به گزارش شهرآرانیوز، اگرچه خودش در دیدار ۲۹ فروردین ۱۴۰۲ با دانشجویان تأکید کرد که «تولد این حقیر اصلاً قابلاعتنا نیست، حادثه کماهمیت و کوچکی است»، اما حداقل حالا پس از شهادتش میتوان «سالروز ولادت شهید آیتالله خامنهای» را بهعنوان یک مناسبت مهم در ۲۹ فروردین ثبت کرد. امروز، روز تولد مردی است که ۸۶ سال زندگیاش همچون آیینه تمامنمای تاریخ معاصر ایران است و این گزارش، گزیدهای از زندگینامه شگفتانگیز اوست؛ زندگینامه یک طلبه ساده مشهدی که رهبر عالیقدر ایران و پیشوای شهید امت اسلام شد.
۲۹ فروردین ۱۳۱۸ در همان روزهای تاریکی که ایران در جنگ جهانی دوم اعلام بیطرفی کرد، اما بازهم توسط متفقین اشغال شد، در یکی از محلههای فقیرنشین مشهد، پسری متولد شد که نامش را «علی» گذاشتند. پسری که از نسل پدری به میرزا حسینآقا خامنهای، حامی بزرگ نهضت مشروطه در حوزه علمیه نجف میرسید و از نسل مادری هم نوه آیتالله سیدهاشم نجفی میردامادی، مفسر بزرگ قرآن و امام جماعت مسجد گوهرشاد مشهد بود. پدرش میرزا جوادآقا خامنهای، عالمی پارسا، زاهد و مقبول مردم مشهد بود که زندگی بسیار سادهای داشت. در شش سالگی پدرش را از دست داد و مادرش خدیجهخانم میردامادی که بانویی آشنا به قرآن و ادبیات بود، بار تربیت او و هفت برادر و خواهرش را به دوش کشید.

سیدعلی تحصیل را در چهارسالگی از مکتبخانه و با فراگیری قرآن آغاز کرد. در نوجوانی زندگیاش تصویر مجسم مسیر «حرم تا حرم» شد و ابتدا در مدرسه علمیه نواب مشهد و سپس در حوزه علمیه قم، پای درس بزرگانی همچون آیات عظام بروجردی و خمینی نشست. در همان سالها بود که فضای سیاسی ایران تحت تأثیر نهضت ملیشدن صنعت نفت قرار داشت و مقاومت استعمار انگلستان در برابر استقلالخواهی ایرانیها، اولین تجربه مبارزه سازمانیافته با استعمار را در زندگی این طلبه نوجوان مشهدی رقم زد. او در قم توانست از نزدیک مشاهده کند که چگونه یک نهضت مردمی میتواند معادلات قدرت را به چالش بکشد؛ تجربهای که میتوان گفت پایههای فکری او را در مسیر زندگی شگفتآورش رقم زد.

با آغاز نهضت امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۲، خامنهای جوان به صف طرفداران این اندیشه پیوست. استعداد او خیلی سریع توسط امام خمینی (ره) کشف شد و از همان ابتدا درحالی که ۲۴ سال بیشتر نداشت، مأموریت یافت تا خراسان بزرگ را در این مسیر رهبری کند. اوایل پاییز ۱۳۴۳ بود که ازدواج کرد و پایههای یک زندگی ساده، اما استوار را بنیان گذاشت. در جریان مبارزات سیاسیاش سهبار دستگیری و دوبار تبعید به جیرفت و ایرانشهر باعث شد تا نام او بهعنوان یکی از رهبران این نهضت در فهرست ساواک ثبت شود. از ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷، عمر سیدعلی خامنهای به مبارزات آشکار، تعقیب بیوقفه عوامل ساواک و زندانها و تبعیدهای پیدرپی گذشت تا در کوره این سالهای سخت، اراده پولادین یک مبارز حرفهای، یک سازماندهنده سیاسی و یک رهبر شکل بگیرد.

