شکیبا افخمی راد | شهرآرانیوز؛ تنها چند روز از آغاز جنگ رمضان گذشته بود که ناو ایرانی دنا هدف اصابت اژدر زیردریایی ارتش متجاوز آمریکایی-صهیونیستی قرار گرفت و تعداد زیادی از خدمه اش به شهادت رسیدند. ناوی که مهمترین ویژگی اش بهره گیری از حضور نیروهای جوان ایرانی تحصیل کرده در دانشگاههای ایران و نبود نیروی غیربومی بود.
این ناوشکن اولین بار حدود دو سال پیش با طی کردن ۶۵ هزار کیلومتر مسیر دریایی در مدت ۸ ماه و دور زدن کره زمین توانست نام خود را بر سر زبانها بیندازد. در آن سفر مسعود دهنوی، مستندساز خراسانی، شانس این را پیدا کرد تا تصاویری از این حرکت بزرگ و گوشهای از زحمات خدمه ناو را ثبت و ضبط کند.
این مستندساز هم زمان با بازگشت بازماندگان ناو دنا به کشور و حضورشان در حرم مطهر رضوی، در گفتوگو با شهرآرا از ثبت لحظههای ناب از زندگی ملوانان جوان در دل یک مأموریت دریایی طولانی و سپس شنیدن خبر یک حادثه تلخ، گفته است. او همچنین درباره فعالیتهای خود در دوران جنگ رمضان و ساخت برنامه داستان «راش» که در فضای مجازی منتشر میشود، توضیحاتی ارائه کرده است که در ادامه میخوانید.
حدود دو سال پیش در ۱۰روز پایانی سفر ناوگروه ۸۶، متشکل از ناوشکن «دنا» و ناوبندر «مکران»، مسعود دهنوی فرصت یافت تا به عنوان مستندساز بر روی این ناو حضور پیدا کند و بخشی از این مأموریت بزرگ را ثبت کند. او به همراه گروهش از بندر صلاله عمان به ناو ملحق شد و مستند «فرمانده و دریا» و چند اثر دیگر را در خلال همین سفر ساخت.
دهنوی پیشتر در گفت وگویی با شهرآرا درباره هدفش از این سفر گفته بود: «برای یک مستندساز همیشه تجربه کارهای جدید جذاب است. من پیش از این روی ناو جنگی فیلم نساخته بودم و میخواستم یک سفر دریایی ویژه را تجربه کنم. همچنین ما اولین گروه مستندسازی بودیم که فرصتی به ما داده شده بود تا در حین یک عملیات، با ناو جنگی همراه شویم.»
او همچنین سفر دور دنیا را تجربهای منحصربهفرد توصیف کرده و یادآور شده بود: جذابترین بخش این تجربه، زندگی در کنار جوانان دهه هفتادی و هشتادی بوده است؛ نیروهایی متعهد و متخصص که ماهها دور از خانواده در شرایط سخت دریایی فعالیت کردهاند. ما فقط ۱۰ روز همراه این ناو بودیم و خسته شدیم، اما آنها شرایطی برای خودشان فراهم کرده بودند تا بتوانند از نظر روانی این فضا را تحمل کنند.
حالا بعد از ماجرای اصابت اژدر زیردریایی دشمن آمریکایی و صهیونیستی به ناو دنا و شهادت تعداد زیادی از خدمه اش، دهنوی، تجربه حضورش در این ناو را چنین شرح میدهد: حدود دو سال پیش بود که من و تعدادی از دوستانم به عنوان تنها تیم مستندساز در روزهای پایانی سفر ۸ ماهه ناوشکن دنا با ملوانان جوان کشورمان از بندر صلاله عمان تا بندرعباس، همراه شدیم.
او یادآور میشود: در همین مدت کوتاه، با جوانهایی همراه شدم که بسیار صمیمی و دوست داشتنی بودند؛ میانگین سنی آنها حدود ۲۵ سال بود و بیشترشان از دانشجویان نخبه دانشگاه نوشهر بودند. این فیلم ساز با اشاره به ویژگیهای ناو «دنا» تأکید میکند که این ناو نماد توان بومی کشور بوده است: همه آموزشهای نیروهای دریایی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در داخل کشور انجام میشود.
از همین رو ما با ناوی ایرانی با نیروی ایرانی روبه رو بودیم. دهنوی از سفر ۸ماهه این ناو به دور دنیا و عبور از سختترین مسیرهای دریایی که باعث شگفتی بسیاری از ارتشهای جهان شده بود، یاد میکند و میگوید: انتخاب مسیرهای دشوار، تصمیمی آگاهانه بود؛ انگار که قرار بود این سفر فقط یک مأموریت نباشد، بلکه تجربهای جدی برای آزمودن توان نیروها باشد.
دهنوی طی مدت حضورش بر روی ناو ارتباط نزدیکی با ملوانان برقرار کرده بود؛ ارتباطی که با پایان سفر هم قطع نشد و ادامه داشت. او حتی پیش از شروع جنگ رمضان هم در جریان بود که برخی از این ملوانان در هند حضور دارند و در یک رزمایش دریایی شرکت کردهاند.
دهنوی میگوید در روزهای ابتدایی جنگ رمضان، هنگام تصویربرداری از مناطق بمباران شده، خبر اصابت اژدر زیردریایی آمریکا به ناو «دنا» را دریافت کرده است: چند روزی از شروع جنگ گذشته بود و من در یکی از مناطق آسیب دیده در حال فیلم برداری بودم. فضایی سنگین و خسته کننده. همان جا بود که تماسها شروع شد.
