به گزارش شهرآرانیوز؛ کتاب «تاریخ جراید و مجلات ایران» تألیف زندهیاد سیدمحمد صدر هاشمی (۱۲۸۴-۱۳۴۴خورشیدی)، بیگمان اصلیترین و مستندترین منبع در مطالعات تاریخ مطبوعات ایران بهشمار میرود. این مجموعه که در چهار جلد و طی سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲خورشیدی بهتدریج منتشر شده، حاصل بیش از یکدهه پژوهش میدانی، آرشیوی و کتابخانهای نویسندهای است که خود از اهالی مطبوعات بود و سالها به روزنامهنگاری اشتغال داشت.
او باور داشته تاریخ مطبوعات ایران در گمنامی و غبار فراموشی مدفون است، از همین رو در روزگاری که جامعه ایران با مشکلات عمیق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبهروست، با حوصلهای ستودنی بهسراغ کتابخانهها و مجموعههای شخصی میرود و شخصا با پیشکسوتان مطبوعات گفتوگو و مکاتبه میکند تا اطلاعات مطبوعات ایران را تا سال ۱۳۲۷ خورشیدی گردآوری کند. آنچه او بر جای میگذارد، صرفا یک فهرست خشک از نام روزنامهها نیست، بلکه روایتی زنده از تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران از نخستین سالهای ورود صنعت چاپ تا دهه ابتدایی سلطنت پهلوی دوم است.
در این میان، بخش درخور توجهی از کتاب «تاریخ جراید و مجلات ایران» به مطبوعات شهر مشهد اختصاص دارد؛ شهری که بهدلیل حضور بارگاه امام رضا (ع) و موقعیت ویژهاش در شرق کشور، همواره یکی از کانونهای مهم نشر مطبوعات در ایران بوده است. در نوشتار پیشرو نگاهی داشتهایم به سرگذشت این کتاب و مؤلفش، سپس روزنامههایی را فهرست کردهایم که صدرهاشمی بهعنوان نشریات منتشره مشهد نامشان را آورده است.
این مجموعه نفیس که نتیجه بیش از ۱۰ سال کار و کوشش مداوم سیدمحمد صدرهاشمی است، در ۱۲۲۲صفحه و در چهار جلد به قطع وزیری به شرح زیر برای اولینبار در اصفهان چاپ و منتشر شده است.
جلد اول در ۳۵۱صفحه و در آذرماه ۱۳۲۷، جلد دوم در ۳۳۹صفحه و در دیماه ۱۳۲۸، جلد سوم در ۱۸۹صفحه و در اسفندماه۱۳۲۹ و جلد چهارم در ۳۴۴صفحه و در مهرماه۱۳۳۲ انتشار یافته است.
انتشارات «کمال» اصفهان که ناشر «تاریخ جراید و مجلات ایران» سیدمحمد صدر هاشمی است، در مقدمه چاپ دوم این اثر به سال۱۳۶۳ خورشیدی، زندگینامهای از مؤلف این کتاب آورده که به قلم دکتر حسین صدرهاشمی نوشته شده است. اگر چه اطلاعات دقیقی از خانوده صدرهاشمی در دست نیست، اما به اعتبار همین مقدمه مشخص است که زندگینامه توسط برادرش نوشته شده است.
بنا بر این نوشته و بر اساس نسبنامهای که در خاندان صدرهاشمی موجود است، نسب سیدمحمد صدر هاشمی که اجدادش از حجاز به یزد و سپس به اصفهان مهاجرت کردهاند پس از چهل نسل به سیدالشهدا حسین بن علی (ع) میرسد. در این متن آمده است که سیدمحمد صدر هاشمی در سال۱۲۸۴خورشیدی در محله شمسآباد اصفهان، در خانوادهای محترم و روحانی متولد شده و اولین فرزند خانواده و کودکی باهوش بوده و تحصیلات ابتدایی را در منزل نزد دو استاد سرخانه آغاز کرده است.
سپس نزد جد مادری خود، آقای شیخ محمد بیدآبادی، به فراگیری صرف و نحو پرداخته و به دلیل علاقه فراوان به علم، حجرهای در مدرسه صدر اصفهان اختیار کرده و سالها در آنجا زندگی کرده است. در این دوران از محضر استادانی، چون حاج میرسیدعلی نجفآبادی بهره برده و به تحصیل فقه و اصول مشغول شده و نزد آقای شیخ محمد خراسانی نیز فلسفه و حکمت آموخته است. همچنین چندی از محضر حاجآقا رحیم ارباب کسب فیض نموده است.
به اعتبار مقدمه آخرین چاپ «تاریخ جراید و مجلات ایران»، صدرهاشمی بعد از تحصیلات حوزوی به علوم جدید روی آورده و وارد مدرسه صارمیه شده است. او پس از آنکه دوره اول مدرسه صارمیه را به پایان رسانده، در مدارس اصفهان مشغول تدریس شده است. از آنجا که این معلم جوان اصفهانی دانستن زبان خارجی را کلید تحقیق و مطالعه میدانسته، به فراگیری زبان فرانسه پرداخته و پس از اخذ دیپلم، عازم تهران شده است.
