به گزارش شهرآرانیوز، امیرحسین شریفی، بازیگر و تهیهکننده سینما که تاکنون حدود ۱۳۳ فیلم سینمایی، تلویزیونی و سریال از جمله «پری» با آقای مهرجویی، «ضیافت» با آقای کیمیایی، «اشک سرما» با آقای حمیدنژاد ساخته است. او در گفتگویی که خبرگزاری تسنیم با این هنرمند داشته از نحوه ساخت فیلم عاشورایی خود «شب دهم»، بودجههایی که در سینمای ایران به درستی هزینه نمیشود، فقر سینمای ایران در تولید آثار محرمی سخن گفته است که گزیده این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
آخرین کارم یک فیلم سینمایی بود، اما متأسفانه اتفاقاتی افتاد و شرایط بهگونهای پیش رفت که پروژه متوقف شد. ترجیح میدهم فعلاً نام فیلمنامه را نگویم، چون هنوز ممکن است دوباره برای ساخت آن اقدام کنیم و نمیخواهم حاشیهای ایجاد شود. در جریان جنگ رمضان هم، خسارتهایی به دفتر و خانه ما وارد شد و شرایط باعث شد کار را متوقف کنیم با این حال هنوز دوست دارم کار تولید کنم و فیلم بسازم، اما مدیران محترم همکاری نمیکنند. نمیدانم چرا برخی افراد باید از نهادهای حکومتی پول بگیرند و فیلم بسازند که فیلم موفقی در کارنامه ندارند.
واقعیت این است که من همیشه برای دلم و برای مملکتم فیلم ساختهام، اما در عین حال میخواستم فیلمی بسازم که برای مردم پیام داشته باشد، اثرگذار باشد و مخاطب وقتی آن را در تلویزیون یا سینما میبیند، بتواند با آن ارتباط برقرار کند و خودش را جای یکی از شخصیتها بگذارد. این تفکر من درباره فیلمسازی بود و همیشه تلاش کردم بر همین اساس جلو بروم. برای مثال سریال «روزهای بیقراری» که اخیراً دوباره پخش شد، یک اثر ملودرام است، اما قصه و ساختار خودش را دارد و مخاطب با آن ارتباط برقرار میکند.
من همیشه اعتقاد داشتم فیلم نباید به سمت لودگی یا استفاده ابزاری از مفاهیم برود، فیلم باید خودش حرف داشته باشد. وقتی اثری ساخته میشود که از دل اعتقاد و دغدغه واقعی آمده باشد، ماندگار میشود و همین موضوع برای من ارزشمند است.
ایده اصلی داستان «شب دهم» متعلق به جمال شورجه بود و خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت. قصه، برگرفته از یک اتفاق واقعی بود؛ ماجرایی که در دوران محرم در اصفهان رخ داده بود. در آن زمان آمریکاییها در ایران حضور داشتند و از مصونیت کاپیتالاسیون برخوردار بودند. در یکی از همین اتفاقات، گروهی از آنها در اطراف سیوسهپل مشروب خورده و در مقابل دسته عزاداری قرار گرفته و یکی از جوانان را کشته بودند.
من بهدلیل شناختی که از شهر اصفهان داشتم و اطلاعاتی که از گذشته درباره این واقعه شنیده بودم، به فضای داستان نزدیک بودم. در فیلم تلاش کردیم فضای آن دوره را نشان دهیم؛ هم حضور بیگانگان و نگاه آنها به جامعه ایران و هم در کنار آن، محرم، عزاداری امام حسین (ع) و فرهنگ مردم. در نهایت هم شخصیت اصلی داستان مسیر خودش را پیدا میکند.
دوست داشتم اثری بسازم که بماند و خوشبختانه «شب دهم» سالهاست هر سال از تلویزیون پخش میشود. با وجود اینکه تلویزیون یک بار هم پول پخش آن را نداده است و من هم اعتراض کردهام، اما گفتم اثری که برای امام حسین (ع) و محرم ساخته شده است، ارزش خودش را دارد.

متأسفانه امروز گاهی ساخت آثار مرتبط با محرم و کربلا به دست افراد کمتجربه میافتد. صرف هزینه بالا همیشه به معنای تولید اثر خوب نیست. اگر نگاه درست، شناخت کافی و دغدغه واقعی وجود نداشته باشد، نتیجه ماندگار نمیشود. معتقدم اگر قرار است درباره این موضوعات فیلم ساخته شود، باید به دست آدمهایی سپرده شود که سینما را بشناسند و بتوانند قصهای انسانی و تأثیرگذار روایت کنند.
