به گزارش شهرآرانیوز، داستان با پیچیدن آوای خوش قرائت قرآن در گوش سیدضیاءالدین آغاز شد. او خردسال بود که محو صدای زیبای مادرش شد. او میگفت: دور مادرم جمع میشدیم و او با صدای زیبایش برایمان قرآن میخواند و به همین مناسبت آیاتی را که درباره زندگی پیامبران بود، برای ما توضیح میداد.
حالا پدرش (آقاسیدجواد) ضیاءالدین و برادر بزرگترش را به مکتب فرستاد تا در آنجا قرآن یاد بگیرند. او کوچکترین بچهای بود که در مکتب زیر نظر استادش که بانویی پرهیزگار بود، آیات قرآن را فرامیگرفت.
پنجساله که شد، به دبستان رفت و مدیر مدرسه متوجه صدای زیبای ضیاءالدین شد و از او خواست تا سر صف قرآن بخواند. این نخستینباری بود که او مقابل جمعیت زیادی با اعتمادبهنفس آیات قرآن را با صوت خوش تلاوت میکرد. حالا او قرآنخوان مدرسه شده بود. وقتی آیتا... سیدابوالقاسم کاشانی و سیدنورالدین حسینیشیرازی به مشهد سفر کردند، سیدضیاءالدین نهساله در مراسم پیشواز از این دو شخصیت با صدای خوش قرآن خواند.
وقتی پدرش متوجه شد که او علاقه زیادی به تلاوت دارد، از حاجرمضان بنکدار خواست تا اسلوب تخصصی تلاوت و تجوید را به ضیاءالدین بیاموزد. پس از گذشت مدتی برای یادگیری تخصصیتر تلاوت به جلسات آخوند ملاعباس میرفت. جلسه قرآن او در یکی از اتاقهای بالای صحنه کهنه برپا میشد.
خوند ملاعباس، بزرگترین شاگرد سیدمحمد عربزعفرانی، بزرگترین استاد قرآن مشهد در آن زمان بود. سیدمحمد عرب اسلوب نوین تلاوت قرآن را به ملاعباس آموخت و او نیز با همین روش به شاگردان خود آموزش داد.
سیدضیاءالدین پس از مدتی راهی حوزه علمیه شد و حالا همه او را با نام اصلیاش یعنی «سیدعلی» صدا میزدند. پدرش این نام را برای او انتخاب کرده بود، اما خودش علاقه داشت تا با نام «ضیاءالدین» نیز او را صدا بزنند. سیدعلی نوجوان روزها مشغول به تحصیل دروس خود بود و در ایام فراغت رادیو را برمیداشت تا به زحمت موج رادیوقاهره را پیدا کند. در یکی از این روزها تلاوتی از رادیوقاهره پخش شد که او را شیفته خودش کرد؛ بهطوری که تلاوتهای دیگرقاریان را از یاد برد.
شیخمصطفی اسماعیل، ملقب به اکبرالقراء، آن قاریای بود که سیدعلی جوان شیفته صدا و الحان هنرمندانهاش شد. اما او هنوز از شنیدن تلاوت او سیراب نشده بود. متوجه شد که یکی از دوستانش، سیدجعفر قمی، عازم سفر مصر است. از او خواست تا نوارهای تلاوت شیخمصطفی را از مصر برایش بیاورد.
این انس با قرآن رفتهرفته سبب شد قاریان مشهدی که با سیدعلیآقای خامنهای ارتباط داشتند، با قاریان مصری آشنا شوند. ایشان نخستین کسی بود که کاست تلاوت شیخمصطفی اسماعیل را به سیدمرتضی ساداتفاطمی، یکی از قاریان جوان آن دوره، داد و از او خواست تا برای پیشرفت در تلاوتش از مصطفی اسماعیل تقلید کند. کمکم دیگرقاریان مشهدی نیز با تلاوتهای او آشنا شدند و مسیری جدید در توسعه تلاوت در مشهد شکل گرفت.
پس از مدتی، ایشان امامجماعت مسجد امامحسنمجتبی (ع) شدند. پس از هر نماز چند دقیقهای تفسیر آیات قرآن را برای مردم میگفتند. کمکم جوانها و دانشجویان زیادی پایشان به این مسجد باز شد. همه آنها بهخاطر امامجماعت پرشور این مسجد از جایجای مشهد به آنجا میآمدند. در ماه رمضان سخنرانی مدون و منظم در تفسیر قرآن کریم شکل گرفت و با شیوهای که پیش از این نمونه نداشت، سخنرانیهایی آتشین ایراد میشد. نکته جالب در این جلسه آن بود که قاری قرآن پس از سخنرانی ایشان به تلاوت میپرداخت و بهنوعی سخنرانی مقدمه تلاوت بود و پس از اتمام سخنرانی، به مردم میگفتند حالا که مفاهیم این آیات را درک کردید، از تلاوت قاری لذت ببرید.
