به گزارش شهرآرانیوز؛ گاهی یک اتفاق در زندگی، نگاه انسان را به گذشته، تاریخ و حتی مفهوم سرنوشت تغییر میدهد. کتاب افتادن ۴۲۴ قدم خاطره نوشته دیوگو مایناردی از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که یک پدر تلاش میکند معنای رخدادی دردناک را در میان انبوهی از خاطرات، تاریخ، هنر و تجربههای انسانی پیدا کند. این اثر صرفاً روایت یک زندگی خانوادگی نیست، بلکه تلاشی برای فهمیدن این پرسش است که چگونه یک حادثه میتواند مسیر زندگی یک خانواده را برای همیشه دگرگون کند.
مایناردی در کتاب «افتادن ۴۲۴ قدم خاطره» به جای انتخاب یک روایت خطی و معمول، ساختاری متفاوت را برمیگزیند و از خلال صدها قطعه کوتاه، تصویری چندلایه از عشق پدرانه، ناتوانی جسمی، امید و مقاومت ارائه میدهد. اگر به دنبال اثری هستید که در مرز میان زندگینامه، جستار فرهنگی و روایت شخصی حرکت کند، مطالعه این کتاب میتواند تجربهای متفاوت برای شما باشد.
کتاب افتادن ۴۲۴ قدم خاطره روایت زندگی تیتو، پسر نویسنده، است که در نتیجه یک خطای پزشکی هنگام تولد به فلج مغزی مبتلا میشود. با این حال، محور اصلی کتاب صرفاً شرح یک بیماری یا روایت دشواریهای زندگی با معلولیت نیست.
دیوگو مایناردی از این تجربه شخصی به عنوان نقطه شروعی برای تأمل درباره تاریخ، هنر، معماری، فرهنگ و مفهوم سرنوشت استفاده میکند. عدد ۴۲۴ به بیشترین تعداد قدمهایی اشاره دارد که تیتو توانسته بدون افتادن بردارد. هر بخش کتاب معادل یکی از این قدمهاست و در کنار روایت زندگی پدر و پسر، خواننده را به سفری میان رویدادهای تاریخی، شخصیتهای فرهنگی و آثار هنری میبرد.
در واقع، معرفی کتاب افتادن ۴۲۴ قدم خاطره بدون اشاره به این ایده مرکزی کامل نیست؛ اینکه نویسنده میکوشد نشان دهد چگونه زندگی یک کودک میتواند به مرکز جهان ذهنی یک پدر تبدیل شود.
کتاب در ژانر خاطرهنگاری و زندگینامه قرار میگیرد، اما ساختار آن به آثار متعارف این حوزه شباهت ندارد. روایت در قالب ۴۲۴ بخش کوتاه نوشته شده است؛ بخشهایی که گاهی تنها چند جمله یا حتی یک تصویر را در بر میگیرند. این ساختار با تعداد قدمهایی که تیتو توانسته بردارد ارتباط مستقیم دارد و به یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب تبدیل شده است.
لحن اثر شخصی، تأملی و در عین حال پژوهشمحور است. نویسنده میان خاطرات خانوادگی، تاریخ اروپا، معماری و هنر رفتوآمد میکند و تلاش دارد رابطهای میان این موضوعات و سرگذشت پسرش برقرار کند. نتیجه این رویکرد، متنی است که هم بار عاطفی دارد و هم جنبه فکری و تحلیلی.
از آنجا که این کتاب رمان نیست، شخصیتپردازی به معنای رایج داستانی در آن وجود ندارد. با این حال، تصویر تیتو به عنوان کودکی شاد، مقاوم و الهامبخش به تدریج در ذهن خواننده شکل میگیرد و رابطه او با پدرش به هسته احساسی کتاب تبدیل میشود.
کتاب افتادن ۴۲۴ قدم خاطره برای علاقهمندان به زندگینامه و خاطرهنگاری، مخاطبانی که به موضوع معلولیت و تجربه زیسته افراد دارای ناتوانی جسمی علاقه دارند و همچنین خوانندگانی که از آثار میانرشتهای لذت میبرند مناسب است. اگر به کتابهایی علاقه دارید که صرفاً روایت یک زندگی نباشند و در کنار آن به تاریخ، فرهنگ و هنر نیز بپردازند، این اثر میتواند انتخاب ارزشمندی باشد. همچنین والدین، مربیان و فعالان حوزه توانبخشی ممکن است از زاویه نگاه انسانی و متفاوت نویسنده به این موضوع بهره ببرند.
کتاب «افتادن ۴۲۴ قدم خاطره» نوشته دیوگو مایناردی با ترجمه محمدرضا فرزاد را نشر چشمه در ۱۷۹ صفحه منتشر کرده است.