به گزارش شهرآرانیوز؛ فیلم «گوی سیاه» ساخته خاویر آمبروسی و خاویر کالوو، که ۸۵ سال از تاریخ اسپانیا را در برمیگیرد و با الهام از قطعهای ناتمام از فدریکو گارسیا لورکا ساخته شدهاست، دیروز (پنجشنبه) برای اولین بار در بخش رقابت اصلی جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و با تشویق ایستاده ۱۶ دقیقهای حضار روبهرو شد.

با این فیلم این ۲ فیلمساز اسپانیایی برای اولین بار در بخش مسابقه کن حضور یافتند. آنها پیش از این با سریالهای «وننو» و «مسیاس» در سطح بینالمللی شاخته شدهاند.
این ۲ نفر در سخنرانی خود با اشاره به این که ۹۰ سال پیش، فدریکو گارسیا لورکا به دلیل عقایدش توسط فاشیستها کشته شد، از جشنواره کن برای نمایش فیلم تشکر کردند.
«توپ سیاه» که داستانش را در ۳ دوره ۱۹۳۲، ۱۹۳۷ و ۲۰۱۷ تصویر میکند، آنچه یک نسل برای نسل بعدی به ارث میگذارد، در هم میآمیزد.
در این فیلم گلن کلوز، در کنار گیتار ریکادلافونته - خواننده و ترانهسرای محبوب اسپانیایی که اولین حضورش روی پرده سینما را تجربه میکند - میگل برناردو، کارلوس گونزالس، میلو کویفس و لولا دوئناس بازی کرده و پنهلوپه کروز نیز در فیلم حضور کوتاهی دارد.
آمبروسی و کالوو فیلمنامه را با همکاری نمایشنامهنویس آلبرتو کونههرو نوشتند و از ۴ صفحه باقیمانده از یک رمان ناتمام گارسیا لورکا - که پیش از قتل شاعر توسط نیروهای ملیگرا در سال ۱۹۳۶ نوشته شده بود - و همچنین نمایشنامه «لا پیدرا اوسکورا» اثر کونههرو الهام گرفتند.
فیلمبرداری این فیلم در طول ۱۲ هفته در کاستیا و لئون، کانتابریا، اندلس، مادرید و یونان انجام شد.
آمبروسی و کالوو از زمان اولین فیلم بلندشان «اردوگاه مقدس!» در سینمای اسپانیا درخشیدند و سریال «وننو» محصول شبکه اچ. بی. او مکس نیز موجب شهرت آنها در سطح جهانی شد. سریال «مسیاس» که در جشنواره سن سباستین به نمایش درآمد، اولین سریال اسپانیایی بود که به جشنواره ساندنس راه یافت و در جشنواره سری مانیا فرانسه موفق به کسب جایزه شد.
یک سایت اسپانیایی از این درام چنین یاد کرده است: این درام تاریخیِ بهشدت جاهطلبانه که اقتباسی آزاد از آثار شاعر و نمایشنامهنویس مشهور اسپانیایی، فدریکو گارسیا لورکا است و او را نیز خیلی کوتاه به پرده سینما بازگردانده، به سه خط زمانی متناوب تقسیم میشود. رافائل و سباستین در سال ۱۹۳۷؛ اولی یک سرباز جوان یتیم است که مجبور به خدمت در نیروهای فاشیست در طول جنگ داخلی اسپانیا شده و دومی یک جنگجوی جمهوریخواه است که سرنوشت او را در برابر این سرباز قرار داده است.
این مواجهه سرنوشتساز در طول ۸ دهه در زندگی آلبرتو در سال ۲۰۱۷ نیز موثر است. این نمایشنامهنویس تازهکار که زندگی آرام خود را در مادرید دارد، با یک تماس غیرمنتظره که حق او را برای ارثی مرموز اعلام میکند، به تسویه حساب با گذشته هدایت میشود.
این فیلم به خوبی نشان میدهد که تسویه حساب سیاسی فقط میتواند از جایگاه فداکاری انتقادی برای کشور و مردم خود حاصل شود. این ۲ کارگردان در محکوم کردن وابستگی اسپانیا به جنبشهای ملیگرایانهای که پیش از جنگ جهانی دوم اروپا را در دست گرفته بودند، هیچ کلامی به زبان نمیآورند، چون همین انتقاد تند به زمان حال نیز وارد است و حس ملیگرایی شدید مانع درک بسیاری از مشکلات جامعه شده است.
پدرو و آگوستین آلمادوار از تهیه کنندگان این فیلم هستند.
منبع: مهر