او همزمان در رشته ادبیات دانشکده علوم معقول و منقول و رشته زبان خارجه فرانسه دانشسرای عالی تحصیل خود را آغاز کرده و در پایان سال تحصیلی۱۳۱۶-۱۳۱۷ از هر دو دانشکده فارغالتحصیل شده است.
صدرهاشمی بهعنوان شاگرد اول هر دو دانشکده، موفق به دریافت جایزه از وزیر فرهنگ وقت شده و همان سال وارد خدمت وزارت فرهنگ شده است. او بهعنوان معلم یکسال در زنجان و یکسال در ملایر به تدریس پرداخته و سپس در سال۱۳۱۹خورشیدی به اصفهان بازگشته و تا پایان عمر به خدمات فرهنگی مشغول بوده است.
لازم بهذکر است که صدرهاشمی در سال۱۳۱۹ خورشیدی هم جایزه اول علمی را از وزارت فرهنگ و صنایع مستظرفه گرفته و ضمن دبیری، ریاست دبیرستان فرهنگ اصفهان را برعهده داشته و در دانشگاه این شهر نیز به تعلیم سخنسنجی و سبکشناسی منصوب شده است.
یکی از مواردی که دکتر حسین صدرهاشمی درمورد پدر خود نگاشته است، تلاش او در توسعه کتابخانه شخصیاش بوده است. او نوشته است:
«پیوسته در توسعه کتابخانه شخصی خود که از زمانهای طلبگی بنیاد گذارده بود، میکوشید و آنرا بهصورت کتابخانه نفیس و پرارزشی درآورد و هرگاه که فارغ از کار تدریس بود در این کتابخانه به مطالعه و تحقیق و بررسی میپرداخت و شبها را تا ساعتها بعد از نیمهشب با کتابهایش میگذرانید و بهتدریج قدرت بیناییاش کم شد و هر دو چشمش آبمروارید آورد و در بیمارستان نمازی شیراز تحت عمل جراحی قرار گرفت و متأسفانه یک چشم بیناییاش را از دست داد و برای کسی که تنها عشق و علاقهاش در زندگی مطالعه و تحقیق بود این مسئله ضربه سختی شد و بهتدریج در روحیه او تأثیر گذاشت و روزبهروز ضعیف و رنجور گردید و با اینکه اطباء، مطالعه و تدریس را برایش منع کرده بودند، معهذا تا آخرین روزهای زندگی تا نیرو داشت مطالعه کرد، درس داد، مقاله نوشت و جامعه دانشجویان و مستعدین در محافل دوستانه و در منزل شخصی او از محضر و از معلوماتش برخوردار بودند.»
سیدمحمد صدر هاشمی در ساعت ۲ پس از نیمهشب ۳۰فروردین۱۳۴۴ خورشیدی در منزل شخصیاش در اصفهان دار فانی را وداع گفته و در آرامگاه خانوادگی صدر هاشمی در تختفولاد به خاک سپرده شده است.

سیدمحمد صدر هاشمی در مقدمه جلد اول (۱۳۲۷) مجموعه چهارجلدی «تاریخ جراید و مجلات ایران» از دلایل تألیف چنین کتابی نوشته است. او معتقد است که وجود جراید و مجلات مختلف فارسی بسیار، سبب اصلی عدم تدوین کتابهای مستقل از طرف مؤلفان و مصنفان از دوره مشروطه تا سال نشر این کتاب بوده است.
او با مثال زدن «حسن وحید دستگردی»، مؤسس و دبیر مجله «ارمغان» (انتشار ۱۲۹۸ تا ۱۳۲۱ خورشیدی) نوشته است: «نشر این جراید و مجلات سبب گردیده است که علما و فضلا بیشتر افکار و معلومات خود را در صفحات جراید و مجلات نشر داده و از تدوین و تألیف کتب مستقل خودداری نمایند.
نامبرده (وحید دستگردی) از کسانی بود که دائما اوقات خود را صرف فعالیتهای علمی میکرد و با وجود این پس از مرگ کتاب مستقلی از خود بهیادگار نگذاشت علت آن را باید در صفحات مجله بیستوسهساله ارمغان جستوجو کرد. مرحوم وحید دوران فعالیت علمی خود را صرف نشر این مجله ماهیانه نمود و لذا فرصت دیگری برای تألیف کتاب نداشت.»
صدر هاشمی در ادامه توضیح داده که «اگر کسی بخواهد بهفعالیت علمی و ادبی ایرانیان در مدت چهل و دوسال مشروطیت این کشور پی ببرد، باید حتما در اوراق جراید و مجلات آن را جستوجو کند. چه بسیار موضوعات علمی و ادبی که از ذهن وقاد دانشمندان در طول این مدت تراوش کرده و منحصرا در صفحات جراید و مجلات ثبت و ضبط گردیده است.»
