چگونه هالیوود از جنگ تأثیر می‌گیرد؟

  • کد خبر: ۴۰۵۳۷۷
  • ۲۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۸
چگونه هالیوود از جنگ تأثیر می‌گیرد؟
ترس از رکود اقتصادی و بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی با تغییر لحن دیگری در فیلم‌ها و موجی از ادغام در هالیوود در طول اولین جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ همزمان شد.
به گزارش شهرآرانیوز، انگار هوش مصنوعی، مسئله ادغام استودیوها و کاهش تولید پس از کووید و اعتصاب‌ها کم بود، هالیوود اکنون با تهدید قابل توجه دیگری روبه‌رو است؛ افزایش هزینه‌های سوخت، به دلیل جنگ آمریکا و رژیم ‌صهیونیستی با ایران و عدم اطمینان در مورد تنگه هرمز.

تولید فیلم از نظر ساختاری به سوخت‌های فسیلی وابسته است و حتی در عصر صحنه‌های مجازی به راحتی نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد، زیرا جابه‌جایی افراد و تجهیزات گران است. ژنراتورها گازوئیل می‌سوزانند. وسایل صحنه، لباس‌ها و دوربین‌ها با کامیون، کشتی و هواپیما جابه‌جا می‌شوند. هزینه حمل و نقل، سوخت ژنراتور، حمل و نقل، جستجوی لوکیشن و اسکان موقت بازیگران و عوامل همگی با قیمت انرژی تغییر می‌کند.

هرچند سوخت به خودی خود کمتر بر بودجه تولید تعیین کننده است، اما هرگز بی‌اهمیت نیست. به گفته یکی از تهیه‌کنندگان، تولید یک پروژه برای اپل تی‌وی که در حال حاضر در حال فیلمبرداری است، تقریباً ۱۰ هزار دلار در هفته فقط برای وسایل نقلیه مورد استفاده، هزینه نفت و گاز می‌کند. تهیه‌کننده دیگری که بودجه‌های اخیر چندین فیلم را بررسی کرده می‌گوید سوخت می‌تواند تقریبا نیم درصد از هزینه‌های تولید را تشکیل دهد و این البته بدون احتساب هزینه‌های سفر و زندگی است و در واقع آنقدر نیست که موجب وحشت شود، اما برای وقتی که حاشیه سود زیاد باشد، اهمیت پیدا می‌کند.

و این روزها حاشیه سود زیاد است و در حالی که سال‌ها از انقلاب پخش آنلاین می‌گذرد، هنوز چندین پلتفرم بزرگ به سودآوری نرسیده‌اند.

هالیوود شخصیت‌هایی آشنا مثل رئیس جمهور ترامپ و افزایش قیمت نفت را دوست ندارد زیرا پیش از این هم این صنعت انواع مختلفی از این داستان را تجربه کرده است. فاستر هیرش مورخ سینما، می‌گوید: «تاریخ در حال تکرار است. انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ تأثیر زیادی بر قیمت بنزین گذاشت که در نهایت منجر به تغییر در حساسیت و تغییر در تولید شد و من فکر می‌کنم این اتفاق دوباره رخ خواهد داد.»

کاهش بودجه استودیوها تحت تأثیر رکود اقتصادی

جاناتان کونتز، استاد دانشگاه UCLA حتی باور دارد این موضوع به قبل از آن تجربه برمی‌گردد و تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ که پس از جنگ یوم کیپور آغاز شد، اقتصاد آمریکا را به رکود کشاند و به کاهش بودجه‌های استودیویی که از قبل تحت فشار بودند، منجر شد. در همان زمان، کشور دستخوش تغییرات اجتماعی شدیدی بود و تغییری فرهنگی را تجربه کرد که در فیلم‌هایی که در دهه ۱۹۶۰ تولید می‌شدند، جایی نداشت. ترکیب هزینه‌های بالاتر و ضدفرهنگ رو به رشد، استودیوها را به حمایت از فیلم‌های کم‌هزینه‌تر و کارگردان‌محور سوق داد که بعدها عصر هالیوود جدید را تعریف کردند. کونتز می‌گوید: «پس از رکود شدید گیشه از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۲، هالیوود توجه خود را به کارگردانان جوانی که از نظر سن و نگرش به مخاطبان هدف خود نزدیک‌تر بودند، معطوف کرد.»

هالیوود از ظرافت کری گرانت به بی‌عرضگی داستین هافمن روی آورد. فیلم‌ها تاریک‌تر، بدبینانه‌تر و بیشتر منعکس‌کننده اضطراب ملی شدند؛ هرچند لزوما به این دلیل نبود که قیمت نفت چنین چیزی را ایجاب می‌کرد، بلکه به این دلیل بود که حال و هوای کشوری که با ویتنام و تحولات سیاسی دست و پنجه نرم می‌کرد، چنین چیزی را می‌طلبید. در نتیجه، آمریکایی‌ها در سال ۱۹۷۴ بیش از هر سال قبل از آن در گیشه پول خرج کردند و دلیل این امر فقط تولید فیلم‌هایی مانند «جن‌گیر»، «پاپیون» و «محله چینی‌ها» نبود که مخاطبان را مجذوب خود کردند و درآمد گیشه را افزایش دادند، بلکه مسائل اقتصادی گسترده‌تری نیز در این امر نقش داشتند. جک والنتی رئیس وقت MPAA، در سال ۱۹۷۵ به نیویورک تایمز گفت: «ما سال را با بحران انرژی آغاز کردیم که باعث شد بسیاری از مردم از رفتن به ساحل یا سایر تفریحات خودداری کنند و به جای آن آخر هفته‌ها به تماشای فیلم‌های بیشتری رفتند.»

