به گزارش شهرآرانیوز؛ پرچم عزای سیدالشهدا (ع) از چند روز مانده به محرم به اهتزاز درمیآید و با فرارسیدن محرم به تعبیر محتشم، در خلق عالم شورش بهپا میشود، اما هرچه به عاشورا نزدیک میشویم، حالوهوای عزاداریها فرق میکند و بیشتر رنگ «کل یوم عاشورا» و «کل ارض کربلا» به خود میگیرد؛ گویی ذرات عالم ذکر یاحسین (ع) سر داده و ندای «هل منناصر» امامشان را لبیک میگویند؛ عشقی که ملتها را به ساحل نجات میرساند.
امام خمینی (ره) فرمود: محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است، انقلاب ما هم با تمسک به همین مکتب به پیروزی رسید و در واقع کشور ما تا وقتی سفینة النجاه را دارد شکست ناپذیر است. در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی با حجتالاسلاموالمسلمین حبیبا... فرحزاد، استاد حوزه و خطیب مذهبی، درباره ابعادی از این عشق و حقایق آن، گفتوگو کردهایم.
تعبیر «سفینهالنجاه» که درباره وجود مقدس امام حسین (ع) به کار میرود، معنایی بسیار عمیق دارد. امامرضا (ع) درباره فلسفه این وصف میفرمایند: «همه ما اهلبیت (ع)، کشتی نجات هستیم، اما کشتی سیدالشهدا (ع)، گستردهتر و سریعتر است.» این کشتی میخواست حتی شقیترین آدمها را نجات بدهد!
محبت و اشتیاق حضرت برای نجات انسانها به قدری عظیم است که خلق را دلباخته و شیدا و پیشگویی پیامبر (ص) درباره فرزندشان را محقق کرده است، وقتی که فرمودند: «برای شهادت حسین (ع)، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمیشود.»
دستگاه امامحسین (ع) دستگاهی عجیب و محبت حضرت، کیمیای فوقالعادهای است؛ هرچه میتوانید، انجام بدهید تا در این دستگاه سهیم شوید؛ مال بدهید، نوکری کنید، روضه و سخنرانی بشنوید، ظرف بشویید و بانی بشوید... هر خدمتی از دستتان برمیآید، بکنید که بزرگان و علما به این نوکری، اهتمام و افتخار میکردند.
مرحوم آیتالله کمپانی، استاد آیتالله بهجت، پنجشنبهها در نجف روضه داشت. پیرمرد با آن سن و مقام، بلند میشد و کفش جفت میکرد، چای میریخت و پذیرایی میکرد. شاگردها میگفتند: شما استاد و عالم هستید، بگذارید ما این کارها را بکنیم. میفرمود: نه؛ میخواهم نوکر دستگاه امامحسین (ع) باشم و اسمم دربین خدمتگزاران حضرت ثبت شود.
شاید ظاهر ندای «هَل مِن ناصِرٍ ینصُرُنی» حضرت سیدالشهدا (ع) در روز عاشورا، کمکخواهی و نصرتطلبی ایشان باشد، اما حقیقت آن است که امام میفرمایند: «چه کسی هست که من او را یاری کنم و مانع شقاوت و جهنمی شدن او بشوم؟» حضرت حتی نسبت به شمر این دست رحمت را پیش بردند.
مرحوم آیتالله شاهآبادی میگفت: «اینکه امامحسین (ع) به شمر فرمودند اگر به من آب بدهی، نزد جدم از تو شفاعت میکنم، درست است؛ چون امام (ع) میخواهد سفره رحمتش را پهن کند و حتی شمر هم بر سر آن سفره باشد. شمر اگر آب میداد، دیگر موفق به کشتن حضرت نمیشد. رحم میکرد و برمیگشت و رحمت خدا او را دربر میگرفت. اگر علیاصغر (ع) را آورد تا مردم رحم کنند، برای آن بود که خودشان مورد رحمت خدا قرار بگیرند. امروز هم سفره شفاعت را پهن کرده است و ناصر میطلبد.
