تاثیر سه مربی ایرانی در معادلات فوتبال عربی؛ دفاع از اعتبار فنی ایران

  • کد خبر: ۴۱۳۱۳۰
  • ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۶
تاثیر سه مربی ایرانی در معادلات فوتبال عربی؛ دفاع از اعتبار فنی ایران
فرهاد مجیدی در امارات، پژمان منتظری در قطر و علیرضا منصوریان در عراق سه چهره ایرانی در سه جغرافیای متفاوت عربی، توانستند نام مربیان وطنی را بر سر زبان‌ها بیاندازند.

این فصل، سه چهره ایرانی در سه جغرافیای متفاوت عربی، توانستند نام مربیان وطنی را بر سر زبان‌ها بیاندازند؛ فرهاد مجیدی در امارات، پژمان منتظری در قطر و علیرضا منصوریان در عراق.

بدون تردید، موفق‌ترین چهره این جمع تا امروز علیرضا منصوریان بوده است. مربی‌ای که پس از دوره‌ای طولانی دوری از نیمکت، تصمیم گرفت ریسک حضور در فوتبال عراق را بپذیرد و حالا به یکی از موفق‌ترین مربیان لیگ ستارگان عراق تبدیل شده است. الطلبه پیش از حضور او تیمی میانه‌جدولی بود، اما حالا به جمع مدعیان نزدیک شده و تمدید سه‌ساله قرارداد منصوریان نشان می‌دهد مدیران باشگاه فقط به نتایج مقطعی نگاه نکرده‌اند؛ آنها پروژه‌ای بلندمدت را به یک مربی ایرانی سپرده‌اند.

در قطر، شرایط برای پژمان منتظری متفاوت بود. او در میانه یک بحران، هدایت الشحانیه را بعد از ناکامی سانتی دنیا پذیرفت؛ تیمی که در ۹ هفته ابتدایی فقط یک برد داشت و عملاً یکی از گزینه‌های سقوط محسوب می‌شد. منتظری، اما توانست تیمش را احیا کند. شاید آمار ۵ برد، ۲ مساوی و ۶ شکست در نگاه اول خیره‌کننده نباشد، اما وقتی شرایط بحرانی الشحانیه در ابتدای فصل را کنار این نتایج قرار دهیم، می‌توان عملکرد او را قابل قبول و حتی امیدوارکننده دانست؛ مخصوصاً برای مربی‌ای که نخستین تجربه جدی سرمربیگری خود را پشت سر می‌گذارد.

در سوی دیگر، فرهاد مجیدی روز‌های دشواری را در امارات سپری می‌کند. شکست اخیر البطائح مقابل دبا و سقوط این تیم به قعر جدول، خطر سقوط را بیش از هر زمان دیگری به تیم مجیدی نزدیک کرده است. با این حال، قضاوت درباره ناکامی او شاید به این سادگی نباشد. البطائح از ابتدا هم یکی از ضعیف‌ترین تیم‌های لیگ بود و محدودیت‌های فنی، بودجه‌ای و ساختاری این باشگاه را نمی‌توان نادیده گرفت. همان‌قدر که موفقیت یک مربی حاصل توانایی‌های اوست، شکست هم همیشه محصول تصمیمات فنی نیست و گاهی ریشه در کیفیت پایین تیم، ضعف مدیریتی یا حتی سطح رقابت دارد.

اما فراتر از نتایج این سه نفر، اصل ماجرا چیز دیگری است؛ اینکه مربیان ایرانی هنوز هم می‌توانند در لیگ‌هایی که مملو از مربیان خارجی گران‌قیمت است، شانس بگیرند و حتی اثرگذار باشند. سال‌هاست تصور غالب این بوده که فوتبال ایران در حوزه مربی‌سازی از فوتبال منطقه عقب افتاده، اما تجربه‌های اخیر نشان می‌دهد هنوز نمی‌توان با قطعیت چنین حکمی داد.

شاید منصوریان امروز موفق‌ترین نمونه باشد، منتظری پروژه‌ای امیدوارکننده به نظر برسد و مجیدی درگیر سخت‌ترین چالش ممکن شده باشد، اما حضور همزمان این سه مربی در فوتبال عربی، خودش یک نشانه مهم است؛ نشانه‌ای از اینکه مربی ایرانی هنوز کاملاً از معادلات منطقه حذف نشده است.

این تجربه‌های بین‌المللی، حتی اگر همیشه با موفقیت همراه نباشند، برای آینده مربیگری ایران ارزشمندند. فوتبال ایران برای بازسازی خود، به مربیانی نیاز دارد که بیرون از فضای بسته و تکراری لیگ داخلی تجربه کسب کرده باشند؛ مربیانی که فشار، فرهنگ و مدل‌های متفاوت فوتبال منطقه را لمس کرده‌اند. شاید امروز این مسیر تازه در ابتدای راه باشد، اما می‌شود امیدوار ماند که همین تجربه‌ها، در آینده دوباره به فوتبال ایران برگردند و چرخ نیمکت‌های لیگ را با ایده‌ها و نگاه‌های تازه‌تر به حرکت درآورند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.