به گزارش شهرآرانیوز، مرعشی نوشت:
خوانندهی عزیز؛ چند روزی است که عکس کتابت روی ویرانهها به دستم رسیده و مدام تماشایش میکنم. سعی میکنم بفهمم تا کجای کتاب خواندهای. اما کتاب طوری افتاده که خیلی از صفحاتش باز شده. سعی کردم بفهمم دیگر چه کتابهایی میخوانی. اما نفهمیدم. روی چیزهای دیگر خیلی خاک ریخته.
نتوانستم بفهمم خانهات کجای تهران بوده. راستش را بخواهی میترسم شماره عکاس را پیدا کنم. میترسم خانهات زیادی خراب شده باشد. میترسم خودت…
خوانندهی عزیزم. امیدوارم زنده و سلامت باشی. خانوادهات هم همینطور. امیدوارم از خانهات فقط یک دیوار کوچک خراب شده باشد و تا الان آن را درست کرده باشی و سر خانه و زندگیات باشی.
نمیدانم میتوانی فیلترشکن پیدا کنی و اینجا را ببینی یا نه. اما اگر دیدی، من آرزو میکنم بتوانم یک کتاب آذرباد سالم بهت هدیه بدهم و بغلت کنم و بگویم من همهیاین سالها سعی کردم از زشتی جنگ بنویسم. اما هیچ تاثیری نداشت. بگویم همهی این روزها تمام میشوند. ما میمانیم و کتابهایمان. دوستت دارم.
منبع: فرهیختگان