کربلا از زمانی که جبرئیل برای حضرت آدم (ع) روضه کربلا را خواند و او بر مصایب حسین (ع) گریست، آغاز شد و تا قیامت ادامه دارد؛ چون کربلا عامل بقاست، کربلا رمز ماندگاری و عامل استمرار و حفظ دین است. البته همانطور که تاریخ تکرارپذیر نیست، حادثه عاشورا هم تمام شده است و دیگر تکرار نمیشود، اما تکراربردار است؛ یعنی نمونه و شبیه دارد.
به عبارت دیگر، حادثه عاشورا قابل استنساخ و نسخهبرداری است. اینکه چه عواملی باعث صفآرایی در مقابل امام امت شد یا آنکه عاشورا برای امروز چه کارکردهایی دارد، از عواملی است که میتوان از این واقعه، نسخهبرداری کرد و درس گرفت.
در کتاب «کاملالزیارات»، ثوابهای شگفتانگیزی برای زیارت حضرت سیدالشهدا (ع) ذکر شده است. اگر گفتهاند به زیارت حضرت «عارفاً بِحَقه» بروید، یعنی بامعرفت، یعنی همراه با فهم و درک، یعنی زیارت همراه با تغییروتحول؛ چون از جلوههای محبت سیدالشهدا (ع) به انسانها، همین فرصتسازی برای تغییروتحول است.
اساسا ایشان امام تحول هستند. علاوهبر این، اینکه فراوان درباره تربت امامحسین (ع) سفارش و خواص بسیار برای آن بیان شده است، بهدلیل خون شهید است؛ وگرنه خاک منهای امام (ع) ارزشی ندارد. اگر سجده بر تربت امامحسین (ع) شده است، برای سجده کردن دربرابر ایثار، شهادت، اخلاص، عبودیت، تسلیم و رضاست.
از مصایب و فجایع واقعه عاشورا نه میتوان چیزی کم کرد و نه میتوان چیزی بر آن افزود؛ چون در ساعاتی رخ داده و به اتمام رسیده است، اما میتواند هادی و معین باشد؛ یعنی امکان کموکاست آن وجود ندارد، اما درسهایش فراوان است که باید شناخته و استخراج شود؛ هم درسهای ظاهری و هم آموزههای باطنی؛ باید بررسی کنیم و بفهمیم چه شد که آن لشکر چندهزارنفری به روی امام خود شمشیر کشیدند. چگونه خواصی مثل شریح قاضی سکوت کردند و آن برخوردها را کردند و درمقابل، کسی مثل حر آنطور در این معرکه روسفید شدند؟ دانستن ریزشها و رویشهای کربلا به برداشتهای جدید و امروزی از این واقعه کمک میکند.
در زیارت عاشورا میخوانیم: «مُصِیبَه مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیتَهَا فِی الْإِسْلامِ»، یعنی از ابتلا و مصیبت امامحسین (ع) و اهلبیت و یارانشان در عالم، اتفاقی بدتر نیفتاده است و نخواهد افتاد!
منتها خدا در مقابل پذیرش و تحمل این مصیبت و ایثار، ویژگیهای خاصی به سیدالشهدا (ع) و یارانشان عطا کرده که از مهمترین آنها عشق و محبت ایشان در دل مؤمنان و غیرمؤمنان است، تا جایی که نهفقط شیعه بلکه مسیحی، یهودی، ارمنی و فراتر از آن هندو و آتشپرست، محبت امامحسین (ع) را در دل دارند، برای حضرت اقامه عزا میکنند و نذر میدهند.
این محبت باعث شده است در روز عاشورا در همه عالم، پرچم عزای اباعبدالله (ع) به اهتزاز دربیاید و دستههای عزا حرکت کنند و بر سر و سینه بزنند؛ کاری که برای هیچکس دیگر در عالم انجام نمیشود. امروز این سخن حضرت ثامنالحجج (ع) که فرمودند: «شهادت امامحسین (ع)، پلک چشم ما را زخم کرده است»، عینیت یافته و چشم جهان در مصایب ایشان گریان است.