در شرایطی که افکار عمومی ایران هنوز از حادثه تلخ حمله به مدرسه دخترانه در میناب متأثر است، حرکت بازیکنان تیم ملی در همراه داشتن کولهپشتی دانشآموزی در بازی با نیجریه تلاشی انسانی برای یادآوری مظلومیت کودکانی بود که در حمله ددمنشانه صهیونیستها بی گناه شهید شدند.
با این حال، میرزایی و تقوی، در سخنانی سخیف و بدون اشاره به وحشیگری امریکاییها، به جای همدلی با این پیام انسانی، به سمت تخطئه و حتی نسبتدادن انگیزههای نادرست به بازیکنان رفتند. استفاده از تعابیری، چون «کاسبان خون» در قبال ملیپوشانی که تلاش کردند صدای مظلومیت باشند، بیانصافی و بی وجدانی محض است.
سؤال اساسی اینجاست: چرا در برابر فجایع انسانی در جهان—از جمله جنایاتی که بارها توسط قدرتهای بزرگ و متحدانشان رقم خورده—چنین حساسیتی از طرف وطن فروشان دیده نمیشود، اما وقتی پای یک حرکت وطن پرستانه به میان میآید، اینچنین علیه ایران موضع میگیرنذ؟.
تیم ملی فوتبال ایران، به عنوان نماد وحدت ملی، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت است. حضور این تیم در رقابتهای جهانی، از جمله جام جهانی، میتواند فرصتی باشد تا پیام ملت ایران—از جمله دردها، رنجها و امیدهایش—به گوش جهانیان برسد. چه زیباتر آنکه این حضور، با نشانههایی از همبستگی ملی و یادآوری حوادثی، چون مدرسه میناب همراه باشد؛ نشانههایی که نهتنها پیامآور همدردی، بلکه بیانگر هویت و غیرت ایرانی است.
انتظار میرود کسانی که سالها از نام ایران و فوتبال این کشور اعتبار کسب کردهاند و حالا علیه ایران و ایرانیها بر طبل بی غیرتی و بی رگی میکوبند دهان شان را ببندند و در مورد تیم ملی این خاک و این وطن گزافه گویی نکنند.