تقابل ایران و آمریکا؛ رقابتی فراتر از سیاست و ریشه در شکاف تمدنی

  • کد خبر: ۴۰۶۶۰۸
  • ۲۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۵
تقابل ایران و آمریکا؛ رقابتی فراتر از سیاست و ریشه در شکاف تمدنی
عضو هیئت علمی دانشگاه باقر العلوم (ع) معتقد است رویارویی میان ایران و آمریکا صرفاً یک رقابت سیاسی متعارف نیست، بلکه تقابلی عمیق با ریشه‌های تمدنی و گفتمانی است که ناشی از دو دستگاه معنایی متفاوت درباره انسان، جامعه و نظم جهانی است.

به گزارش شهرآرانیوز، حجت الاسلام حبیب‌الله بابایی با اشاره به این که در تحلیل بسیاری از ناظران حوزه اندیشه و سیاست مواجهه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا صرفاً به سطحی از رقابت‌های متعارف میان دولت‌ها محدود نمی‌شود بلکه در ژرفای خود حامل نوعی تقابل تمدنی و گفتمانی است، تقابلی که ریشه‌های آن را باید در دو دستگاه معنایی متفاوت جست‌و‌جو کرد دستگاهی که خود را بر بنیان‌های مادی‌گرایانه و سلطه‌محور تعریف کرده و در سوی دیگر منظومه‌ای فکری که داعیه استقلال فرهنگی و هویتی در برابر نظم مسلط جهانی دارد و در این چارچوب برخی صاحب‌نظران معتقدند که فهم درست از ماهیت این تعارض شرط نخست برای اتخاذ راهبردی واقع‌بینانه در مواجهه با آن است و به باور آنان اگر این رویارویی در چارچوبی صرفاً سیاسی یا مقطعی تحلیل شود بخش مهمی از حقیقت آن نادیده گرفته خواهد شد چرا که این منازعه در لایه‌های عمیق‌تر خود به رقابت میان دو تصور از انسان، جامعه و نظم جهانی بازمی‌گردد.

حجت الاسلام بابایی با اشاره به ماهیت تمدنی این تعارض اظهار کرد: تقابل میان ایران و آمریکا را باید در افقی گسترده‌تر از مناسبات روزمره سیاست بین‌الملل فهم کرد و این مواجهه در واقع بازتاب دو نوع نگاه متفاوت به مفهوم قدرت، عدالت و استقلال است؛ نگاهی که در یک سو بر گسترش الگوی هژمونیک و در سوی دیگر بر صیانت از هویت مستقل فرهنگی و سیاسی تأکید دارد.

وی با تأکید بر پیامد‌های چنین برداشتی از منازعه موجود اشاره کرد که در صورت درک تمدنی از این تقابل هرگونه شکست یا عقب‌نشینی در این میدان تنها به یک جغرافیای خاص محدود نمی‌ماند بلکه می‌تواند بر مجموعه‌ای از جریان‌ها و گفتمان‌هایی که در مدار نظم غربی تعریف شده‌اند نیز تأثیر بگذارد و از همین روست که بسیاری از تحولات منطقه‌ای و حتی جهانی در پرتو این رویارویی معنا و تفسیر تازه‌ای می‌یابند.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقر العلوم (ع) خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی مهم‌ترین وظیفه کنشگران فکری و رسانه‌ای آن است که تمرکز خود را بر دو حوزه اساسی معطوف کنند؛ نخست میدان واقعی تقابل که در آن اراده‌ها و توانمندی‌ها محک می‌خورد و دوم عرصه آگاهی‌بخشی و روشنگری در سطح جامعه است که افکار عمومی به‌ویژه لایه‌ای که از آن با عنوان قشر خاکستری یاد می‌شود نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری فضای اجتماعی و ادراک جمعی از تحولات دارد و از همین رو گفت‌و‌گو با این بخش از جامعه و تبیین دقیق واقعیات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

حجت الاسلام بابایی افزود: هر جامعه‌ای در بزنگاه‌های تاریخی خود نیازمند نوعی انسجام معرفتی و ذهنی است؛ انسجامی که از طریق گفت‌و‌گو، اقناع و ارائه روایت‌های مستدل شکل می‌گیرد و اگر این فرآیند تبیینی به درستی صورت نگیرد میدان ادراک عمومی می‌تواند به عرصه‌ای برای شکل‌گیری برداشت‌های نادرست و روایت‌های تحریف‌شده تبدیل شود و در شرایطی که یک منازعه در سطحی کلان و تمدنی جریان دارد پرداختن بیش از اندازه به حاشیه‌ها می‌تواند به نوعی اتلاف ظرفیت‌های فکری و رسانه‌ای منجر شود و در چنین وضعیتی بزرگ‌نمایی برخی اظهارات یا مواضع کم‌اهمیت از سوی جریان‌هایی که در چارچوب گفتمان غربی تعریف می‌شوند نه تنها کمکی به روشن‌تر شدن فضای فکری جامعه نمی‌کند بلکه ممکن است به انحراف افکار عمومی از مسائل اصلی نیز بینجامد.

وی افزود: تجربه تاریخی نشان داده است که در بسیاری از منازعات بزرگ، پیروزی تنها در میدان نظامی یا سیاسی رقم نمی‌خورد بلکه در میدان روایت‌ها و ادراک عمومی نیز شکل می‌گیرد و از همین رو تقویت گفتمان تبیینی و توجه به روشنگری عالمانه در میان جامعه می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در جهت‌دهی به افکار عمومی ایفا کند.

حجت الاسلام بابایی در پایان افزود: مواجهه با یک تقابل تمدنی مستلزم نوعی هوشیاری جمعی و تمرکز بر مسائل اساسی است و هر اندازه توجه کنشگران فکری، رسانه‌ای و فرهنگی بر مسائل بنیادین و راهبردی معطوف شود امکان شکل‌گیری فهمی دقیق‌تر از شرایط موجود فراهم خواهد شد و جامعه نیز با درکی روشن‌تر از تحولات پیرامون خود، قادر خواهد بود نسبت خود را با این تحولات به شکلی آگاهانه‌تر تعریف کند.

منبع: تسنیم

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.