شروع بد، موسیقی بیموقع بههمراه صحنههای عاشقانه، جلوههای ویژه ضعیف، بازیهای بیجای دوربین و کلی حاشیه دیگر چیزهایی نبود که از سریال «مانکن» انتظار میرفت. تبلیغات «مانکن» از چند هفته قبل نهتنها درودیوار فضای مجازی را پر کرده بود، بلکه روی بیلبوردهای سطح شهر هم خودنمایی میکرد. همین تبلیغات هم باعث شد خیلی زود خبر پخش قسمت اول این سریال در فضای مجازی بپیچد و سکانسهای منتخب آن در این فضا داغ شود؛ سکانسهایی مثل لحظه جدایی امیرحسین آرمان و نازنین بیاتی با دیالوگ طلایی «نه میبخشمت، نه فراموشت میکنم» یا صحنه تکاندهنده صحبتهای مریلا زارعی درباره اینکه امیرحسین آرمان را خریده است و باید گوشبهفرمانش باشد.
با این حال ساخته جدید حسین سهیلیزاده از آنچه بینندگان انتظارش را داشتند، ضعیفتر ظاهر شده است و این موضوع را میشود از توئیتهای کاربران فضای مجازی یا کامنتهایشان در اینستاگرام فهمید: «سریال مانکن رو دیدم. بیشتر شبیه یه موزیک ویدئو برای آلبوم جدید فرزاد فرزین بود. سناریو اصلیش هم براساس رابطه منفعتمحور پسری جوان با یه زن سندارِ پولداره! مسئول جلوههای ویژه سریال هم انگار تازه با برنامه افترافکت آشنا شده.» کاربر دیگری نوشته بود: «قسمت اول مانکن رو دیدم. بازار رقابتی شبکه نمایش خانگی، هر کارگردانی رو وسوسه به سریالسازی میکنه. تدوین بد، پرده سبزهایی که نیازی بهشون نیست، زوم و تغییر نقطه فوکوس بیمورد روی سوژهها من رو یاد فیلمهای هندی انداخت.» برخی کاربران هم به نقش متفاوت مریلا زارعی اشاره کرده بودند و این نقش را یک انتخاب بد میدانستند: «آخه نقشی که به مریلا زارعی سپردن، به قدری بد هست که با همون یه قسمت هم میشه تشخیص داد که حضور توی این نقش اصلا در سطح بازیگری مثل زارعی نیست. هرچند که کلیت بازی بازیگرهای مانکن هم حداقل تو قسمت اولش فاجعه بود. امیدوارم که در ادامه، خوب بشه و منم به اشتباه خودم پی ببرم.»با این حال مانکن باوجود ضعفهایش دیده شده است و احتمالا قسمتهای بعدی آن هم مورد توجه قرار خواهد گرفت. شاید دلیل این موضوع فضای جدیدی باشد که در سریالسازی بهوجود آمده است. این روزها شبکه نمایش خانگی و تلویزیونهای اینترنتی پشتسر هم مشغول ارائه سریالهای جدید هستند و دارند جای خودشان را بین رقبایی مثل تلویزیون و سینما باز میکنند.
عصر سریالها
باید بپذیریم که دوره عوض شده است. منظورم دوره درخشان فیلمهای سینمایی در صنعت سرگرمی است. حالا سریالهایی با داستانهای خیرهکننده و ساختهای جذاب، وارد بازار شده که به لطف پیشرفت صنعت پخش، توانسته است هم کارگردانان و بازیگران مطرحی را بهسمت خود بکشد و کیفیت سریالها را بیشتر کند، هم فرهنگ سریالبینی را بین مخاطبان آثار سینمایی بیشتر جابیندازد. کارگردانان و نویسندگان بزرگ تصمیم گرفتهاند بهجای خلاصه کردن همهچیز در یک بسته نود تا صدوبیست دقیقهای، فکرهایی را که در سر دارند، بالوپر بیشتری دهند و قصههای بلندتری را برای مخاطب تعریف کنند که در چارچوب زمان خاصی نگنجد؛ البته از کارگردانی بزرگ مثل دیوید لینچ و بازیگری همچون کوین اسپیسی و شبکههایی مثل اچبیاو یا نتفیلیکس راهی دراز بود تا برسیم به فریدون جیرانی و نوید محمدزاده و نماوا و فیلیمو، اما رسیدیم.
یک دهه بعد از شروع و اوجگیری سریالهای باکیفیت و پرهزینه در آمریکا و حضور سینماگران هالیوودی در عرصه سریالسازی، حالا در ایران هم با گسترش شبکه نمایش خانگی مواجه هستیم. اقبال مردم و وضعیت مالی خوبی که با کمک شبکههایی که از آن نام بردیم بهوجود آمده، بسیاری از فیلمسازان و نویسندگان و بازیگران مطرح سینما را به این سو، سوق داده است؛ آنقدر که مصطفی کیایی که چند سالی است در سینما اعتباری برای خودش دستوپا کرده است، سریالی با سرمایهگذاری یکی از همین شبکههای اینترنتی میسازد و نوید محمدزاده که کارش در تصویر را با سینما آغاز کرده است، حالا همه پیشنهادهای سینمایی را برای بازی در سریال جدید هومن سیدی(قورباغه) رد میکند. این صنعت در ایران، البته اگر بشود نامش را صنعت گذاشت، با افتوخیز و شدت و ضعف کیفی درحال پیشرفت است و هرازگاهی سریالهای ناتمام و گاهی ضعیف را در آن شاهدیم، اما کلیت آن بهسمت و سویی جذاب و نویدبخش حرکت میکند و باید منتظر نشست و دید که سریال مانکن چه جایگاهی برای خودش در این بازار پیدا خواهد کرد.