به گزارش شهرآرانیوز؛ در دو ماه گذشته، سرقت آینه بغل خودروهای لوکس خارجی در محدوده احمدآباد افزایش یافت. سرقتهایی که بیشتر نیمه شبها رخ میداد و مال باختگان هیچ سرنخی برای ارائه به پلیس نداشتند. در این شرایط بود که سرهنگ حسن قادری، رئیس کلانتری احمدآباد، با صدور دستوراتی تخصصی، رئیس دایره تجسس این مرکز پلیس را مسئول شناسایی و دستگیری متهم یا متهمان احتمالی این پرونده کرد.
به دنبال این دستور، تیم تحقیق با بررسی محدوده و زمان وقوع جرائم توانست به سراغ دوربینهای مداربسته برود و پس از بازبینی تصاویر موجود، به سرنخهایی از متهمان دست پیدا کند؛ اطلاعاتی که در اختیار واحدهای گشت کلانتری احمدآباد قرار گرفت.
براساس همین اطلاعات، یکی از واحدهای گشت کلانتری احمدآباد در خلال گشت زنی هدفمند ساعت ۲:۳۰ بامداد هفته گذشته به موتورسیکلت پارک شدهای مظنون شد که پلاکش تا شده بود. ظن مأموران به موتورسیکلت، سبب شد مأموران به صورت نامحسوس این موتور را زیرنظر بگیرند.
در ادامه دو مردجوان از یک واحد تجاری بیرون آمدند و به سراغ موتورسیکلت رفتند. مأموران که به جز این پلاک تاشده مدرک دیگری نداشتند و احتمال داشت ناخواسته این اتفاق افتاده باشد، به صورت نامحسوس موتورسواران را تحت نظر گرفتند و آنها در خیابانهای احمدآباد مشغول پرسه زنی شدند.
در ادامه راکب موتورسیکلت ناگهان کنار یک خودروی لوکس خارجی ایستاد. او با گوشی همراهش از آینه بغل خودرو عکس گرفت که ناگهان متوجه مأموران شد. این فرد که میخواست طبیعی رفتار کند، بدون هیچ اقدام دیگری دوباره به حرکت درآمد و مشغول پرسه زنی شد.
دقایقی پس از به حرکت درآمدن موتورسیکلت، مأموران که حالا بیش از پیش به راکبان جوان مشکوک شده بودند، موتورسیکلت را متوقف کردند. راکب موتورسیکلت که پاسخ پلیس را میداد، با خونسردی منکر انجام هرگونه جرمی شد. او مدارک موتورسیکلتش را به مأموران نشان داد و درباره پلاک نیز مدعی شد در یک سانحه این شکلی شده است.
در حالی که به نظر میرسید، هیچ مدرکی برای اتهام زدن به راکب موتورسیکلت نیست و او با خونسردی همچنان به سؤالات پلیس پاسخ میداد، مأموران درباره عکس گرفتن از آینه بغل خودروی لوکس از او پرسیدند که مدعی شد از خودرو خوشش آمده و میخواسته است با آن عکس بگیرد.
او برای اثبات بی گناهی اش گوشی همراهش را به مأموران نشان داد و گالری تصاویر دوربینش را باز کرد، اما ناخواسته دستش به تصویر آینه بغل یک خودروی لوکس خورد. با باز شدن تصویر، مأموران که در حال رسیدگی به پرونده سرقت آینه بغل خودروهای لوکس بودند، به راکب و ترک نشین جوان این موتورسیکلت مظنون شدند و آنها را به کلانتری احمد آباد منتقل کردند.
پس از انتقال متهمان به کلانتری، با هماهنگی قضایی محتویات تلفن همراه راکب و ترک نشین موتورسیکلت بررسی شد. در بازبینی گالری گوشی همراه این افراد، اعضای تیم تحقیق دریافتند توانستهاند متهمی را که دو ماه در تعقیب او بودهاند، دستگیر کنند. متهم که خودش را گرفتار میدید، شروع به نام بردن از همدستانش کرد و گفت که تنها چند جفت آینه بغل دزدیده که آنها را برای صاحب کار سابقش برده است. بررسی پیامکهای گوشی راکب موتورسیکلت نشان داد که حدود ۸۰ میلیون تومان بین او و صاحب کارش ردوبدل شده است.
متهم که رضا نام داشت، در بازجویی اعتراف کرد: از سه سال قبل با دختر یکی از اقوام که ساکن خراسان شمالی است نامزد کردم. او به مشهد آمد و ما یک خانه در منطقه سیدی رهن کردیم. برای تأمین هزینه هایم هم اکنون در میدان ۱۷ شهریور فروشندگی میکنم و در کار نصب رگال و مانکن هستم.