با پیروزی انقلاب در بهمن ۱۳۵۷، حالا او دیگر یک روحانی مبارز و شناختهشده بود. عضو شورای انقلاب در ۲۴ دی ۱۳۵۸ به امامت جمعه تهران منصوب شد و در سال ۱۳۵۹ با آغاز جنگ تحمیلی، مسئولیت نمایندگی امام در شورای عالی دفاع را برعهده گرفت. در همین سالها بود که او بهعنوان یکی از اصلیترین افشاکنندگان کارشکنیهای بنیصدر به میدان آمد و توانست مجلس را در موافقت با عدم کفایت سیاسی او رهبری کند. با این حال، در ۷ تیر ۱۳۶۰ و فقط یک هفته پس از خلع رئیسجمهور، سازمان منافقین از آیتالله خامنهای انتقام گرفت و عملیات ترور او را در مسجد ابوذر تهران اجرا کرد. یک ضبط صوت بمبگذاری شده، دست راستش را برای همیشه از کار انداخت، اما او زنده ماند.

پس از ترور محمدعلی رجایی (رئیسجمهور) و محمدجواد باهنر (نخستوزیر)، آیتالله خامنهای که هنوز از ترور نافرجام خود بهبود نیافته بود، با رأی قاطع مردم ایران در ۲۵ مرداد ۱۳۶۰ بهعنوان رئیسجمهور انتخاب شد. با این حال، روی کارآمدن دولت انقلابی آغازی شد بر یکی از سختترین آزمونهای تاریخ معاصر ایران، زیرا اشغال خرمشهر و محاصره آبادان، راه را برای پیشروی ارتش متجاوز بعث تا عمق خاک ایران باز کرده بود. در این شرایط بحرانی، او که مسئولیت قوه مجریه را برعهده داشت، نهتنها در تهران پشت میز ننشست بلکه به پشتوانه دانش نظامیاش بهعنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع، بارها با لباس رزم و سلاح در دست، در جبههها حاضر شد. مشارکت در رهبری عملیات آزادسازی سوسنگرد و شکست حصر آبادان به نخستین تجربه او از فرماندهی رسمی قوای نظامی در یک جنگ تبدیل شد.

۱۴ خرداد ۱۳۶۸، ایران با خبر ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب در بُهت و اندوه فرو رفت. سوگواریهای مردمی ادامه داشت، اما خبرگان ملت تعلل نکرد، جلسه فوقالعاده تشکیل داد و درنهایت، آیتالله خامنهای را بهعنوان رهبر جدید انقلاب انتخاب کرد. از آن لحظه، او ۳۶ سال رهبری ایران را برعهده گرفت تا با اختلاف به بادوامترین رهبر سیاسی در تاریخ منطقه تبدیل شود. در طول این زمان، ۱۴ دولت در آمریکا با کلانپروژه نابودی ایران بر سرکار آمدند که تا این لحظه ۹ نفر از رؤسای آنها مردهاند. دنیا با فروپاشی شوروی، واقعه ۱۱ سپتامبر، جنگهای عراق و افغانستان و سوریه و یمن و هزاران بحران اقتصادی، سیاسی، امنیتی، نظامی و زیستمحیطی دستوپنجه نرم کرده است. در ایران ۱۰ دولت مشتمل بر هزاران کارگزار فعالیت کردهاند، تحریمهای سنگین و کمرشکن، بیوقفه بر اقتصاد کشور مسلط بودهاند، پرونده هستهای برای ۲۲ سال ابرچالش دیپلماتیک کشور بوده است، غائله ۱۸ تیر ۱۳۷۸، فتنه ۱۳۸۸، اغتشاشات دی ۱۳۹۶، شورش آبان ۱۳۹۸، آشوبهای ۱۴۰۱ و کودتای دی ۱۴۰۴، آزمونهای سخت فضای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران بودهاند و البته که مسئله فلسطین، منطقه ما را حتی یک روز از آتشافروزی رژیم صهیونیستی دور نگاه نداشته است.
سرانجام در صبح روز ۱۹ اسفند ۱۴۰۴، عملیات ترور آیتالله خامنهای از طریق بمباران منزل او به دست آمریکا و رژیم صهیونیستی اجرا شد تا کتاب زندگینامه رهبر ایران را به برگ آخر برساند. بدون تعارف، خیلیها فقدان او را مقارن با پایان ایران میدانستند، اما زمان زیادی لازم نبود تا تأثیر فرهنگ مقاومت بهعنوان میراث بزرگ خامنهای نمایان شود. این روایت، گزیده زندگی رهبر عالیقدر ایران بود؛ متولد ۲۹ فروردین، فرزند ایران.