یاد استاد پس از ۳ دهه فراموشی

  • کد خبر: ۴۲۴۱
  • ۰۹ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۷:۲۹
  • ۱
یاد استاد پس از ۳ دهه فراموشی
نخستین مراسم بزرگداشت استاد محمدتقی شریعتی، ۳۲ سال پس از فوتش در مشهد برگزار شد

رادمنش| 32 سال پس از درگذشت استاد محمدتقی شریعتی، نخستین مراسم بزرگداشت او در مشهد برگزار شد. او به سقراط خراسان معروف بود و بنیادگذار کانون نشر حقایق اسلامی، پدر دکتر علی شریعتی و از پیشگامان نواندیشی دینی در ایران. استاد شریعتی در 31 فروردین 1366 از دنیا رفت و 7 شهریور 98 برای نخستین بار، مجلس بزرگداشتی برایش برگزار شد.
این برنامه با سخنرانی دکتر مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، دکتر احسان شریعتی، استاد فلسفه و فرزند ارشد دکتر علی شریعتی، حجت‌الاسلام محمدعلی مهدوی‌راد، قرآن‌پژوه و استاد دانشگاه، دکتر هادی‌خانیکی، استاد علوم ارتباطات، و دکتر محمود دل‌آسایی، از شاگردان استاد محمدتقی شریعتی، همراه بود.
مقصود فراستخواه به بررسی این موضوع پرداخت که نواندیشی دینی‌ که استاد شریعتی از نخستین کنشگران آن بود، چه ارزش‌های مازاد و فضیلت‌های تازه‌ای برای ایران داشت. احسان شریعتی ضمن انتقاد از نابودی میراث تاریخی و ارزشمند کشور به موضوع سیاست گفت‌وگو پرداخت که استاد شریعتی آن را پی می‌گرفت. محمدعلی مهدوی‌راد نیز با اشاره به حدیثی از پیامبر اسلام(ص)، استاد محمدتقی شریعتی را مانند انبیا دانست و هادی خانیکی نیز تجربه زیسته و تلاش استاد شریعتی را دلیل آن دانست که گفت‌وگو را پیش بگیرد و به سقراط خراسان معروف شود.
این مراسم با همکاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری مشهد، گروه مردم‌نهاد چهارسوی مشهد و مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد در تالار شهر برگزار شد و آنچه در ادامه می‌آید، بخش‌هایی از سخنان سخنرانان است.

 