این فیلم ساز ادامه میدهد: وقتی خبر را شنیدم که «ناو دنا را زدهاند»، ناخودآگاه همه آن چهرهها و لحظهها در ذهنم مرور شد؛ انگار دوباره همان روزها را زندگی کردم. او توضیح میدهد که این حادثه در وضعیتی رخ داده که ناو در منطقه جنگی نبوده و در آبهای سریلانکا حضور داشته است.
به گفته دهنوی، ناو دنا به دعوت کشور هند در یک مأموریت آموزشی حضور داشته؛ مأموریتی که درواقع، دوره کارآموزی دانشجویان سال سوم دانشگاه نوشهر بوده است. این فیلم ساز ادامه میدهد: آن طور که بعدا شنیدم، ناو در مسیر بازگشت هدف زیردریایی آمریکایی با خدمه اسرائیلی قرار گرفته است.
دهنوی با اشاره به جزئیات این حادثه میگوید: طبق قوانین بین المللی، حتی در صورت احساس خطر باید ابتدا هشدار داده شود، اما هیچ هشداری به ناو دنا داده نشد و اژدر اول شلیک شد، پس از اصابت اژدر اول، نیروها طبق آموزشها به بخش جلویی ناو رفتند تا خود را نجات دهند، اما با شلیک اژدر دوم، تعداد زیادی از آنها به شهادت رسیدند. این درحالی است که در جنگهای دریایی وقتی یک ناو از حرکت باز میماند به معنای آن است که هیچ خطری ندارد و حتی آن دشمن متخاصم وظیفه دارد به کمک نیروی انسانی ناو برود. اما آنها علاوه بر اینکه کمکی نکردند، اژدر دوم را هم شلیک کردند.
او تأکید میکند که همین روایت برایش کافی بوده تا تلخی ماجرا را بیشتر احساس کند.
این مستندساز یادآور میشود: چیزی که بعد از شنیدن این خبر برای من پررنگتر از هر چیزی شد، تصویر همان بچه هاست؛ شجاعتشان، صبوری شان، تلاششان و دوری شان از خانواده. من مطمئنم اگر ناو دنا در آبهای ایران بود، دشمن حتی جرئت نداشت آن را تهدید کند.
دهنوی در ادامه به فعالیتهای خود در جنگ تحمیلی سوم اشاره میکند و میگوید: ما از همان ابتدای جنگ تصمیم گرفتیم وقایع را ثبت کنیم، اما کم کم به این فکر افتادیم که شکل روایت را تغییر دهیم و کارمان را با فرمی جدید حتی در بستری جدید مثل فضای مجازی منتشر کنیم. نتیجه این فکر، برنامهای شد به نام «داستان راش»؛ برنامهای کوتاه با میانگین زمانی ۱۰ دقیقه که در آن تصاویر خام را بدون دستکاری مرور میکنیم و درباره جزئیاتش حرف میزنیم تا مخاطب به ما اعتماد کند و با واقعیت روبه رو شود.
او با بیان اینکه تیمش تلاش کرده همواره در مرکز بحران حضور داشته باشد، بیان میکند: ما خیلی زود در محل بمبارانها حاضر میشدیم، چون معتقد بودیم مهمترین قصهها در همان لحظه بحران شکل میگیرد.
در ایام جنگ ۱۲ روزه برخی مستندسازان انتقادهایی را به محدودیتهای امنیتی درنظر گرفته شده برای انجام فعالیتهای رسانهای مطرح کردند. محدودیتهایی که به نظر میرسد در ایام جنگ رمضان کم رنگتر شده است. دهنوی که معتقد است شرایط فعالیت رسانهها نسبت به گذشته بهبود پیدا کرده است، در این باره بیان میکند: نیروهای امنیتی این روزها به درک بهتری از اهمیت رسانه رسیدهاند و متوجه اهمیت ثبت این تاریخ و وقایع شدهاند، البته نمیتوانم بگویم به شرایط ایده آلی رسیدهایم، چون همچنان برخیها بدون آنکه اطلاعی از شرایط کار و تخصص ما داشته باشند، مانع کارمان میشوند، ولی با این وجود درصد بسیار بالایی از مشکلاتی که در جنگ ۱۲ روزه داشتیم حل شده است و ما الان با دریافت مجوز میتوانیم راحتتر فیلم برداری کنیم.
او در پایان با اشاره به اهمیت پیروزی در جنگ رسانهای تأکید میکند: ما در برابر رسانههای بزرگ دنیا قرار داریم. رسانههایی که میلیاردها دلار صرف دشمنی با ما میکنند، اما با این وجود و با تمام محدودیتهایی که ما در نیروی انسانی و منابع داریم عملکرد موفقی داشتهایم.
دهنوی همچنین نقش مستندسازان، خبرنگاران و فعالان رسانهای را در این جنگ مهم میداند و میگوید: افرادی که دراین مدت در میدان بودند، بهترین عملکرد خود را نشان دادند و تلاش کردند روایت واقعی وقایع را ثبت کنند. اما بی شک برای پیروزی در جنگ رسانهای لازم است بودجه بیشتری به حوزه رسانه اختصاص داده شود. بودجهای که حتی نزدیک به بودجههای نظامی باشد.