به گزارش شهرآرانیوز؛ اداره کل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی ویژه برنامه ادبی شاهنامه خوانی با حضور مقالات و شاعران استان در آرامگاه فردوسی برگزار کرد.
پژوهشگر، نویسنده و دانشآموخته و استاد دانشگاه در رشته زبان و ادب فارسی در این مراسم با اشاره به آسیبشناسی پیرامون شاهنامه گفت: درباره فردوسی و شاهنامه بسیار سخن گفته شده و یکی از آسیبها همین زیادگویی است. به جوانان و نوجوانان توصیه میکنم هر سخنی را نپذیرند؛ خود شاهنامه را بخوانند و ببینند فردوسی چه گفته است.
یوسف بینا با تعریف شاهکار ادبی افزود: شاهکار اثری است که در زمانهای مختلف زنده بماند، نه تنها در قفسه کتابها و نزد پژوهشگران، بلکه در دست مردم باشد و پرسشهای آنان را پاسخ دهد. اگر روزی غزل سعدی دیگر حرف دل شما را نگفت، دیگر شاهکار نیست. شاهنامه فردوسی در دورههای گوناگون تاریخ ایران از جمله امروز دوباره احیا میشود و مردم با اشتیاق در جلسات شاهنامهخوانی حضور مییابند.
بینا شاهنامه را از سه جنبه بینظیر دانست، نخست، خدمت زبانی فردوسی به فارسی؛ در زمانی که کمتر از صد سال از رسمیت یافتن فارسی دری میگذشت و آثار اندکی وجود داشت، شاهنامه به عنوان سندی ماندگار از نابودی زبان فارسی جلوگیری کرد.
وی افزود: برتری ادبی و شعری، آرایهها و تکنیکهایی که فردوسی به کار برده، الگوی شاعران بزرگی، چون نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ بوده است. همچنین جایگاه فرهنگی فراتر از متن ادبی شاهنامه مهمترین سند فرهنگی زبان فارسی است و باورنکردنی است که حتی ردپای مباحث خداشناسی متکلمان شیعه قرن چهارم نیز در آن دیده میشود.
این استاد دانشگاه بر دشواری خوانش شاهنامه برای نوجوانان به دلیل فاصله زبانی هزاروپنجاهساله تأکید کرد و گفت: اگر شروع کنید، کمکم با زبان آن آشنا میشوید و بهره میبرید.
بینا به جایگاه بیبدیل ابومنصور عبدالرزاق طوسی در حفظ و انتقال میراث کهن ایران زمین اشاره کرد و گفت: یکی از دوستان پژوهشگر در حوزه قرآن و حدیث، مقالهای درباره ابومنصور عبدالرزاق طوسی نوشته که نشان میدهد این شخصیت از منظر مذهبی نیز نادیده گرفته شده است. گویا شیخ صدوق از او حدیث نقل کرده و او را فردی متقن و معتبر دانسته است. ابومنصور در میان چهرههای ملی و مذهبی بسیار محبوب و مورد تأیید بوده است.
وی افزود: ابومنصور عبدالرزاق طوسی دستور داد کسانی که کتاب خداینامه را به لهجههای مختلف و به زبان فارسی باستان در اختیار دارند، در توس جمع شوند. این کتابها شامل تاریخ اساطیری و غیراساطیری ایران از آغاز تا پایان دوره ساسانیان بود. آنها در کتابی به نام خداینامه بزرگ گردآوری شدند.
ر معرض فراموشی بودن این اثر، ابومنصور را بر آن داشت تا آنها را جمعآوری و به فارسی دری برگرداند که حاصل کار، شاهنامه منصور یا شاهنامه ابو منصوری نام گرفت.
وی به درگذشت استاد جلال خالقی مطلق اشاره کرد و گفت: ایشان در روزهای پایانی سال گذشته در سکوت خبری به رحمت خدا رفت، در حالی که حدود شصت سال عمر خود را معطوف به شاهنامه پژوهی کرده بود. به گفته یکی از پژوهشگران، شاید فردوسی و شاهنامه در طول تاریخ ایران، خادمی به بزرگی استاد جلال خالقی مطلق نداشته است.
این پژوهشگر درباره نگاه فردوسی به هویت ایرانی تصریح کرد: در شاهنامه بارها با مفهوم ایران و فرهنگ ایرانی به شیوهای عاشقانه و شیفتهوار مواجه میشویم. برای نمونه، سیاوش در توران زمین بر دیوارهای شهر نقش پهلوانان و شاهان ایرانی میکشد تا احساس کند در ایران قدم میزند. یا بیژن در چاه، پروردگار را شاهد میگیرد که ایران را دوست دارد. این نگاهها نظریههایی که آغاز مفهوم ایران را به دوره صفویه یا مشروطه نسبت میدهند، با چالش روبهرو میکند.
وی در پایان تأکید کرد: به نظر میرسد در همه حوزههای علوم انسانی ایران باید بار دیگر شاهنامه را خواند، چه بسا بسیاری از تناقضهای نظری، ناشی از نخواندن شاهنامه باشد.