به گزارش شهرآرانیوز؛ یکی از کلمات پرتکرار در جامعه مسلمانان، کلمه ایمان است؛ کلمهای که گاهی معنای درست و واضحی از آن در ذهن افراد متبادر نمیشود و بسیاری از مسلمانان، مدعی این حقیقت هستند، درحالیکه ایمان در بیان اولیای دین، یک تعریف مشخص و یک حدود معین دارد که این موضوع مهم را به بهانه ایام ولادت پرنوروسرور امامرضا (ع)، در بیان آن حضرت در گفتوگو با آیتالله علمالهدی، نماینده ولیفقیه در استان خراسانرضوی و امامجمعه مشهد، بررسی و تحلیل کردهایم.
برای عینیتبخشی به جریان عبودیت و بندگی خدا در زندگی، وجود دو عنصر اصلی، ضرورت دارد: ایمان به خدا و اطاعت از پروردگار.
کسی که میخواهد بنده خدا باشد، باید نخست به خدا ایمان بیاورد و در وهله بعد، اطاعت از فرمانهای خداوند را خطقرمز فعالیتهای خود در جریان حیات قرار دهد، بنابراین جوانان مؤمنی که در ابتدای مسیر زندگی قرار دارند و دنبال زیستن براساس تعالیم دین و درپیش گرفتن سبک زندگی دینیاند، باید تلاش کنند تا ضمن تقویت ایمان به پروردگار، اوامر الهی را انجام دهند و نواهی الهی را ترک کنند.
از یادمان نرود که ایمان به خدا، مهمتر از اطاعت پروردگار و مقدم بر فرمانبری از خداوند است و انجام دادن اعمال شایسته بدون برخورداری از ایمان، سودی ندارد؛ چنانکه امامصادق (ع) میفرمایند: «لَوْ أَنَّ الْعِبَادَ وَصَفُوا الْحَقَّ وَ عَمِلُوا بِهِ وَ لَمْ یَعْقِدْ قُلُوبُهُمْ عَلَى أَنَّهُ الْحَقُّ مَا انْتَفَعُوا: اگر بندگان، درباره حق، دادِ سخن دهند و البته به آن عمل کنند، لیکن در قلب خود به حق بودن آن معتقد نباشند، از عمل خود سودی نمیبرند.» (المحاسن، ج یک، ص ۲۴۸؛ بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۲۸۱)
البته در این میان، آنچه ایمان به خدا را در متن زندگی نمایان میکند، فرمانبری از ذات اقدس حق است. درواقع ایمان به ذات اقدس الهی، نقش زیربنایی در اطاعت دارد، بهطوریکه باورمندی به حقایق توحیدی، عامل محرک انسان برای انجام دادن کارهای شایسته است.
ایمان کامل سه شاخص اصلی دارد:
۱- باورمندی؛
۲- ارزشگذاری و فرهنگسازی؛
۳- و درنتیجه تنظیم نظام رفتاری.
مطابق شاخص نخست، مؤمن کامل و حقیقی، کسی است که افزونبر قبول اصول دین و علم تفصیلی به معالم شریعت، آنها را باور داشته باشد. چهبسیار افرادی که مثلا بر وجود خدا استدلال و بر قطعیت معاد برهان اقامه میکنند، اما آگاهیهای خود را باور ندارند، از اینرو علمشان مولد عمل نیست، حال آنکه نتیجه تخلفناپذیر باور به آگاهیها، عمل کردن براساس آن است.
لازمه بعدی ایمان همراه باورمندی بهعنوان دومین شاخص، ارزشگذاری به مجموعه باورهای دینی است؛ به این معنا که مؤمن کامل برای فرمانهای خداوند متعالی بهعنوان عناصر خشنودکننده باریتعالی، ارزش و جایگاه قائل است. درنتیجه سیره رفتاری و فرهنگ زندگی خود را نیز براساس ارزشهای دینی سامان میدهد. از نظر مؤمن واقعی، هیچ عملی بیارزشتر و ناپسندتر از نافرمانی خداوند نیست؛ همانگونه که در نگاه او هیچ کاری زیباتر و پسندیدهتر از فرمانبری خداوند نیست.
آخر آنکه بهطور طبیعی باورمندی همراه با ارزشگذاری و فرهنگسازی، به تنظیم نظام رفتاری انسان میانجامد که نسبتبه دو شاخص دیگر، شاخص اصلیتر ایمان است؛ بدینسبب راه شناخت مؤمن واقعی، تأمل در نظام رفتاری و نحوه عملکرد اوست.
امامهشتم (ع) در پاسخ به پرسش اباصلت هروی درباره ایمان، به مؤلفههای پیشگفته چنین اشاره فرمودند: «ایمان، اعتقاد قلبی، اظهار زبانی و بروز رفتاری است و تصریح کردند که ایمان جز این نیست: «عَنْ أَبِی الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا (ع) عَنِ الْإِیمَانِ؟ فَقَالَ: الْإِیمَانُ عَقْدٌ بِالْقَلْبِ وَ لَفْظٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْجَوَارِحِ لَایَکُونُ الْإِیمَانُ إِلَّا هَکَذَا. (معانیالاخبار، ص ۱۸۶، عیون اخبارالرضا (ع)، ج یک، ص ۲۲۷)
معنای اعتقاد قلبی، باورمندی است؛ چه اگر انسان چیزی را باور کند، در قلب و دلش نقش میبندد. ارتباط اظهار زبانی با ارزشگذاری و فرهنگسازی نیز این است که کسی که ایمانش را اظهار میکند، از ترویج ارزشها در جامعه شرمنده نیست، بلکه نسبتبه اظهار وابستگی خود به خدا، افتخار و به آن مباهات میکند. چنین شخصی، دنبال ترویج تعالیم دین در عرصه فرهنگ اجتماعی است.
کسی که درپی کارهای شایسته نیست، خیال میکند ایمان دارد!
لازمه دو عنصر باورمندی قلبی و اظهار زبانی، تنظیم نظام رفتاری برپایه عبودیت و بندگی خداوند است.
«لَا یَکُونُ الْإِیمَانُ إِلَّا هَکَذَا»، این است که انجام دادن اعمال شایسته، علامت و نشانه برخورداری از ایمان و باور حقیقی است و ادعای برخورداری از ایمان ازسوی کسی که درپی آن، کارهای شایسته انجام نمیدهد و چهبسا مرتکب اعمال ناپسند هم میشود، جز وهم و خیال اعتقاد مؤمنانه و تظاهر به ایمان، چیز دیگری نیست.