اتابک نژادباقر در گفتوگو با شهرآرانیوز درباره قطعه «ایران بخوان» توضیح داد: این اثر کاری از استاد مهدی اسکندری است. این قطعه در دستگاه اصفهان تولید شده است و فرم و ریتم آن برگرفته از ریتمهای ایرانی است که یک جدیّت و در عین حال حزنی در اثر دیده میشود. همچنین آقای هاجرپور کمانچه و رضا یوسفی تار و بنده هم سه تار نوازی و خوانندگی این کار را به عهده داشتم.
نژادباقر که حدود ۲۰ سال به شکل جدی خوانندگی را دنبال میکند، درباره شروع علاقهاش گفت: از ۱۲ سالگی، گهگاه میرفتیم دستههای تعزیهخوانی؛ این باعث علاقه من به خواندن شد. چند آوازخوان فوقالعاده در شهر و روستای خود داشتیم که تعزیه میخواندند. من جذبشان شدم و رفتارشان را در بچگی تقلید میکردم. در ۱۷-۱۸ سالگی جدیتر شدم و پیش اساتیدی مثل استاد محمد معتمدی رفتم و نوازندگی و آوازهخوانی را یاد گرفتم.
این خواننده مشهدی درباره خاطره حضورش در این برنامه و اجرای خود در میان مردم گفت: فکر میکنم روز ششم یا هفتم بود. خیلی حالم گرفته بود، راستش ناامید بودم. در میدان تقیآباد از مترو پیاده شدم، آمدم روی سطح خیابان و وقتی شور و حال مردم را دیدم خیلی برایم غرور آفرین بود و از آن شب به بعد با خودم گفتم من هم کاری باید انجام بدهم.
وی در پاسخ به سؤالی درباره لزوم حضور هنرمندان در اجتماعات مردمی و همراهی آنها با مردم اظهار داشت: همه هنرمندان باید احساس وظیفه کنند. حتی اگر در جایگاه معترض نسبت به فضای حاکمیت هستند و نکاتی نسبت به وضعیت مدیریتی دارند، اما مسئله این است که اگر بخواهیم صحبت کنیم و حرفمان شنیده شود، اول باید حضور داشته باشیم تا بتوانیم صحبت کنیم. حضور باعث میشود که کلام تو شنیده بشود.
این خواننده تأکید کرد: اگر بنشینیم توی خانه و فقط به شبکههای مجازی که از یک کریدور دیگر تغذیه میشوند بسنده کنیم، هیچوقت اعتراضاتمان به نتیجه نمیرسد. اگر فکر میکنیم آگاهی بالاتری از آن چیزی که الان حاکم است داریم، میتوانیم با حضورمان آن را اعلام کنیم و به گوش دیگران برسانیم.
نژادباقر درباره استقبال مردمی و دیده شدن کارها خاطرنشان کرد: نزدیک به ۸۰ شب از ۳ اسفند این ماجرا شروع شده، نزدیک سه ماه است. هر کسی خسته میشود، اما شعف اینجاست که حتی افراد ضد انقلاب هم اگر بیایند ببینند، برایشان باورنکردنی است. کسی که از بیرون نگاه میکند شاید بپذیرد این جمعیت یکی دو شب دوام بیاورند، اما وقتی میآیی و با آنها همنفس میشوی، میبینی چشمشان فقط به آینده است و با امید به پیروزی پا در میدان خیابان گذاشتهاند.