به گزارش شهرآرانیوز؛ در میانه تحولات پرشتاب منطقه و همزمان با ورود پرونده ایران و آمریکا به مرحلهای تازه از گفتوگوهای فنی و اجرایی، سفر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، به عراق، بیش از آنکه یک سفر تشریفاتی باشد، حامل پیامهای چندلایه سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی برای منطقه غرب آسیاست.
این سفر که با دیدارهای فشرده با مقامات ارشد بغداد همراه بود، از یکسو قدردانی ایران از حمایتهای دولت و ملت عراق در مقاطع اخیر را به نمایش گذاشت و از سوی دیگر، نشان داد که تهران همچنان راهبرد «همسایگی فعال» را ستون اصلی سیاست خارجی خود میداند. عراقچی نیز در اظهارات خود، بر ضرورت هماهنگیهای مستمر میان دو کشور در مسائل امنیتی، اقتصادی و منطقهای تأکید کرد و نقش عراق را در ثبات منطقهای برجسته دانست.
انتخاب عراق بهعنوان یکی از نخستین مقاصد دیپلماتیک پس از تحولات اخیر، حامل معنایی فراتر از روابط معمول همسایگی است. عراق در سالهای اخیر به یکی از مهمترین شرکای سیاسی، اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده و در بسیاری از پروندههای منطقهای، نقش واسطه، تسهیلگر و شریک راهبردی تهران را ایفا کرده است.
از نگاه ناظران سیاسی، تهران در حال بازتعریف یک نظم منطقهای جدید است که در آن، همکاری با بغداد، دوحه، مسقط، اسلامآباد و ریاض، مکمل مسیرهای دیپلماتیک با قدرتهای فرامنطقهای خواهد بود. این الگو، در واقع پاسخی به تجربههای گذشته و تأکیدی بر این اصل است که امنیت و توسعه پایدار، تنها از مسیر گفتوگو و مشارکت کشورهای منطقه حاصل میشود.
در چنین چارچوبی، بغداد نه صرفاً یک پایتخت همسایه، بلکه یکی از مراکز ثقل معادلات ژئوپلیتیکی جدید غرب آسیاست؛ جایگاهی که ایران تلاش میکند آن را در قالب همکاریهای اقتصادی، انرژی، حملونقل و امنیتی بیش از گذشته تقویت کند.
یکی از مهمترین ابعاد این سفر، نمایش ظرفیت وزارت امور خارجه در مدیریت همزمان چند پرونده پیچیده منطقهای و بینالمللی است؛ از روند گفتوگوهای ایران و آمریکا گرفته تا مسائل مرتبط با امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز، تحولات لبنان و مناسبات اقتصادی منطقه.
در شرایطی که برخی تلاش میکنند میان «میدان» و «دیپلماسی» دوگانهای مصنوعی ایجاد کنند، تحرکات اخیر دستگاه سیاست خارجی نشان میدهد که راهبرد جمهوری اسلامی بر همافزایی این دو حوزه استوار است. دیپلماسی فعال منطقهای، نه جایگزین اقتدار ملی، بلکه ابزاری برای تثبیت دستاوردهای راهبردی و تبدیل ظرفیتهای ژئوپلیتیکی ایران به فرصتهای اقتصادی و سیاسی است.
سفر عراقچی به بغداد نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ سفری برای اطمینانبخشی به شرکای منطقهای، هماهنگی درباره تحولات پیشرو و ایجاد اجماع پیرامون آینده نظم امنیتی غرب آسیا.
همزمانی این سفر با آغاز مرحله جدید تعاملات ایران و آمریکا، اهمیت آن را دوچندان کرده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که موفقیت هرگونه تفاهم میان تهران و واشنگتن، وابسته به میزان پذیرش و همراهی بازیگران منطقهای خواهد بود. عراق، به دلیل روابط متوازن با طرفهای مختلف، میتواند در این مسیر نقش تسهیلکننده مهمی ایفا کند.
از منظر ایران، توافق احتمالی با آمریکا نباید به معنای تضعیف روابط منطقهای تلقی شود؛ بلکه باید بستری برای توسعه همکاریهای اقتصادی، رفع موانع تجارت، افزایش سرمایهگذاری و تقویت زیرساختهای مشترک در غرب آسیا باشد.
به همین دلیل، دستگاه دیپلماسی کشور تلاش میکند همزمان با پیشبرد مذاکرات بینالمللی، شبکه روابط راهبردی با همسایگان را نیز تحکیم کند؛ راهبردی که سفر بغداد یکی از مهمترین نمودهای آن محسوب میشود.
رسانههای منطقهای و بینالمللی، سفر وزیر امور خارجه ایران به بغداد را در چارچوب تحولات پس از مذاکرات سوئیس و آینده مناسبات تهران و واشنگتن تحلیل کردهاند. بخش قابل توجهی از این بازتابها، بر نقش عراق بهعنوان بازیگری اثرگذار در حفظ ثبات منطقه و تقویت مسیرهای گفتوگو متمرکز بوده است.
در داخل عراق نیز بسیاری از جریانهای سیاسی، تداوم همکاریهای راهبردی با ایران را عاملی مؤثر در توسعه اقتصادی، امنیت مرزها و تقویت پیوندهای مردمی دو کشور ارزیابی کردهاند؛ پیوندهایی که فراتر از مناسبات رسمی دولتها، ریشه در تاریخ، فرهنگ و منافع مشترک دو ملت دارد.
آنچه از سفر بغداد میتوان دریافت، استمرار یک اصل بنیادین در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است؛ اینکه آینده منطقه باید به دست کشورهای منطقه رقم بخورد. حتی در شرایطی که پرونده گفتوگو با آمریکا وارد مرحلهای تازه شده، اولویت تهران همچنان توسعه روابط با همسایگان و تقویت سازوکارهای همکاری منطقهای است.
سفر سید عباس عراقچی به عراق، در واقع پیامی روشن به همه بازیگران منطقهای و بینالمللی بود: ایران، دیپلماسی را نه در تقابل با همسایگان، بلکه بر پایه مشارکت منطقهای و اعتمادسازی متقابل تعریف میکند؛ راهبردی که میتواند زمینهساز ثبات، توسعه و شکلگیری نظم جدیدی در غرب آسیا باشد؛ نظمی که بغداد، تهران و دیگر پایتختهای منطقه، معماران اصلی آن خواهند بود.