به گزارش شهرآرانیوز، در واپسین روزهای فروردین ماه سال ۱۳۱۸، چشمانش را در کوچهپس کوچههای شهر امام رضا (ع) گشود. خانواده ثروتمندی نداشت و از ابتدای کودکی در محیطی ساده پرورش پیدا کرد. خانهشان هیچ رنگ و بویی از تجملات و اضافات نداشت و مطالعه، دانش و صمیمیت، ارکان اساسی زندگیشان را شکل داده بود.
زندگیاش چنان ساده و بیآلایش بود که با وجود دستیابی به بالاترین مراتب، کمتر کسی از حقیقت ارزشهای فکری و عقیدتی او مطلع بود. این شخصیت بزرگ تا روزهای پایانی عمرش نیز همچنان در اذهان برخی از مردم، با سوءتفاهمهایی مواجه شده بود.
سیدعلی حسینی خامنهای که در ایام حیاتش آرزوی شهادت را به دوش میکشید و چشمانش با تماشای شهادت دوستان و نزدیکانش برای نوشیدن شهد شهادت تشنهتر میشد، در روز نهم اسفند سال ۱۴۰۴ و در پی حملات جنایتکارانه دشمنان آمریکایی-صهیونی به همراه نزدیکان و اعضای خانوادهاش، به این آرزوی کهن دست پیدا کرد و مردم ایران را در بهت و غمی عظیم فرو برد، اتفاقی که برای خود ایشان طعمی شیرینتر از عسل داشت، اما چنان سوگی را بر آسمان ایران گستراند که با هیچ برف و بارانی شسته نمیشود.
از لحظه اعلام این خبر در میان مردم، غوغا و هیاهویی برپا شد. غوغایی که با چاشنی تلخ حسرت و از دست دادن بر دل زن، مرد، پیر و جوان نشست و آرزوی دیداری تازه را هرچند از قاب تلوزیون بر دل ۹۰ میلیون ایرانی گذاشت.
حضور شبانه مردم در خیابانهای سراسر کشور و نوای «لبیک یا خامنهای»، حالا بهانهای شده برای بیعت مجدد مردم ایران با خاک وطن و کوباندن مشتی محکم و بااقتدار بر دهان دشمنان تفرقهافکن؛ دشمنانی که اثبات کردند تفاوتی ندارد با چه زبانی سخن میگویند، وطن برایشان بیمعناست و برای یک مشت دلار، مقابل تجزیهگران زانو میزنند.
۴۰ شب استقامت و حضور پرشور مردم با یاد سیدعلی خامنهای و ذکر «اللهاکبر» به نیابت از رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، مهر تأیید خونینی بر دوام و مقاومت همیشگی ایران و ایرانی است که حالا صدایش در تمام جهان طنینانداز شده است.
حضور خیل جمعیت مردم که روز به روز دلتنگتر میشوند و با هر ظاهر و عقیدهای حالا در میدان حضور دارند تا فریاد بزنند «گر پدر نیست، تفنگ پدری هست هنوز» نشان میدهد که حتی ذرهای از این خاک نجیب به دهان سگان بیگانه بیش از اندازه بزرگ است.
فرزندان ایران، حالا با دست گرفتن عکس پدر شهیدشان قدرت دوچندانی میگیرند و با یادآوری اقتدار ایشان، توان بیشتری برای گره کردن مشتهایشان تا روز پیروزی نهایی ایران عزیزمان به دست میآورند. این دختران و پسران که به فرمایش رهبر شهید همگی فرزندان عزیز ایران هستند، حالا با تکیه بر عصای پدری برای وطن سنگ تمام گذاشتند و ذکر نهایی هر شبشان همان پیروزی است که رهبر شهید آن را بر مردم «تضمینشده» خوانده بودند.
حالا ۴۰ روز از فراق رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران میگذرد و روز به روز جای خالیاش بیش از پیش عزم و اراده مردم را برای انتقام خون ایشان تقویت میکند. حالا مردم، داغدارتر از ۴۰ روز گذشته به سوگ ایشان مینشینند و بیعتشان را برای ایستادگی و حفظ ایران و جمهوری اسلامی تجدید خواهند کرد.
سیدعلی حسینی خامنهای همانطور که در تمام عمر، دانش، سیاست و علمشان را برای اقتدار روزافزون به پای این کشور و انقلاب کاشتند، در آغاز حملات خصمانه آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی به ایران عزیزمان، حجت پیروزی را بر ملت ایران تمام کردند.