هیرش هم با این گفته موافق است و می‌گوید: «گاهی اوقات وقتی قیمت نفت بالا می‌رود، یک روند صعودی در سینما به وجود آمده است و بسیاری از تماشاگران سینما به جای رفتن به سفر یا لذت بردن از انواع دیگر سرگرمی‌های گران‌تر، ترجیح می‌دهند به سینما بروند، زیرا رفتن به سینما هنوز بسیار ارزان‌تر است.»

تغییر لوکیشن تولیدات سینمایی

همانطور که هیرش اشاره می‌کند، افزایش مشابهی در قیمت انرژی در حوالی انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، به ویژه در منطقه لس‌آنجلس، رخ داد و تورم حدود ۲ درصد از میانگین ملی پیشی گرفت. به گفته هیرش، این امر به ظهور «تولیدات فراری» کمک کرد و استودیوها فیلمبرداری را به مناطق ارزان‌تر یا خارج از کشور منتقل کردند.

تولید فیلم در لس‌آنجلس در سال‌های پس از آن به طور پیوسته کاهش یافته است، زیرا سایر شهرها و ایالت‌ها با مشوق‌های مالیاتی بزرگ شروع به جذب استودیوها کرده‌اند. در سال ۲۰۲۴، تنها حدود ۱۸ درصد از فیلم‌های فیلمنامه‌دار و پروژه‌های بزرگ تلویزیونی در منطقه لس‌آنجلس فیلمبرداری شدند.

تغییر رویکرد فرهنگی سینما

ترس از رکود اقتصادی و بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی با تغییر لحن دیگری در فیلم‌ها و موجی از ادغام در هالیوود در طول اولین جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ همزمان شد. آن زمان سونی به تازگی کلمبیا را خریده بود؛ تایم و وارنر در حال ادغام بودند؛ دیزنی در حال گسترش به پارک‌های موضوعی و انیمیشن در مقیاس جهانی بود. شرکت‌ها شروع به مطالبه سود قابل پیش‌بینی از استودیوهای خود کردند که باعث شد آنها بر فیلم‌های پرفروش پرهزینه اما پرسود مانند «بازگشت بتمن» و «ترمیناتور ۲» تمرکز کنند و به پروژه‌های بدون مالکیت معنوی روی بیاورند. در همان زمان، فیلمسازی مستقل با فیلم‌های کم‌هزینه و کم‌ریسک، از جمله «سگ‌های انباری» و «اسلکر» که ثابت کردند سود هنگفتی دارند، رونق گرفت. نویسندگان جدید دهه ۱۹۹۰، تغییر گسترده‌تری را در فرهنگ به سمت چیزی ژولیده‌تر و ناامیدتر منعکس کردند که معادل سینمایی «نیروانا» در رادیو و مجموعه «گرانج پری» الیس مارک جیکوبز در صحنه مد بود.

فرنچایزها چگونه حاکم شدند

جدیدترین نمونه از ارتباط سرنوشت فیلم و سوخت، در آستانه بحران مالی سال ۲۰۰۸ رخ داد که قیمت نفت برای مدت کوتاهی به ۱۴۷ دلار در هر بشکه رسید. هزینه‌های تولید نیز به همین ترتیب افزایش یافت و استودیوها شروع به ساخت فیلم‌های کمتری کردند و منابع خود را بر روی فرنچایزهای جهانی متمرکز کردند که می‌توانستند هزینه‌ها را توجیه کنند. به همین دلیل است که اکنون به نظر می‌رسد هر فیلمی شامل یک دنیای چندگانه یا یک سکانس با بازی تام کروز است. تولید دیجیتال، CGI و فیلمبرداری استودیویی از آن دوره شتاب گرفت و این تغییری بود که بیشتر به دلیل رشد فن‌آوری هدایت ‌شد، اما مسلماً افزایش هزینه‌های سوخت آن را تقویت کرد.

تأثیر باز بودن تنگه هرمز بر تولیدات سینمایی

افزایش قیمت امروز در شرایط پیچیده مشابهی رخ می‌دهد. زنجیره‌های تأمین همچنان شکننده هستند و معامله‌گران انرژی هشدار می‌دهند که حتی یک اختلال کوتاه‌مدت می‌تواند ماه‌ها ادامه داشته باشد. همانطور که روری جانستون تحلیلگر انرژی، اخیراً در پادکست Odd Lots اشاره کرد، حتی اگر تنش‌ها در ایران فوراً کاهش یابد، ممکن است حداقل دو تا سه ماه طول بکشد تا زنجیره‌های تأمین به چیزی شبیه به حالت عادی بازگردند. در همین حال، قانون‌گذاران در واشنگتن آشکارا این سوال را مطرح کرده‌اند که آیا آمریکا برنامه روشنی برای باز نگه داشتن تنگه هرمز دارد یا خیر، که یادآوری می‌کند که ممکن است نگرانی‌های بازار به سرعت آرام نشود. هیرش می‌گوید بعید است برنامه‌های تولید به سرعت تغییر کنند زیرا بودجه‌ها ماه‌ها قبل تعیین می‌شوند، اگرچه هزینه‌های بالاتر سوخت جذب می‌شوند و حال و هوای فرهنگی گسترده‌تر به مرور زمان روی پرده سینما ظاهر می‌شوند.

هالیوود قبلاً شوک‌های نفتی را تجربه کرده است. جنگ‌ها بازارها را تغییر می‌دهند. بازارها استودیوها را تغییر می‌دهند. و فیلم‌ها، در نهایت، حال و هوای هر ۲ را منعکس می‌کنند.

منبع: ایسنا

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.