گرامیداشت شوراها را با یک کلام تعلیمدهنده از امام شهید انقلاب اسلامی که راهنما و راهگشاست، آغاز میکنم که: «هیچ عبادتی بالاتر از خدمت به مردم نیست»؛ جملهای که نهفقط روی کاغذ باید سرلوحه خدمتگزاران باشد، بلکه چنین رویکردی فراتر از یک توصیه اخلاقی که بیانی راهبردی است، باید در ساماندهی زندگی جمعی نهادینه شود. از این رو، تأکید بر شوراها (چه در شهر و چه در روستا) صرفا یک تدبیر اداری نیست، بلکه تجسم عینی اساس قدرت بر پایه مردمداری است.
شورا، در منطق قانون اساسی، «میانجی خیر عمومی» است؛ نهادی که فاصله اراده مردم تا تحقق خدمات را کوتاه میکند و اخلاق را در مهندسی خدمات جاری میسازد. از این رو، وقتی در کلام حضرت آیتا... العظمی، امامخامنهای شهید، میخوانیم اگر شوراها وظایف قانونی خود را کامل انجام دهند، بسیاری از مشکلات جاری مردم برطرف خواهد شد، سخن از یک «امکان واقعی» است، نه آرزویی دوردست. تجربههای میدانی شهرداری نیز نشان دادهاند که این امکان، با انضباط نهادی و همافزایی مدیریتی، به فعلیت نزدیک میشود.
برای دیدن این نسبت، کافی است مشهدمقدس را بهمثابه «نمونه مطالعاتی» بنگریم؛ شهری که در شبکههای زیرساختی و در منظر شهری، روایت پیوستهای از کار مجاهدانه را عرضه میکند. آنچه این پویایی را پایدار کرده است، صرف پروژههای عمرانی نیست، بلکه «همافزایی نهادی» میان شهرداری و شورای اسلامی شهر و دیگرنهادها و سازمانهاست؛ پیوندی که خدمت را از پروژه به «سیاست مستمر» ارتقا میدهد.
اینجا «خدمت» نه در شعار، که در زنجیرهای از تصمیم، اجرا و پاسخگویی عینیت مییابد. در سطح راهبردی، این مسیر بر دو ستون استوار است: «نهادسازی هدفمند» و «افقنگری» که به فرموده رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتا... سیدمجتبی خامنهای، میراث رهبر شهید انقلاب است. چنین ترکیبی، همان است که از آن میتوان به «کوتاهکردن مسیر خدمت» تعبیر کرد که آرزوی به کلام تبدیلشده امام شهیدمان هم بود: رساندن منافع عمومی به مردم، سریعتر، عادلانهتر و اخلاقیتر.
اما این همه بدون «ملت» به ثمر نمینشیند. تمایز میان جمعیت و ملت، در همینجاست: جمعیت، هممکانی است؛ ملت، هممسئولیتی. هنگامی که جامعه از سطح هممکانی عبور میکند و به سطح هممسئولیتی میرسد، شوراها نیز از نهادهای صرفا اداری به «نهادهای معنا» تبدیل میشوند؛ جایی که مردم، خود را در آیینه خدمت میبینند و مشارکت را فراتر از یک تکلیف، یک امکان اثرگذار میفهمند. این ارتقا، سرمایه اجتماعی را میافزاید و چرخه «اعتماد -کارآمدی- امید» را فعال میکند. در این هندسه، «اخلاق» نقش تنظیمگر دارد.
خدمت بیاخلاق بهسرعت به بوروکراسی بیروح تبدیل میشود و اخلاق بیخدمت، در حد موعظه میماند. اتصال این دو، همان نقطهای است که حکمرانی را از کارآمدی صرف به «کارآمدی معنادار» میرساند. رفاه زندگی و اخلاقمداری در زندگی شهروندی، شاخص سنجش عملکرد است. هر سیاست و پروژهای باید در این مسئله ارزیابی شود؛ و درنهایت، افق رضوی این مفاهیم را تعالی میدهد.
سلوک امامرضا (ع) به ما یادآوری میکند که نسبت با مردم، نسبت با خداست: «من لمیشکر الناس، لمیشکر ا....» در این خوانش، سپاس مردم، صرفا ادب اجتماعی نیست؛ سنجهای ایمانی است. در سپهر معنا و فهمی چنین، شوراها به شرط حرکت در ریل اصلی خود نقش خدمتگزار دارند و مدیریتشهری از پروژهمحوری مقطعی به خدمت پیوسته ارتقا مییابد (و البته برای جلوگیری از برخی انحرافات از این مسیر، شاید نیاز به اصلاح و بازنگری برخی قوانین مرتبط نیز باشد).
اینچنین است که جمله آغازین این نوشتار، گرامیداشت روز شوراها نهفقط بر پیشانی تقویمها، که بر پیشانی شهرها مینشیند؛ همان که در کلام امام و رهبر شهید انقلاب اسلامی متبلور است: «هیچ عبادتی بالاتر از خدمت به مردم نیست.»