نواندیشی دینی و فضیلت‌هایی که برای جامعه آورد
دکتر مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه
استاد محمد‌تقی شریعتی یکی از نخستین کنشگرانی است که در تاریخ معاصر ایران پروژه فکری و اجتماعی جریان نواندیشی دینی را نمایندگی می‌کند. می‌خواهم تأثیر اجتماعی و عملکرد این پروژه را بررسی کنم و بگویم اگر نبود ممکن بود چه اتفاقی در کشور و تاریخ معاصر ما بیفتد.
پروژه نواندیشی دینی پروژه‌ای است که بر اصلاح فکر شیعی اهتمام می‌ورزد و می‌کوشد یک روایت اخلاقی و انسانی و آزادمنشانه و عقلانی از خودِ شیعی ایران تولید کند و می‌کوشد که آن انرژی اجتماعی پس‌زده‌شده سنت‌های شیعی ایران را بر سیاق خردورزی، انسان دوستی، آزادمنشی، میهن‌دوستی، تجدد و همبستگی اجتماعی و انسانی بیاورد. کانون نشر حقایق اسلامی در مشهد یکی از نخستین فضاهای اجتماعی‌ این پروژه بود که استاد محمدتقی شریعتی در سال 1323 آن را راه انداخت.
حال سؤال من این است که در شرایط آن سال‌ها عملکرد محمدتقی شریعتی و کانون چه فضیلت تازه‌ای برای ایران ایجاد کرد؟ البته وقتی می‌گویم محمدتقی‌شریعتی یعنی کل پروژه فکری و اجتماعی نواندیشی دینی.
یکی از فضیلت‌ها ارزش گفت‌وگویی است. این‌ها سعی کردند کمک کنند که زیست مؤمنانه با زیستن در دنیای جدید آشنا شود و این یعنی آشنا کردن 2 دنیای متفاوت، یعنی آن چیزی که در علوم اجتماعی به آن می‌گوییم هم‌زمان کردن امور ناهم‌زمان؛ این خیلی دشوار است.
دومی ارزش هویتی است. گفتم که دچار جهان‌زدگی و مکان‌زدایی و تاریخ‌زدایی شده بودیم. این مکان‌زدایی می‌توانست زیست‌پذیری این سرزمین و پایداری این جامعه را از بین ببرد. اینجاست که نواندیشی دینی می‌آید از فلات سنت‌های دینی مراقبت می‌کند و مانع نابودی فلات این سرزمین و میراث تاریخی دینی این سرزمین می‌شود. مثل اینکه شما از درختان و جنگل‌ها و از آب‌های این سرزمین مراقبت می‌کنید، از آن مهم‌تر میراث‌های معنوی این سرزمین است که بخشی از ساختارهای اجتماعی است. این در واقع به دوام هویت ایرانی کمک می‌کند.
سومین ارزش افزوده، ارزش اجتماعی و مدنی نواندیشی دینی است. پروژه فکری و اجتماعی نواندیشی دینی یک فضای مدنی در این شهر ایجاد کرد، پروژه فکری نواندیشی دینی جماعت‌ساز شد. سرمایه اجتماعی برای ایران ایجاد کرد. کسانی که در کانون بودند زیست مؤمنانه را با مسئولیت اجتماعی، با حس همبستگی بشری و با حسی جدی به رنج‌ها و محنت‌های بشری پیوند می‌زدند. این یکی از تمایزهای نواندیشی دینی با سنت‌گرایی دینی بود.
ارزش اخلاقی و حقوق بشری یکی دیگر از فضیلت‌هایی است که نواندیشی دینی به فضای کشور اضافه کرد. ارزش اخلاقی استاد محمدتقی شریعتی برای مشهد و ایران چه بود؟ عقیده غیریت‌ساز است. وقتی عقیده درست می‌کنید، دیگری و غیریت برای خود درست می‌کنید و یک دیوار بلند بین شما و هر‌کس این عقیده را ندارد ایجاد می‌شود. عقیده یک دیوار است، انسان‌ها را بیگانه می‌کند، مخصوصا اگر این عقیده با تعصب و جزمیت همراه باشد. ما را نسبت به دیگرانی که این عقیده را ندارند بیگانه می‌کند، نفرت ایجاد می‌کند، تعصب و خشونت ایجاد می‌کند. ارزش اخلاقی نواندیشان دینی چه بود؟ نواندیشان دینی گفتند خدایا! عقیده و باورهایی داشته باشم، اما باورها هم عقلانی باشد و هم انسانی و مهربانانه و خالی از عقده‌ها. محمدتقی شریعتی که گوشت و پوست و استخوانش با تشیع و اسلام آمیخته شده بود، در همین فضا متهم به وهابیت و بهایی بودن شد، چون درک اخلاقی و حقوق بشری از دین داشت.
ارزش انسانی و اومانیستی، ارزش ملی، ارزش‌های رهایی‌بخش و ارزش سبک زندگی از دیگر ارزش‌های مازادی است که نواندیشی دینی به جامعه اضافه کرد.


