حماسه صدروزهای که با همت والای ملت سربلند ایران رقم خورد، فراتر از مرزهای جغرافیایی، برگی زرین در تاریخ منطقه و جهان ورق زد. این ایام، صرفا گذر زمان نبود؛ بلکه خلق تاریخی ماندگار بود که به نام «اراده ایرانی» ثبت شد. اکنون بزرگترین رسالت ملی ما، «ثبت، صیانت و روایت» این شکوه است تا غبار زمان یا تحریف دشمن، بر چهره این حقیقت ننشیند.
درحقیقت، آنچه در این صد روز رقم خورد، یک رویداد مقطعی نبود، بلکه جلوهای از استمرار روحیهای تاریخی در میان ایرانیان بود؛ روحیهای که در بزنگاههای بزرگ، از دل تهدیدها فرصت میآفریند و از دل سختیها امید میسازد. این تجربه بار دیگر نشان داد که قدرت واقعی یک ملت نه فقط در توان نظامی یا ظرفیتهای اقتصادی، بلکه در همبستگی اجتماعی، اعتماد متقابل و باور به آیندهای مشترک نهفته است. وقتی جامعهای در سختترین شرایط نیز انسجام خود را حفظ میکند، درحقیقت سرمایهای را به نمایش میگذارد که هیچ قدرتی قادر به تضعیف آن نیست.
در جهانی که روایتها نقش تعیینکنندهای در شکلگیری افکار عمومی دارند، هر ملتی که بتواند داستان مقاومت و پایداری خود را بهدرستی روایت کند، در واقع بخشی از قدرت نرم خویش را تقویت کرده است. اینجاست که اهمیت مستندسازی، ثبت خاطرات، تولید آثار فرهنگی و بازنمایی دقیق این تجربه تاریخی دوچندان میشود.
امروز نهتنها جهان اسلام، بلکه آزادیخواهانِ سراسر گیتی، از قلب اروپا و آمریکا تا اقیانوسیه، با دیده شگفتی به ایران مینگرند. آنها مشتاق حضور در سرزمینی هستند که زیر باران موشکها و تهاجم هوایی استکبار، درس عزت مشق کرد و در سختترین شرایط، منزلت و اعتباری ستودنی برای خود آفرید.
دراینمیان، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی مسئولیتی تاریخی و فوری برعهده دارد تا با طراحی «بستههای جامع گردشگری مقاومت و قهرمانی»، این ظرفیت عظیم را مدیریت کند. تحقق این هدف مستلزم الزامات اجرایی در چند بُعد است.
نخست، دیپلماسی و تسهیلگری که در این حوزه تسریع در صدور روادید و فعالسازی نمایندگیهای ایران در خارج از کشور برای جذب مشتاقان باید محقق شود.
دوم، مدیریت لجستیک و اسکان که دراینزمینه نیز باید برنامهریزی دقیق برای تأمین ناوگان حملونقل و راهبری ظرفیت هتلها و اماکن اقامتی صورت بگیرد.
سومین حوزه، بسیج ملی و منطقهای که دراینزمینه نیز باید هماهنگی و فعالسازی استانداریهای سراسر کشور برای آمادهسازی زیرساختهای بومی انجام شود.
چهارم، نهضت روایتگری که در این حوزه نیز باید آموزش و سازماندهی حرفهای «راویان فتح و افتخار» با بهرهگیری از ظرفیت ارزشمند سپاه و بسیج محقق شود؛ و پنجمین مورد، پیوست رسانهای است که ضرورت دارد اطلاعرسانی هوشمندانه و تولیدمحتوای چندرسانهای برای انعکاس این حماسه در فضای مجازی و رسانههای بینالمللی صورت بگیرد. این اقدامات، کمترین گام برای جهانیکردنِ تجربهای است که در آن، یک ملت در میان آتش، اعتبار تمدنی خود را بازآفرید. باید مسیر را برای جهانیان هموار کرد تا با چشم خود ببینند که ایران، چگونه قهرمانانه ایستاد و پیروز شد.
ازاینرو، مسئولیت امروز ما تنها یادآوری یک حماسه نیست، بلکه تبدیل آن به سرمایهای ماندگار برای آینده کشور است. اگر این روایت بهدرستی حفظ و بازگو شود، میتواند الهامبخش نسلهای بعد و نمادی از ایستادگی ملتی باشد که در سختترین شرایط نیز امید و عزت خود را حفظ کرد.