جهان بینی و تمدن تاریخی با زبان فارسی

  • کد خبر: ۴۱۶۷۹۷
  • ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۳
جهان بینی و تمدن تاریخی با زبان فارسی
شاهنامه فردوسی و ظرفیت‌های آن برای ایران امروز، ما را ملزم می‌کند تا همچنان درباره این سرمایه ملی بنویسیم.

در مقدمه این جریده کوتاه باید اعتراف کنیم در روز‌هایی که ایران بیش از هر زمان دیگری در معرض جنگ روایت ها، فشار‌های امنیتی و هجمه‌های رسانه‌ای قرار گرفته، توجه دوباره رهبر انقلاب به حکیم ابوالقاسم فردوسی و شاهنامه را باید حامل پیامی فراتر از یک مناسبت فرهنگی دانست و پاسداشت فردوسی و زبان فارسی را معطوف به یک روز خاص ندانست.

پیام صادرشده به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی، در حقیقت یادآوری این نکته است که در نبرد‌های تاریخی ملت ها، تنها سلاح نظامی تعیین کننده نیست، گاهی زبان، ادبیات و حافظه تاریخی، مهم‌ترین سنگر یک ملت محسوب می‌شوند. چیزی که می‌طلبد هر روز آن را یادآور شویم.

شاهنامه فردوسی صرفا یک متن ادبی نیست. سند تداوم هویت ایرانی اسلامی است. فردوسی در دوره‌ای که زبان فارسی زیر فشار فراموشی و استحاله قرار داشت، با خلق شاهنامه توانست رشته اتصال ایرانیان با گذشته تاریخی شان را حفظ کند. در این دوران حاضر و به خصوص در جنگ اخیر نیز در شرایطی که انواع پروژه‌های رسانه‌ای برای تضعیف هویت ملی و ایجاد شکاف میان «ایرانیت» و «اسلامیت»؛ «ملیت» و «مذهب» فعال شده‌اند، رجوع دوباره به شاهنامه می‌تواند نوعی بازآفرینی تاریخی و هویتی برای جامعه ایرانی باشد.

نخستین ظرفیت شاهنامه، حفظ و تقویت زبان فارسی است؛ زبانی که مهم‌ترین عنصر وحدت ایرانیان در طول قرن‌ها بوده است. در جهانی که سلطه رسانه‌ای غرب تلاش می‌کند زبان‌ها و فرهنگ‌های بومی را به حاشیه براند، شاهنامه همچنان نشان می‌دهد که زبان فارسی فقط ابزار گفت‌و‌گو نیست، بلکه حامل یک جهان بینی و تمدن تاریخی است. از همین روست که فردوسی را باید یکی از مهم‌ترین حافظان امنیت فرهنگی ایران دانست.

اما شاهنامه فقط کتاب ادبی و زبانی نیست، مکتوبی برای تقویت روحیه ملی نیز هست. فردوسی در روایت پهلوانان ایرانی، از روایتی توأمان شجاعت؛ سلحشوری؛ شمشیر و میدان جنگ و همچنین تدبیر، دوراندیشی، وفاداری و مسئولیت اجتماعی نیز سخن می‌گوید. شخصیت‌هایی مانند اسفندیار که به تعبیر رهبر انقلاب مانند حزب اللهی‌های امروز ماست، رستم، گودرز یا سیاوش، صرفا جنگاور نیستند، آن‌ها نماد‌هایی از اخلاق، غیرت و عقلانیت ایرانی‌اند. این همان نکته‌ای است که می‌تواند امروز نیز برای جامعه ایران الهام بخش این باشد که مقاومت همراه خردورزی و دوراندیشی و البته با آمادگی سازوبرگ نظامی است.

از سوی دیگر، شاهنامه ظرفیت مهمی برای پیوند اسطوره و واقعیت دارد. همان گونه که فردوسی از دل تاریخ و اسطوره، قهرمانان ماندگار خلق کرد، امروز نیز می‌توان حماسه آفرینی‌های مدافعان امنیت، فرماندهان میدان و چهره‌های ملی را در امتداد همان سنت روایت کرد. جامعه‌ای که قهرمان نداشته باشد، در برابر جنگ روانی و فشار رسانه‌ای، فرهنگی آسیب پذیر می‌شود. شاهنامه به ما یادآوری می‌کند که ملت ایران همواره با اتکا به قهرمانان خود از بحران‌ها عبور کرده است و امروز قهرمانان عینی دارد که قصه‌ها و اسطوره هایش در گذشته ما وجود داشته است.

در این میان، حمله برخی جریان‌های سلطنت طلب و رسانه‌های وابسته به خارج از کشور به فردوسی نیز معنادار است. آن‌ها از فردوسی ناراحت‌اند، چون شاهنامه هم زمان حامل هویت ایرانی، روحیه استقلال طلبی و مقابله با بیگانه و از سویی با درون مایه‌ای دینی-شیعی است. همان‌ها که امروز در کنار ترامپ و نتانیاهو از فشار علیه ایران حمایت می‌کنند، طبیعی است که با فردوسی و میراث او نیز مسئله داشته باشند چراکه شاهنامه، روایت عزت و ایستادگی یک ملت است، نه روایت وابستگی و تحقیر.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.