به گزارش شهرآرانیوز، ماجرای تکان دهنده این پرونده، ازنوزدهم شهریورسال۱۳۹۹زمانی درمشهد به طورویژه پیگیری شد که۳جوان سمند سوار، راننده یک دستگاهام ویام را مقابل چشمان مادرش، هدف شلیکهای ترسناک گلوله قراردادند. آن روز رانندهام ویام درحالی که مادرش درصندلی جلو نشسته بود از پارکینگ منزل درخیابان مطهری جنوبی بیرون آمد و وارد خیابان منوچهری شد. درهمین حال۳جوان مسلح سمند سوارکه ازتبهکاران و سارقان مخوف مشهد بودند، به بهانه «سرعت زیاد» با رانندهام ویام به مشاجره پرداختند. درهمین حال «جواد» (راننده سمند سرقتی) از خودرو پیاده شد و «م-الف» را با نشان دادن کلت کمری جنگی تهدید کرد که او را خواهند کشت! اما این تعقیب وگریز رانندگی ادامه یافت تا این که باردوم «حسن» (یکی ازتبهکاران) که درصندلی جلوی سمند نشسته بود و سلاح کلاشینکف دردست داشت از خودرو پیاده شد و مقابل رانندهام ویام قرارگرفت. التماسهای مادرجوان راننده هم دیگربی فایده بودواو با صدای فریاد «جواد» که من میگویم بزن! (شلیک کن) ناگهان ماشه را فشرد و گلوله شکم راننده را شکافت.
دراین هنگام تبهکاران خطرناک خیلی خونسرد پوکهها را از وسط خیابان جمع کردند و سوار برسمند سرقتی ازمحل متواری شدند. در همین حال یکی ازشهروندان سوار برموتورسیکلت به تعقیب نامحسوس تبهکاران شتافت و پلاک خودروی آنان را یادداشت کرد.
طولی نکشید که پلیس وارد ماجرا شد و پیکر جوان مجروح هم به یکی از مراکز درمانی مشهد انتقال یافت. دراین شرایط بود که جوان موتور سوار وظیفه شناس پلاک خودروی سمند را دراختیار نیروهای انتظامی گذاشت، اما خیلی زود مشخص شد که پلاک جعلی است و شمارههای پلاک چند خودروی سمند کنار یکدیگر قرارگرفتهاند.
این گونه بود که پرونده مذکور با توجه به اهمیت و حساسیت آن به شعبه بازپرسی۲۰۳ وقت دادسرای عمومی وانقلاب مشهد ارجاع شد و زیرنظر قاضی دکتر جوانبخت مورد رسیدگی قرارگرفت. با دستورهای محرمانه وتخصصی مقام قضایی گروه ویژهای از کارآگاهان پلیس آگاهی، تحقیقات گستردهای را برای رد یابی مهاجمان مسلح آغاز کردند، اما همه سرنخها به بن بست رسید. با این وجود کارآگاهان با راهنماییهای قاضی جوانبخت شگردهای فنی را برای شناسایی عاملان این تیراندازی وحشتناک دردستورکارقراردادند، اما مدتی بعد (دهم آبان ۹۹) تلاش کادردرمانی برای نجات جوان راننده به نتیجه نرسید و او بر اثر عوارض ناشی از اصابت گلوله جان سپرد. این گونه بود که کلاف این ماجرای هولناک درحالی پیچیده ترشد که آدم ربایی و شلیکهای وحشتناک دیگری با همین شیوه درمشهد رخ داد.
آن روزدهم تیرسال ۱۴۰۰سرنشینان یک دستگاه پژو ۴۰۵ نقرهای رنگ به تعقیب خودروی جیلی قرمز رنگ یک طلا فروش پرداختند و او را با شلیک چندگلوله با پیکری زخمی ربودند و به نقطهای نامعلوم انتقال دادند.
همسر مرد طلا فروش که درحال گفت و گوی تلفنی با او بود همزمان با قطع شدن ناگهانی تلفن، به شدت نگران شد، اما همسرش دیگر به تماسهای او پاسخ نمیداد. عقربههای ساعت به نیمه شب نزدیک میشد که زن جوان هراسان و وحشت زده دوباره شماره همسرش را گرفت، اما این بارصدایی ناآشنا پاسخ داد ومدعی شد همسرشما ازمغازه ما دربولوار مصلی برنج خریده است و گوشی او نیز درفروشگاه جامانده، شما میتوانید به بولوار مصلی بیایید و گوشی او را پس بگیرید؟! و صدای خنده شیطانی درفضا پیچید وتماس قطع شد. زن دیگریقین داشت حادثه تلخی رخ داده است چرا که همسرش درهمان گفتوگو به او یادآور شده بود که درنزدیکی منزلشان درخیابان عدالت منطقه احمد آباد است. این ماجرا دلهره ترسناکی را درقلب زن جوان ایجاد کرد و او با دستانی لرزان شماره۱۱۰را روی گوشی تلفن فشرد.