شریعتی باید مستقل و معلم و منتقد و مردمی باقی بماند
دکتر احسان شریعتی، استاد فلسفه
افتخار دارم که در اولین مجلس رسمی پس از درگذشت استاد محمدتقی شریعتی در شهر مشهد که پایگاه ما بوده است و هست شرکت کنم. ما سیری در شهر داشتیم و اماکنی را که به یادگار مانده بود دیدیم. البته بعضی‌ها از بین رفته بود و این نتیجه سیاست شهری است که در کشور ما تعقیب شده‌است: از بین بردن ابنیه و میراث فرهنگی و محیط زیست و همه اصالت‌ها. این سیاست به شکل شدیدتری در مشهد مقدس به اجرا در آمده و چیز زیادی باقی نمانده است و در واقع از نمادها و خرابه‌ها بازدید کردیم.
مشهد و خراسان ما همیشه مرکز مقاومت فرهنگی بوده است و این توقع تاریخی از آن وجود دارد که نقش تاریخی خودش را دوباره ایفا کند و به صحنه بیاید. به حرکتی که امروز با بزرگداشت استاد شریعتی آغاز شده است خیرمقدم می‌گوییم.
میراث فرهنگی استاد شریعتی می‌تواند در وجوه مختلف بررسی شود. ایشان یک مفسر قرآن است که یک سبک و روش جدید آورد و انسانی دینی به معنی عمیق کلمه بود.
در شهر مشهد پس از شهریور 1320 شرایطی پیش آمد که مشابه شرایط پس از انقلاب 57 بود، یعنی پس از دوره دیکتاتوری بیست‌ساله بازگشتی داشتند به شکل سنتی دین. یعنی مظاهر و مناسک و آیین‌های سنتی که محکوم و مطرود بودند و سرکوب می‌شدند، آزاد شدند و مردم به شکل تناقض‌آمیزی هم‌زمان با اشغال ایران احساس آزادی می‌کردند و از این آزادی برای بازگشت به مذهب سنتی استفاده شد و توده مردم شاید همین الان هم همین‌طور باشند. در قطب دیگر روشنفکران به مارکسیسم و حزب توده و انقلاب اکتبر گرایش پیدا کردند. نکته‌ای که می‌خواهم به آن تأکید کنم، روش استاد در دهه 20 است که آن روش گفت‌وگویی است. می‌دانیم که مفهوم گفت‌وگو در حوزه عمومی از سنت سقراط شروع می‌شود و یک مفهوم فلسفی جدی است. اینجا بحث دیالوگ با دیگری مطرح است. در اوج درگیری‌های دهه 20 که گاه با زد و خورد هم همراه است، استاد شریعتی با روش دیالوژیک، یعنی گفت‌وگویی، به خیابان می‌رود و با سنتی‌ها یا روشنفکران گفت‌وگو می‌کند.
استاد شریعتی با روش گفت‌وگویی به جای خشونت و درگیری و واکنش‌هایی که در عالم سیاست می‌بینیم، می‌خواهد دیگری را بفهمد. ما وقتی دیگری را می‌فهمیم که خودمان را جای او بگذاریم و برای او حقانیتی قائل شویم. این روشی بود که دکتر شریعتی در کلاس‌هایش در مشهد از آن استفاده می‌کرد؛ مثلا وقتی می‌خواست بودیسم درس بدهد، می‌رفت در قالب یک بودایی، چنان که دانشجویان تحت‌تأثیر قرار می‌گرفتند و بعضی از دوستان استاد احساس خطر می‌کردند و به استاد می‌گفتند که فرزند شما دارد بچه‌ها را در دانشگاه مشهد بودایی می‌کند و دکتر شریعتی این را از پدرش آموخته بود. این یک روش نوآورانه است. استاد شریعتی هم که به عنوان روحانی وارد آموزش و پرورش شده بود، خودش نوآور بود. راست‌گویی و خلوص دینی که در استاد هست، مهم‌ترین وجه اخلاقی است و برای من این جنبه از زندگی ایشان از همه جنبه‌های دیگر زندگی و آثارشان مهم‌تر است. ایشان اصولا این ایمان و اندیشه‌ها و مفاهیم را زندگی می‌کرد. استاد شریعتی قطب سومی را بین سنت‌گرایی و مدرنیته چپ و راست (ناسیونالیستی و سوسیالیستی) بنا نهاد و توانست آشتی بین ایمان و امر توسعه و پیشرفت و آزادی و عدالت ایجاد کند و مدل این راه توسط دکتر شریعتی ادامه پیدا کرد و چنان درخششی داشت که خود دکتر شریعتی در سایه قرار گرفت و الان این مشکل را با شریعتی داریم. ممکن است کسی فکر کند نام شریعتی برای ما امتیازهایی می‌آورد، ولی ما آقازاده نبودیم و نام ایشان برای ما جز مشکل و دردسر ایجاد نکرد، به شکلی که الان من به طور رسمی شغلی ندارم. اما شریعتی باید مستقل و منتقد و معلم در بین مردم بماند که می‌ماند و شریعتی ادامه خواهد یافت.


مشی استاد شریعتی، یک مشی پیامبرانه بود
حجت‌الاسلام محمدعلی مهدوی‌راد، قرآن‌پژوه و استاد دانشگاه و از شاگردان استاد محمدتقی شریعتی
روایتی از پیامبر اسلام داریم که می‌فرمایند: «علمای امت من مانند پیامبران بنی‌اسرائیل هستند.» مشی استاد شریعتی مشی پیامبرانه بود. خلاصه حرف من این است که پیامبران 3 کار خیلی مهم داشتند: آگاهی‌بخشی، هویت‌آفرینی و خرافه‌زدایی می‌کردند. انبیا در ادامه شریعت اصلی، مبلغان، مبینان، تحریف‌زدایان و آگاهی‌بخشان بودند. استاد چنین شخصی بود.
آیه داریم که می‌فرماید: «ما در زبور به صورت یک قاعده نوشتیم که حتی صالحان بعد از آگاهی به وراثت زمین می‌رسند.» تا جامعه آگاه و بیدار نشود، نماز شب هم نخواند، به درد نمی‌خورد. تا آگاه نشود، استعمار و استکبار می‌آید می‌دوشد و می‌برد و او خواب است و این بیداری و آگاهی را استاد شریعتی داشت و عرضه می‌کرد.
استاد می‌جوشید و می‌خروشید و این‌طور نبود که فارغ‌البال باشد و حقوقی به ایشان بدهند. آقایی که نوشته‌ای استاد شریعتی عمامه را بر زمین گذاشت تا به مواهب رضاشاهی برسد، خجالت نمی‌کشی؟ کدام مواهب رضاشاهی؟ ایشان حتی گاهی مجبور می‌شدند برای گذران زندگی وسایل خانه‌شان را بفروشند.


