداشتند، در همین رقابتها بازی میکردند. مسابقات تهران عملاً به یکی از مهمترین صحنههای رقابت فوتبال باشگاهی ایران تبدیل شده بود و تیمهایی مثل استقلال و پرسپولیس بخش عمده مسابقات خود را در همین چارچوب انجام میدادند.
در کنار آن، فدراسیون فوتبال برای زندهنگهداشتن رقابت سراسری، گاهی تورنمنتهایی با ساختار منطقهای برگزار میکرد؛ مسابقاتی که تیمها یا بهصورت باشگاهی و گاهی بهصورت منتخب استانها در آن شرکت میکردند. این رقابتها با برنامهای سادهتر و با درنظرگرفتن محدودیتهای سفر و امکانات برگزار میشد.
در سالهای پایانی جنگ، تلاش شد دوباره یک چارچوب ملی برای فوتبال ایجاد شود. نتیجه این تلاشها برگزاری رقابتی با نام «لیگ قدس» بود؛ لیگی که تیمها در آن بیشتر با سهمیههای استانی حضور داشتند و نوعی بازگشت به رقابت سراسری محسوب میشد. جام قدس در واقع پلی بود میان سالهای پراکنده دهه ۶۰ و شکلگیری لیگ منظم بعدی فوتبال ایران.
داستانهای ناگفتهای در دل همان مسابقات شکل گرفت؛ بازیکنانی که گاه از جبهه به شهر بازمیگشتند و دوباره پیراهن تیمشان را میپوشیدند، مسابقاتی که در شرایط خاص امنیتی برگزار میشد و تیمهایی که با کمترین امکانات سفر میکردند. فوتبال در آن دوران بیش از آنکه یک صنعت یا سرگرمی باشد، نشانهای از تداوم زندگی بود.