خیلی زود نیروهای انتظامی دریافتند که همسر زن جوان همان مرد طلا فروشی است که چند ساعت قبل هدف شلیک گلوله قرارگرفته بود؛ بنابراین با بهره گیری ازتجربیات پلیسی اززن جوان خواستند تا قفلهای طلافروشی همسرش را عوض کند چرا که پلیس احتمال میداد تبهکاران مخوف به سراغ طلاها بروند.
ازسوی دیگر پژوسواران پیکرنیمه جان مرد طلا فروش را به اطراف کوههای بولوارنمازانتقال دادند و با شکنجههای وحشتناک، رمزگاوصندوق وکلید مغازه را ازاوگرفتند وخیلی زود به طرف طلا فروشی حرکت کردند، اما آنها هنگامی به محل رسیدند که اطراف طلا فروشی شلوغ بودوعوامل انتظامی درحال تحقیق بودند. به همین خاطرآنها دوباره به بولوارنماز بازگشتند وپیکرخون آلود و زخمی مرد طلا فروش را درحالی که دردهای هولناکی را تحمل میکرد به طرف شهرجدید گلبهاربردند؛ بنابراین گزارش، ادامه تحقیقات کارآگاهان بیانگرآن بود که دو ماجرای تکان دهنده با یکدیگر ارتباط دارند و پلیس با یک باند تبهکاری مخوف روبهرو شده است که درمشهد جولان میدهند وجوی ازرعب و وحشت را ایجاد کردهاند. به همین خاطرسردارمحمدکاظم تقوی (سکاندار امنیت سرزمین خورشید) دستورات ویژهای را برای شناسایی هرچه سریعتر عاملان این جنایتها با بهره گیری ازراهنماییهای مقام قضایی صادرکرد و بدین ترتیب گروهی تخصصی از کارآگاهان به سرپرستی سرهنگ مهدی سلطانیان (رئیس وقت اداره جنایی پلیس آگاهی) وارد عمل شدند و بررسیهای ویژه را با بهره گیری از همه توان اطلاعاتی و عملی پلیس ادامه دادند.
تحقیقات کارآگاهان نشان داد که بسیاری ازسرقتهای مسلحانه و عادی درمشهد نیز به همین گروه تبهکاری گره خورده است و آنان جرایم دیگری نیزمرتکب خواهند شد. این بود که بالاخره خودروی سمند سفید رنگ تبهکاران شناسایی و افراد مظنون درحالی زیرچتر اطلاعاتی قرارگرفتند که تحقیقات جنایی پرونده نیز زیرنظرقاضی زرقانی (بازپرس وقت ویژه قتل عمد) ادامه داشت.
طولی نکشید که مهر سال ۱۴۰۰، خودروی سمند سارقان در منطقه گلبهار شناسایی شد وآنان درحالی با پلیس گلبهار به درگیری مسلحانه پرداختند که قصد دستبرد به باغ ویلا را داشتند. با شلیک گلوله و تبادل آتش میان دزدان مسلح و پلیس، بالاخره جوان ۳۰ساله تبهکار به نام حسین علی مجروح شد ودیگرتبهکاران ازمهلکه درگیری مسلحانه گریختند. دراین شرایط که گروه تخصصی کارآگاهان نیز وارد ماجرا شده بودند، پیکر زخمی تبهکار را درون چالهای دراطراف کوههای دولت آباد پیدا کردند که منتظر بود تا دوستانش به یاری او بیایند. با اعترافات این متهم دو عضو دیگر باند گانگسترهای بی رحم نیز در سرخس و مشهد دستگیر شدند و بازجویی از آنان ادامه یافت. خیلی زود۳عضو باند تبهکاری که جواد، حسین علی و حسن نام دارند به قتل مرد طلا فروش نیز اعتراف کردند و مدعی شدند پیکر او را درون بشکهای با حرارت بسیار بالا سوزانده و خاکسترهای جسد را هم پس از مخلوط کردن با خاک دراطراف بزرگراه آسیایی گلبهار به مشهد به باد دادهاند. اعضای این باند ۳۰،۳۷و۳۲ ساله بودند و با اسامی مستعار کیان، سعید و شهرام شناخته میشدند به دهها فقره سرقت مسلحانه و عادی نیز به همراه قتل پسرجوانام ویام سواراعتراف کردند. این پرونده پس از تکمیل تحقیقات دردادسرای مشهد به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد و زیرنظرقضات برجسته دادگاه به ریاست قاضی محمدشجاع پورفدکی و مستشاری وقت قاضی جوادآسیان یزد محاکمه شدند که جلسه دادگاه با عنوان «گانگسترهای بی رحم مقابل میز عدالت» ۲۶تیرسال گذشته انتشار یافت.
بالاخره پس از پایان جلسات محاکمه، دادگاه احکام۳عضو این باند خطرناک را صادرکرد که طی آن تبهکاران مخوف با حدود ۱۶ اتهام سنگین روبهرو شدند و درنهایت دوتن از آنان به قصاص نفس درملاء عام و زندانهای طولانی ویکی ازآنان نیز به خاطرمعاونت در۲ قتل و جرایم دیگر به زندانهای بسیارطولانی مدت محکوم شد که جزئیات آن در آینده منتشرخواهد شد.
منبع: خراسان