تاریخ نشان داده که نهضت امام حسین (ع) همیشه با مفاهیمی مثل عدالت، مبارزه با ظلم و مسائل اجتماعی پیوند داشته است. ما در «شب دهم» تلاش کردیم این ارتباط را در قالب یک قصه سینمایی نشان دهیم. حضور آمریکاییها، رفتار آنها در جامعه آن دوره و تقابلشان با مراسم عزاداری، بخشی از جذابیت داستان بود. مخاطب وارد قصه میشد، با شخصیتها همراه میشد و بعد به فضای عاشورا میرسید.
این واقعاً درد و باعث ناراحتی است که چرا در حوزه محرم و عاشورا، با وجود ظرفیت عظیم داستانی، آثار سینمایی کمتری تولید میشود. سؤال این است که این بودجههایی که هر سال برای کارهای فرهنگی و ارزشی اختصاص پیدا میکند، دقیقاً کجا هزینه میشود و چه آثاری با آن ساخته میشود؟ گاهی فیلمی با این امکانات تولید میشود، اما چون آدمهای اصلی و حرفهای پشت آن نیستند، نتیجه اثری میشود که حتی خود سازندگان هم از نمایش آن خجالت میکشند.
مشکل اصلی سینما این است که بسیاری از مجموعههایی که بودجه فرهنگی در اختیار دارند، همیشه این منابع را درست هزینه نمیکنند. پول داشتن بهتنهایی کافی نیست، باید بدانیم این پول قرار است صرف چهکاری و توسط چه کسی شود.
برای مثال ممکن است مجموعهای چند فیلم تولید کند، اما در نهایت آن آثار حتی امکان اکران پیدا نکنند. این نشان میدهد که فقط تولید کردن کافی نیست؛ باید از ابتدا فکر و برنامه وجود داشته باشد. الان هم روشهایی مثل انتخاب طرح و فیلمنامه از طریق شوراها و جلسات تخصصی وجود دارد. این اتفاق میتواند خوب باشد، اما مسئله اصلی، انتخاب آدمهای درست است. باید بررسی شود تهیهکننده و کارگردان چه سابقهای دارند؛ چه آثاری ساختهاند و آیا توانایی انجام آن کار را دارند یا نه. صرفاً اختصاص بودجه نباید ملاک باشد.
اما همه نکته من هم همین یک مورد نیست بلکه به نظر من هر کسی که وارد این مسیر میشود، باید اعتقاد و باور قلبی داشته باشد. در آثار مذهبی، ملی یا دفاع مقدس، اگر این باور وجود نداشته باشد، کار مصنوعی میشود. بازیگر هم باید با دلش نقش را بازی کند؛ اگر این ارتباط وجود نداشته باشد، مخاطب متوجه میشود.

اگر درباره سینمای عاشورایی و فیلمهایی درباره محرم و کربلا، به طور مشخص بخواهم حرف بزنم باید بگویم که اتفاقاتی مثل حواشی پیشآمده برای بعضی فیلمها، از جمله «رستاخیز»، بیتأثیر نبوده است. وقتی فیلمی ساخته میشود و با مشکلاتی در نمایش مواجه میشود، طبیعی است که بخشی از انگیزهها کاهش پیدا کند. البته این تنها دلیل نیست؛ عوامل مختلفی دخیل هستند.
من از مسئولان فرهنگی سؤال دارم؛ اگر بودجه فرهنگی وجود دارد، چرا به شکل درست برای ساخت آثار ارزشمند هزینه نمیشود؟ منظورم این نیست که فقط سراغ چند فیلمساز شناختهشده بروند. جوانهای مستعد زیادی هستند که هم اعتقاد دارند و هم توانایی ساخت فیلم خوب دارند. اگر قصه خوبی به دستشان برسد و حمایت درست داشته باشند، میتوانند آثار ماندگاری بسازند.
نباید فقط شعار بدهیم؛ باید عمل کنیم. باید امکانات را به کسانی بدهیم که بتوانند از آن استفاده کنند، نه اینکه بودجه صرف کاری شود که نتیجهای ندارد. خود من اگر یک قصه خوب درباره امام حسین (ع) داشته باشم، هنوز هم علاقه دارم کار کنم. اما با شرایط امروز، هزینههای تولید بسیار بالا رفته و ساخت چنین آثاری با سرمایه شخصی بسیار دشوار است. یک فیلم عاشورایی نیاز به امکانات و بودجه مناسب دارد.
مشکل سینما فقط پول نیست؛ فکر، شناخت و باور هم لازم است. فیلمی که درباره موضوعی مثل عاشورا ساخته میشود، باید از درون شکل گرفته باشد. مخاطب خیلی خوب متوجه میشود که یک اثر از دل آمده یا صرفاً برای انجام یک وظیفه ساخته شده است.