استاد شریعتی عافیت‌طلب نبود
دکتر هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی
موضوعی که در نظر داشتم به آن بپردازم، براساس تجربه‌ای بود که خودم از فهم تاریخی و فهم تجربی از زندگی مرحوم استاد محمدتقی شریعتی داشتم. می‌خواهم به این اشاره کنم که چه ویژگی‌هایی باعث شد استاد شریعتی لقب سقراط خراسان بگیرد. این سقراط خراسان در پیوند نزدیک با سقراطی‌گری در ایران هم بود. استاد شریعتی، مرحوم طالقانی و مرحوم بازرگان هر 3 در یک سطح می‌توانند مورد توجه قرار بگیرند، فرزند مشروطه هستند، اما اینکه چطور در متن یک زندگی اجتماعی، سیاسی و علمی، قابلیت و قدرت گفت‌وگو پیدا می‌کنند، خود در خور تأمل است. به نظر من بخشی‌ از آن برمی‌گردد به زیسته‌های استاد شریعتی و بخشی به اندیشه‌ها و تلاش او. آنچه به زیسته‌های او برمی‌گردد و به اولین پیشه‌ای که انتخاب می‌کند: معلمی. در سال 1309 و در بیست‌وسه‌سالگی در شهرستان و روستا و از دبستان معلمی را شروع می‌کند و بعد معلم دبیرستان می‌شود و پس از آن به تدریس دانشگاه می‌پردازد. دومین ویژگی‌اش این است که سخنران است و ابتدا از محافل خانگی شروع می‌کند که در دهه 20 منجر به تأسیس کانون می‌شود و از ابزارهای سخنرانی استفاده می‌کند و در سال 1327 به رادیو مشهد هم می‌رود و بعدها در تهران هم مؤثر می‌شود و به حسینیه ارشاد می‌رود و در مسجد هدایت هم سخنرانی می‌کند.
سومین ویژگی‌اش این است که نهاد‌ساز است، به کارهای بداهه شکل نهادی می‌دهد که مهم‌ترینشان کانون نشر حقایق اسلامی است. چهارمین ویژگی‌اش این است که سیاست‌ورز است و عافیت‌طلبی نمی‌کند. در انتخابات دوره هفدهم شرکت می‌کند و نزدیک است وارد مجلس بشود که به دلایلی کنار می‌کشد. در نهضت مقاومت ملی وارد می‌شود و تجربه زندان و دستگیری هم دارد و نهایتا در شرایط خیلی دشواری در سال 52 و 53 به زندان می‌رود.
ویژگی پنجم این است که محقق و مؤلف است. یک متفکر شفاهی نیست و اثر خلق می‌کند. در برابر 4 جریان زمان خودش یک گفتمان را ایجاد می‌کند؛ اول جریان اندیشه مارکسیستی که حزب توده آن را نمایندگی می‌کرد، دوم مدرنیزم غیر‌مذهبی که در آثار مختلف نویسندگان آن زمان هست و سوم استبداد سیاسی و چهارم تحجر مذهبی. گفتمانی می‌سازد و به همین دلیل هویت‌ساز است. خصوصیت‌های‌ آن هویت این است که دین‌مدار است و دنبال روایتی از دین است که سازگار با آزادی و نوگرایی و عدالت باشد. خردگرا و عقلانی است، زمانه‌شناس است و به مسئله زمانه خودش می‌پردازد، مسئله‌محور است، نه مسئله گریز، مبتنی بر منابع اصلی او قرآن است، گفت‌وگویی است و درنهایت هویت‌ساز است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
سینا
Germany
۱۷:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۰
0
0
مراسم جالبی بود که بعد از سالها انتظار صورت گرفت