ساواک پس از مدتی مانع سخنرانی ایشان شد و ایشان پایگاه جدیدی برای خود رقم زد. مسجد کرامت در نبش چهارراه نادری حالا میزبان ایشان شده بود. با حمایت ایشان نیز جلسه قرآنی در این مسجد راه افتاد و قاریان نوجوان و جوان زیادی از این جلسه سربرآوردند. شور قرآنی آسیدعلیآقا
شاید آن زمانی که جلسه قرآن مسجد کرامت از سوی «آسیدعلیآقا» راهاندازی شد، کسی فکرش را نمیکرد این حرکت مهم، در سالهای بعد کانون مهمی برای فعالیتهای قرآنی در مشهد شود. آیتا... العظمی خامنهای فعالیتهای زیادی در دو مسجد کرامت و امامحسنمجتبی (ع) داشتند. اشتیاق جوانان برای حضور در این دو پایگاه محوری و شنیدن سخنان امامجماعت مسجد وصف ناپذیر بود. حرکتهای انقلابی در شهر مشهد از این دو مسجد آغاز شد و پس از گذشت مدتی و طی فرازونشیبهای بسیار، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید. پس از پیروزی انقلاب نیز این فعالیتها ادامه داشت و کودکان و جوانان بسیاری در مسجد کرامت حاضر میشدند و قرآن میآموختند.
مسجد در آموزش و تربیت نیروهای انقلابی نقش محوری داشت. با آغاز دوران زعامت حضرت آیتا... العظمی خامنهای جلسات ایشان با قاریان قرآن به یک قرار ثابت تبدیل شد. البته پیش از این در دوران ریاستجمهوری نیز جلساتی ثابت با قاریان قرآن داشتند، اما در دوره رهبری ایشان اول ماه مبارک رمضان موعدی ثابت برای دیدار با قاریان برجسته کشور شد. در برخی از سالها قاریان مصری نیز در این مراسم شرکت میکردند و به تلاوت آیات الهی میپرداختند.
بیش از سیسال از برگزاری این دیدار میگذرد و هرسال قاریان در روز نخست ماه مبارک رمضان به دیدار رهبر معظم انقلاب میرفتند و از رهنمودهای قرآنی ایشان بهره میبردند. حالا میتوان دوباره ردپای این انس و علاقه را تا دوران جوانیشان پیگیری کرد. آن هنگامی که مرحوم استاد علی مختاری و استاد سیدمرتضی ساداتفاطمی با درخواست ایشان مدیریت جلسات قرآنی مسجد کرامت را برعهده گرفتند.
ماجرای شکلگیری مباحث عمیق و جریانساز که بعدها در قالب کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» منتشر شد، ریشه در خفقان و محدودیتهای امنیتی اسفند سال ۱۳۵۲ شمسی داشت. مسجد امام حسن مجتبی (ع) در ابتدا فضایی بسیار کوچک و محدود داشت که به تعبیر احادیث، همچون آشیانه مرغ سنگخوار بود و برنامههای منسجم در آن امکانپذیر نبود؛ بهطوری که سخنرانیها فقط به شبهای شنبه با محوریت نهجالبلاغه محدود میشد. با این حال، استقبال پرشور طلاب، کسبه و جوانان بهسرعت باعث رونق این مسجد شد و ضرورت توسعه فیزیکی آن را ایجاب کرد. این طرح توسعه با همراهی بینظیر مردمی و از طریق فروش قبضهای کمک مالی به سرانجام رسید، بیآنکه حتی به یک ریال از وجوهات شرعی و سهم امام نیازی باشد و درنهایت، وسعت آن از مسجد کرامت نیز فراتر رفت.
با آمادهسازی و گسترش فضای مسجد، بستر لازم برای اجرای یک ایده بدیع فراهم شد. همزمان با ماه مبارک رمضان سال ۱۳۵۳ شمسی، آیتا... خامنهای طرحی نوآورانه با عنوان «تبیین رئوس و اصول کلی اندیشه اسلامی با تکیه بر قرآن کریم» را آغاز کردند. هدف این برنامه، ارائه یک تفسیر موضوعی از قرآن بود که اصول بنیادین اعتقادات اسلامی نظیر توحید، نبوت و ولایت را با استناد مستقیم به آیات الهی تشریح میکرد. این جلسات که هر روز ظهر پس از نماز برگزار میشد، با چنان استقبال خیرهکنندهای روبهرو شد که علاوه بر پرشدن کامل ظرفیت داخلی مسجد، گاراژ وسیع پشت ساختمان نیز مملو از جمعیت مشتاقی میشد که بیشترشان از قشر جوان برای بهرهمندی از این مباحث سنگین و زیربنایی گرد هم میآمدند.