اما نبودن تاریخ جامعی از مطبوعات کشور باعث شده که صدر هاشمی در حوالی سال ۱۳۱۷ خورشیدی جمعآوری اطلاعات مطبوعات منتشره در ایران را شروع کند. آنطور که او در مقدمه جلد نخست (منتشره ۱۳۲۷ خورشیدی) نوشته، در آن سال بهجز فهرست مختصری که میرزا محمدعلی خان تربیت (۱۲۵۶–۱۳۱۸خورشیدی) روزنامهنگار و مؤسس کتابخانه تربیت (اولین کتابخانه عمومی دولتی ایران)، تنظیم کرده، تاکنون تاریخی برای مطبوعات ایران نوشته نشده بوده است.
او نوشته است: «چون موضوع بیسابقه و بهقدری ورود بدان مشکل بود که با همه کوششی که این جانب برای اتمام آن داشتم با وجود این متجاوز از ۱۰ سال طول کشید و اکنون هم که در صدد چاپ جلد اول آن هستم، هنوز دارای نواقصی است که از اعتراف بدان ناچارم. تدوین و تألیف کتاب و بهخصوص موضوعات تاریخی که محتاج مراجعه و پرسش از دیگران میباشد، بهاندازه در کشور ما کار مشکلی است که تا کسی وارد بدان نگردد به اشکالات آن پی نخواهد برد.
شاید قابل قبول نباشد که نگارنده برای اطلاع از چگونگی و طرز انتشار هر یک از جراید و مجلات فارسی و آشنائی بهوضع زندگی مدیران آنها، چه زحمات و مشقات طاقتفرسایی را متحمل گردیدهام؛ برای این منظور چه مسافرتهای دور و درازی را پیش گرفتهام و تازه در ضمن عمل دیده شد که نسخ بعضی از جراید و مجلات فارسی بکلی نایاب و دسترس بدانها اگر محال نباشد، لااقل خیلی مشکل است.
اغلب مشاهده شد که مدیر و صاحب امتیاز روزنامه از چگونگی و مدت انتشار روزنامهاش بکلی بیاطلاع است و وقتی نگارنده اطلاعات و معلومات خود را درباره آن روزنامه برای او بیان میکردم از شگفتی و تعجب نمیتوانست خودداری کند. گاهی پاسخ عجیبی میشنیدم، بدین قسم که اظهار میداشتند که ما وضع زندگی هفته و ماه قبل را فراموش کردهایم چه انتظار دارید که از سالهای پیش بهشما اطلاعاتی بدهیم.»

اثر صدر هاشمی بازهای ۱۰۵ساله از تاریخ مطبوعات ایران را دربر گرفته و همچنین دورهای ۱۷۰ساله از فارسینویسی مطبوعاتی برونمرزی را تا سال۱۳۲۰خورشیدی پوشش داده است.
کتاب «تاریخ جراید و مجلات ایران» آنطور که مؤلفش تأکید کرده «در حقیقت فرهنگ جراید و مجلات فارسی است» ازاینرو «برای اینکه چیزی از جراید فارسی یا جرایدی که در این کشور نشر شده از قلم نیفتد، از جراید و مجلاتی که بهلغات مختلف ارمنی، آسوری، فرانسه، انگلیسی و روسی در ایران انتشار یافته، گفتوگو بهمیان آمده است و نیز از جراید و مجلاتی که در خارج مانند برلین، مصر، لندن و سایر پایتختها بهزبان فارسی نشر گردیده، بهتفصیل بحث شده است.»
او همچنین شرح داده که «برای ضبط سال و تاریخ تأسیس» هر نشریه تلاش کرده شماره اول آن را بهدست بیاورد و در مورادی استثنایی که دسترسی بهشماره اول میسر نبوده، فقط بهسال انتشار اکتفا کرده است. همچنین، ابتدا بنا داشته که فهرستی از مندرجات و مقالات مهم جراید و مجلات هم در کتابش بیاورد، اما افزایش حجم و مخارج گزاف طبع او را از اینکار منصرف کرده و به بعد موکول ساخته است. بدیهی است که این فهرست هیچگاه به چاپ نمیرسد تا امروز از موضوعات مختلف چاپ شده در مطبوعات قدیم اطلاع مختصری داشته باشیم.
بررسیهای امروز نشان میدهد که صدرهاشمی درمجموع چهار جلد «تاریخ جراید و مجلات ایران»، ۱۱۸۶عنوان روزنامه و مجله را معرفی و بررسی کرده و حدود سیصد عنوان از نشریات آن دوره را از قلم انداخته است، البته این موضوع ضعف او نیست بلکه به بیتوجهی نسبت به اهمیت کتابخانهها و آرشیوها در ایران بازمیگردد. البته او خود به این موضوع واقف بوده و نظر به اینکه کتابش «تدوین و تألیف نیست، بلکه ایجاد و ابداع تاریخ است» در بخشی از مقدمه آن پذیرفته که از سهو و نسیان خالی نباشد.
