نرگس کیانی | شهرآرانیوز؛ برای پیداکردن ردپای اولین نشانههای توجه جدی اداره کل هنرهای نمایشی به تئاتر استانها باید تا سال ۱۳۸۵ و ارائه طرح شورای راهبردی عقب رفت. شورایی که حمید سمندریان، حسین پاکدل، سهراب سلیمی و مسعود رایگان ازجمله اعضای حقیقی اش بودند و اجرای عمومی نمایشهای تهران در شهرستانها یکی از رئوس آن محسوب میشد.
اهالی تئاتر، اما در طول تمام این سالها الزاما چشم انتظار عملیاتی شدن این طرح نماندند و گروههای نمایشی که خود دست به کار روی صحنه رفتن در استانها شدند کم نبودند. از جمله مریم برزگر که نمایش «ماراساد» را به همراه یک دوره آموزشی در شهرستانهای مختلف اجرا کرد.
همین طور نمایش «متاستاز» به نویسندگی و کارگردانی علی اصغر دشتی با موضوع همپایان بیماران مبتلا به سرطان که پس از اجرا در تهران، در خوزستان، اصفهان، اراک و یزد روی صحنه رفت. سجاد افشاریان با نمایش «بک تو بلک»، رامین معصومیان با نمایش «خماری» و... دیگر هنرمندانی بودند که در شهرهای بسیاری میزبان علاقهمندان به تئاتر شدند.
این روزها نیز در کنار اجرای «قلب نارنگی» به کارگردانی داریوش علیزاده و «بتهوون» به کارگردانی جواد مولانیا در بیرون از پایتخت، مائده طهماسبی از شب گذشته نمایش «گزارشی به آکادمی» را با بازی فرهاد آئیش به مدت پنج شب در سالن اصلی تئاترشهر مشهد روی صحنه برد و با استقبال بی نظیری روبه رو شده است.
فرهاد آئیش تنها بازیگر مونولوگ «گزارشی به آکادمی» نقشی را که در این نمایش ایفا میکند؛ میمونی با جهان بینی کافکایی مینامد. میمونی که آئیش نامش را به یاد شعر حماسی «بهشت گمشده»، جان میلتون گذاشته است. آنچه بر این میمون گذشته است؛ از شکار شدن در سواحل آفریقا تا گیر افتادن در کنج قفسی در کشتی ازجمله چیزهایی است که در «گزارشی به آکادمی» درباره اش صحبت میشود.
فرهاد آئیش در این نمایش که براساس داستانی کوتاه به قلم فرانتس کافکا با کارگردانی مائده طهماسبی در قالب مونولوگی ۵۰ دقیقهای نوشته شده است، تماشاگر را راضی از سالن بیرون میفرستد. آئیش ۲۶ سال پیش، در سال ۱۳۷۸ که با مائده طهماسبی تصمیم گرفتند برای همیشه در ایران بمانند، همین نقش را در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر بازی کرد. برای مائده طهماسبی هیجان برانگیز بود که بداند ایفای نقشی توسط فرهاد ۲۶ سال پیش، با فرهادِ این روزها چه تفاوتی دارد و اجرای «گزارشی به آکادمی» چطور پیش میرود؟
پس، تمرینها آغاز و سالن شیشهای تماشاخانه هما در تهران از طرف سام درخشانی برای اجرا (تیر و مرداد ۱۴۰۴) پیشنهاد داده شد.
همان روزهای اجرا در تهران بود که آرمین رحیمی نژاد، تهیه کننده تئاتر، پیشنهاد اجرای این اثر نمایشی را در تئاتر شهر مشهد با مائده طهماسبی مطرح کرد. پیشنهادی که با توجه به تک نفره بودن اجرا و جمع وجور بودن آن به لحاظ بی نیازی اش از دکوری خاص، درخورتأمل بود و میشد به آن فکر کرد. نیمه دوم سال ۱۴۰۴، اما چنان پرسرعت و هولناک گذشت که فرصتی برای فکرکردن در این باره به مائده طهماسبی و فرهاد آئیش نداد. با ورود به سال ۱۴۰۵ ارتباط میان رحیمی نژاد و طهماسبی دوباره برقرار شد و این بار اجرای «گزارشی به آکادمی» برای چهار شب در تئاتر شهر مشهد قطعی شد.
مائده طهماسبی با اشاره به این مقدمه، در گفتوگو با سایت «ایران تئاتر» بیان میکند: با توجه به اینکه نمایش ما به دکور خاصی نیاز ندارد و تنها بحث نورپردازی و گریم مطرح است تصمیم گرفتیم برای این دو از اهالی تئاتر مشهد کمک بگیریم. درباره گریم، اگرچه پیشتر طراحی شده است، اما با توجه به سنگینی آن کمی زودتر به مشهد خواهیم رفت تا پیش از اجرا از درستی انجام آن مطمئن شویم.
این بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در پاسخ به اینکه آیا اجرای «گزارشی به آکادمی» در تئاتر شهر مشهد نخستین تجربه اجرا برای او و فرهاد آئیش در بیرون از تهران است یا خیر، توضیح میدهد: ما زمانی که در خارج از کشور بودیم، با توجه به پراکندگی ایرانیان در شهرها و ایالات مختلف؛ چه در اروپا و چه در آمریکا، نمایش هایمان را هر بار در جایی اجرا میکردیم. اما از زمانی که به ایران آمدیم، در جایی جز تهران روی صحنه نرفتیم. اگرچه سابقه داوری در جشنوارههای مختلف و تماشای اجرای گروههای نمایشی شهرهای گوناگون در کارنامه مان هست.
کارگردان نمایش «گزارشی به آکادمی» در پاسخ به ارزیابی اش از روی صحنه رفتن نمایشهایی که در تهران اجرا میشوند در شهرستان ها، تأکید میکند: طبیعتا از سر گرفته شدن چنین روالی میتواند نتایج بسیار قابل توجهی داشته باشد. روالی که تا پیش از شکل گیری تئاتر خصوصی به شکلی جدی مورد حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کل هنرهای نمایشی بود.
در حالی که هم اکنون اگر گروههای نمایشی چنین تصمیمی بگیرند برای تأمین هزینهها باید به جیب خودشان اتکا کنند. طبیعتا اجرای اثری تک نفره که نیازی به دکور ندارد در بیرون از تهران، بسیار آسانتر از اجرای اثری با چندین بازیگر و نیازمند دکور است. درواقع اگرچه شاید ما به واسطه ویژگیهای اثرمان از عهده چنین کاری برآییم، اما آثاری که چنین نباشند قطعا برای اجرا در شهرستانها نیازمند حمایت دولتی هستند.