آنچه این جلسات را در میان همه محافل یاران امامخمینی (ره) متمایز و بیبدیل میساخت، روششناسی آکادمیک و ساختاریافته در ارائه مطالب بود. این محفل بیش از آنکه یک سخنرانی سنتی باشد، یک کلاس درس تمامعیار بود. پیش از آغاز هر جلسه، خلاصه مباحث مکتوب شده و از طریق دستگاه پلیکپی تکثیر میشد تا در اختیار علاقهمندان قرار گیرد. مستمعان با دردستداشتن این متون، صحبتها را با دقت دنبال میکردند. فراتر از این، پویایی جلسات با مشارکت فعال جوانان تضمین میشد؛ به این معنا که حاضران که ترکیبی از نیروهای انقلابی، بازاریان و تحصیلکردگان حوزوی و دانشگاهی بودند، مطالب را یادداشت میکردند و در جلسات بعدی کنفرانس میدادند و این امر به تربیت انسانهایی عمیقا آگاه به معارف دینی منجر میشد. جذابیت فرمی و علمی این تدریس بهحدی بود که وقتی یکی از حاضران آیتا... خامنهای را در حال نوشتن روی تختهسیاه دید، سیمای ایشان را به سیدجمالالدین اسدآبادی تشبیه کرد.
این حجم از اثرگذاری و سازماندهی فکری، بهسرعت زنگ خطر را برای نهادهای امنیتی رژیم پهلوی به صدا درآورد. ساواک با دقت این جلسات را زیر نظر داشت و محتوای سیاسی مستتر در لایههای تفسیر قرآن، حساسیت آنها را بهشدت برانگیخت. نقطه اوج این حساسیتها به سخنرانیهای روزهای ۲۶ و ۲۷ رمضان (مصادف با ۲۱ و ۲۲ مهرماه ۱۳۵۳) با موضوع «ولایت مطلقه امام» بازمیگردد. در این جلسات، آیتا... خامنهای با تشریح اینکه ولی و حاکم مطلق باید منصوب از جانب خدا باشد و نقش او در جامعه همچون جان در کالبد انسان است، به بیان چهار شرط اساسی برای نایب امامزمان (عج) پرداختند: خویشتنداری (صائناً لنفسه)، پاسداری از دین (حافظاً لدینه)، مخالفت با هوای نفس (مخالفاً لهواه) و فرمانبرداری از خداوند (مطیعاً لأمر مولاه). ایشان سپس از مردم خواستند تا با قالبگیری این شرایط، جانشین برحق را از میان علمای بزرگ انتخاب کنند؛ سخنانی که گزارشگر ساواک بهدرستی آن را اشارهای مستقیم به زعامت امامخمینی (ره) تفسیر کرد.
گزارشهای ساواک بهروشنی نشاندهنده هراس رژیم از این کانون بیداری بود. مأموران امنیتی معتقد بودند که در پس این تفسیرهای قرآنی، سازماندهی پنهانی جریان دارد که با تشریح اصول انقلابی، جوانان را به گلولههای آتشین و بیباکی تبدیل میکند که دستگیری و مرگ را برای خود افتخار میدانند. مبلغان این جریان، با تشبیه جوانان به امامحسن (ع) و حضرت علیاکبر (ع)، حکومت وقت را پلیدتر از حکومت یزید معرفی میکردند. به دلیل همین کنترلهای شدید امنیتی و سابقه زندان، آیتا... خامنهای ناگزیر شدند برای درامانماندن کتاب از تیغ سانسور و توقیف، نسخه مکتوب این جلسات را با نام مستعار «سیدعلی حسینی» منتشر کنند تا این میراث گرانبهای اندیشه اسلامی به سلامت به دست مخاطبان و آیندگان برسد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این برنامهها تعطیل نشد. در زمان ریاستجمهوری رهبر شهید نیز دروس تفسیر و همچنین محافل انس با قرآن به قوت خود باقی بود. در دوران رهبری ایشان نیز این جلسه هرسال برگزار میشد و حتی در دوره شیوع کرونا نیز تعطیل نشد و بهصورت مجازی برگزار شد. این امر نشاندهنده اهتمام بسیار ویژه رهبر شهیدمان به قرآن کریم و تلاوت آن بوده است.
نکته درخورتأمل این اهتمام آن است که آخرین دیدار رسمی رهبر شهید با قاریان قرآن کریم انجام شد. روز نخست ماه مبارک رمضان مثل هرسال این جلسه در محضر ایشان برگزار شد و قرآنیان آخرین حضور خود را در حسینیه امامخمینی (ره) تجربه کردند.
رهبر شهیدمان از همان روزهای نخست خردسالی با قرآن کریم انس گرفتند و این انس ادامه پیدا کرد و دست تقدیر آنگونه رقم خورد که در ماه قرآن و با زبان روزه به دیار باقی عروج کنند و آخرین لحظات عمر پربرکت ایشان نیز در محضر قرآن گذشت. همانطور که آیتا... سیدمجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب در نخستین پیام خود فرمودند؛ رهبر شهید درحال تلاوت قرآن به شهادت رسیدند. رهبر ما شهید قرآن بود.