به گزارش شهرآرانیوز؛ مهدی برقزادگان درباره شرایط امروز سینما و نسبت هنر با تحولات جاری اظهار داشت: واقعیت این است که شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بهشدت بر تفکر هنرمند تأثیر میگذارد و اساساً یکی از رسالتهای هنرمند، واکنش نشان دادن به این اوضاع است. این واکنشها میتوانند شخصی باشند و از اندیشه فردی خود هنرمند نشأت بگیرند. گاهی یک هنرمند به موضوعی مانند جنگ میاندیشد و به نتیجهای میرسد که میتواند بسیار متفاوت از آنچه در واقعیت بیرونی یا برداشت عمومی جامعه وجود دارد باشد و تفسیری متفاوت ارائه دهد.
وی افزود: در برخی موارد، این واکنشها میتوانند در راستای نگاه جمعی یا مکمل آن باشند. گاهی هنرمند به عاقبت یک ماجرا فکر میکند و گاهی با رجوع به تاریخ، واقعیتهای مشابه را استخراج میکند. تمامی این رویکردها در نهایت در راستای این است که هنرمند باید در این وقایع به تألیف برسد؛ یعنی اندیشه و طرز فکر خود را ارائه دهد. او باید از این وقایع استفاده کند تا در مسیر خود پیشرفت کند. این مسیر دستاوردهایی دارد که این دستاوردها در قالب اثر هنری میتوانند مورد استفاده و بهرهبرداری جامعه قرار گیرند؛ همان جامعهای که هنرمند از آن برخاسته است. به این شکل، هنرمند وظیفه دارد که فعالیت کند. در برخی موارد، هنرمندان به تولید اثر نمیرسند، اما همین که فکر میکنند و در این فضا حضور دارند نیز اهمیت دارد.
برقزادگان ادامه داد: در شرایط کنونی کشور، وضعیت بهگونهای نیست که همه فیلمسازان بتوانند واکنش عینی نشان دهند و فیلم بسازند؛ چرا که فیلمسازی کاری پرهزینه و گروهی است و طبیعتاً امکانات آن برای همه فراهم نیست. با این حال، همین که هنرمند بتواند ذهن خود را درگیر این موضوع کند، میتواند بسیار مؤثر باشد و ذهن او را تکمیل کند. این تأثیر در آینده، در آثار بعدی او، چه بهصورت خودآگاه و چه ناخودآگاه، بروز پیدا خواهد کرد. آنچه اهمیت دارد، پخته شدن فکر و اندیشه هنرمند است که در این فراز و نشیبها شکل میگیرد. جنس این فراز و نشیبها گاهی بیماری است، گاهی جنگ، گاهی پیروزی، موفقیت یا یک دستاورد؛ اما آنچه اهمیت دارد، تأثیری است که این وقایع بر ذهن هنرمند میگذارند.
کارگردان پویانمایی «بر فراز ابرها» درباره ویژگیهای این برهه تاریخی و نحوه مواجهه با آن اظهار کرد: جنگی که با آن مواجه هستیم، صرفاً دو قطب مشخص ندارد که بتوان آن را بهسادگی به خیر و شر تقسیم کرد. این یک مسئله پیچیده است و قضاوتهای سطحی که اغلب در رسانهها با آن مواجه هستیم، نمیتواند ابعاد مختلف آن را توضیح دهد. ما بهسادگی قضاوت میکنیم و بهراحتی به نتیجهگیری میرسیم، در حالی که موضوع به این سادگیها نیست. به نظر من، پیش از هر چیز، همه ما، نه فقط هنرمندان، باید زمانی را به تفکر اختصاص دهیم و برای خود روشن کنیم که موضوع چیست، چه اتفاقی در حال رخ دادن است و قرار است به چه سمتی حرکت کنیم.
