به گزارش شهرآرانیوز، امیرسلیمانی نوشت:
این روزها قلبم سنگینتر از همیشه میتپد. هر صدای انفجار، هر خبر، انگار تکهای از جانم را با خودش میبرد. وطن فقط یک تکه خاک نیست؛ خاطرههایمان است، خندههایمان است، آدمهایی است که دوستشان داریم.
حالا دیدن اینکه این همه زیبایی زیر سایهی جنگ و ویرانی دارد کمرنگ میشود، چیزی نیست که بشود راحت از کنارش گذشت. دردناک است که آدم احساس کند جایی که همیشه پناهش بوده، دیگر امن نیست. دردناک است که آیندهای که در ذهنمان ساخته بودیم، حالا لرزان و نامطمئن شده.
اما با تمام این درد، هنوز چیزی در دلم خاموش نشده... امید. امید به اینکه این روزهای تاریک تمام میشوند، امید به اینکه دوباره آرامش برمیگردد، امید به اینکه وطنم دوباره نفس میکشد.
من ناراحتم... خیلی بیشتر از چیزی که بشود در کلمات جا داد. اما هنوز به فردایی فکر میکنم که در آن، صدای زندگی جای صدای جنگ را میگیرد.