پیش از آن در فروشگاه «محمدرضا» که کارش نصب آینه بغل خودروهای لوکس خارجی بود، کار میکردم. سه ماه از کار من بیشتر نگذشته بود که یک روز پسر نوجوانی به من مراجعه کرد و گفت که ۱۰ آینه بغل دارم. اگر صاحب مغازه را راضی کنی آنها را از من بخرد، در ازای هرآینه به تو یک تا ۲ میلیون تومان شیرینی میدهم. من با صاحب کارم صحبت کردم و این معامله جور شد. بعد از آن بود که دیگر پیش محمدرضا نماندم. من از محل کارم بیرون آمدم.
متهم ادامه داد: من در کنار کار در میدان ۱۷ شهریور تعداد اندکی آینه بغل خودروهای خارجی فونیکس، آریزو،ام ویام، کیام سی و... را سرقت کردم. هر آینه را محمدرضا از ۲ تا ۵ میلیون تومان از من میخرید. او خودش برای برخی از خودروهایی که پایه شان دزدیده نشده بود، پایه درست میکرد و به قیمت بالاتری میفروخت. علاوه بر آینههایی که خودم دزدیده بودم، آینههای بغلی را که بچه محل هایم از بالای شهر دزدیده بودند هم پیش محمدرضا میبردم و به او میفروختم. من از هر دو طرف کمیسیون میگرفتم. البته من در کل چهار یا پنج جفت آینه بغل بیشتر سرقت نکردهام.
ترک نشین موتورسیکلت که به همراه رضا دستگیر شد، طبق اظهارات رضا اولین بار بود که برای دزدی آینه بغل آمده بود. این نوجوان هجده ساله نیز منکر انجام هرگونه جرمی شد و اعتراف کرد که میخواسته است برای اولین بار در سرقت شرکت کند.
پس از ثبت اظهارات متهم، مأموران با هماهنگی قضایی در یک عملیات ضربتی به سراغ مال خر رفتند. موقع حضور مأموران، فردی در آنجا بود که ادعا میکرد مالک این فروشگاه همان آینهای را که چند شب قبل از او سرقت شده به او ۲۸ میلیون تومان فروخته است.
مأموران دایره تجسس کلانتری احمدآباد در حال رسیدگی و بازرسی از محل بودند که مشخص شد تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی مشهد این متهم را تحت نظر داشتهاند. هرچند متهم با وجود همه مستندات، خودش را یک کاسب آبرومند معرفی میکرد و منکر مال خری بود، کارآگاهان پلیس آگاهی به مأموران حاضر در محل گفتند که متهم احتمالا دو انبار مخفی برای نگهداری آینههای بغل دزدی دارد.
اگرچه متهم به مال خری منکر وجود انبار میشد، رضا که مدتی در مغازه این مال خر کار کرده بود، به صورت تلفنی آدرس یکی از انبارها این مال خر را داد. او به مأموران گفت که آینههای سرقتی را به انباری در نزدیکی فروشگاه صاحب کار سابقش تحویل میداده است. با کشف آدرس این انبار، مأموران با هماهنگی مقام قضایی وارد انبارمخفی متهم شدند و از آنجا دهها آینه بغل را کشف و ضبط کردند.
پس از انتقال مال خر دستگیر شده به مقر پلیس، او متوجه رضا شد و تازه فهمید مخفیگاهش چطور لو رفته است. مال خر در بازجویی اولیه کوشید با اتهام زنی به همکاران هم صنف خود، آنها را به مال خری متهم کند. او گفت: در طول هفته، سارقان زیادی برای فروش آینه بغلهای دزدیدی به مغازهام مراجعه میکنند، اما من از آنها خرید نمیکنم و به مغازه همکاران دیگرم در نقاط مختلف شهر میروند؛ افرادی که من آنها را به خوبی میشناسم.
با وجود ادعاهای متهم، مأموران با انجام تحقیقات گسترده از متهم موفق به کشف مستندات و مدارک متعددی شدند از جمله اینکه او از حساب بانکی مادر و خواهرش به سارقان آینه بغل پول پرداخت میکرده است. او آینههای بغل دزدیده شده را ۳ میلیون تومان میخریده و همانها را در فروشگاهش تا جفتی ۶۰ میلیون تومان میفروخته است.
اگرچه رضا دربازجویی گفته بود خودش دست کم چهار جفت آینه بغل سرقت کرده و به همراه تعداد زیادی آینه بغل دیگر به این مال خر داده است، مال خر در بازجویی ادعا کرد حداکثر ۶ تا ۱۰ جفت آینه بغل فروخته است.
در حالی که رسیدگی به این پرونده توسط تیم تحقیق ادامه دارد، پرونده هر سه متهم به دادسرا رفت. با دستور مقام قضایی راکب موتورسیکلت و مال خر راهی زندان شدند و هم دست نوجوان آنها به کانون اصلاح و تربیت نوجوانان فرستاده شد.