این کارگردان انیمیشن ادامه داد: جامعه ما پیش از این نیز با مشکلات بزرگی مواجه بوده و اکنون تنها نوع این مشکلات تغییر کرده است. ما هیچگاه در شرایطی کاملاً متعادل و بدون مسئله قرار نداشتهایم. همواره بخشی از وضعیت دچار اختلال بوده است. آنچه امروز در برخی رسانهها مشاهده میشود، نوعی سادهسازی این مسائل است. در حالی که ما نیاز داریم که در هر سطحی چه هنرمند و چه غیرهنرمند، با خود خلوت کنیم، موضوع را بررسی کنیم و بفهمیم چه اتفاقی رخ داده، چرا به این نقطه رسیدهایم و قرار است چه مسیری را طی کنیم. هر فردی، متناسب با نقش خود در جامعه، خواه هنرمند، دانشمند، ورزشکار، صنعتگر یا معلم، باید به این پرسشها پاسخ دهد و بر اساس آن، تصمیمگیری کند. این تصمیمها باید مبتنی بر تفکر و دارای برنامهای هدفمند و مرحلهای باشند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا سینما میتواند واقعیت را بهتر از رسانه بازنمایی کند، گفت: رسانه بهدلیل ضرورت واکنش سریع، باید پرکارتر و بهروزتر باشد، اما تحلیل عمیق، پختگی و ارائه اندیشههای کلان، در حوزه کارکرد سینما قرار میگیرد. نتایج بزرگ و تحلیلهای عمیق از چنین وقایعی، از طریق رسانه بهتنهایی قابل انتقال نیست و اینجاست که سینما اهمیت پیدا میکند. البته سینما نیز برای آنکه بتواند اندیشمند و مؤثر باشد، نیازمند هزینه است؛ این هزینه میتواند زمان باشد، چرا که برای ارائه یک واکنش درست، نیاز به زمان داریم، و همچنین منابع مالی و شرایطی باثباتتر تا امکان تولید فراهم شود؛ بنابراین سینما نمیتواند بهسرعت واکنش نشان دهد، اما تأثیرگذاری عمیق و ماندگار بر عهده سینماگران است.
این کارگردان مستند درباره ویژگیهای اثری که بتواند برای آیندگان و مخاطبان بینالمللی قابل فهم باشد، تصریح کرد: هنرمند باید درک درستی از جامعه خود داشته باشد و این شرایط را بهصورت زیسته تجربه کرده باشد. تجربه جنگ یا از دست دادن عزیزان، تأثیر عمیقی بر نگاه هنرمند دارد. برخی افراد بهراحتی درباره جنگ قضاوت میکنند، در حالی که این موضوع به این سادگی نیست. کسی که یکی از عزیزان خود را از دست داده یا خانهاش در اثر جنگ آسیب دیده، نمیتواند بهسادگی درباره این مسئله صحبت کند یا بهسرعت به نتیجهگیری برسد. احساساتی مانند خشم، نفرت، فقدان و اندوه، تأثیرات عمیقی بر انسان میگذارند. هنرمندی که میخواهد درباره این مسائل سخن بگوید، باید برای آن بهایی پرداخته باشد. اگرچه همه ما بهصورت جمعی در حال تجربه این شرایط هستیم، اما برخی افراد تأثیر عمیقتری را متحمل میشوند و همین تجربههاست که میتواند به شکلگیری روایتی صادقانه و اثرگذار منجر شود.
برقزادگان در پایان درباره وفاداری به مستند یا زبان هنری نیز گفت: کسی که بخواهد بداند یک واقعه تاریخی چه بوده است، باید به کتابخانه و منابع مکتوب مراجعه کند. من فیلمساز هستم و وظیفه دارم وقایع را به گونهای بسازم که زبان سینما را حفظ کند؛ بنابراین در چنین شرایطی، احساس و تجربه هنری حرف اول را میزند و نه صرفاً تاریخ. من تلاش میکنم در تولید آثارم، بیشتر به هنر و زبان سینما وفادار باشم.
منبع: ایرنا