مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ مردمی که چندی پیش نامه نوشته بودند و امام را به شهر خود دعوت کرده بودند، حالا پشت درهای بسته نجوا میکنند. در کوچه پس کوچههای شهر، پچ پچ میکنند و مثل سایه، دور و نزدیک میشوند. آنها ترسیدهاند. اغلب منتظرند تصمیم اکثریت را بدانند و بعد، همان تصمیم را دنبال کنند.
سرنوشت عاشورا همین جا، در همین کوچهها و در دل همین تردیدها رقم میخورد و هزار و چند صد سال بعد، او به این کوچههای تاریک بازمی گردد. او به جای روایت قهرمانان عاشورا، سراغ آدمهای مردد میرود. کسانی که حق را میشناختند، اما در لحظه تصمیم گیری دچار تزلزل شدند.
«صادق کرمیار» متولد سال ۱۳۳۸ در تهران است. ریشه پدری او به حوالی ساوجبلاغ و ریشه مادری اش به طالقان میرسد. برخلاف بسیاری از نویسندگانی که از دل محافل مکرر ادبی وارد رمان نویسی شدند، کرمیار مسیر متفاوتی را طی کرد. او سالها در حوزه روزنامه نگاری فعالیت کرد و به همین خاطر در آثارش خبری از تکلف، پیچیدگی و خطابه نیست. الهیات خواند.
دورههای فیلم نامه نویسی، مستندسازی و کارگردانی را هم پشت سر گذاشت. نگاه او به تاریخ و مذهب، هیچ وقت پژوهشی یا مناسکی نبود و به همین خاطر «نامیرا» از بسیاری از آثار عاشورایی متمایز شد.
این رمان نخستین بار در اواخر دهه ۸۰ منتشر شد. نامیرا عاشورا را نه از منظر قهرمانان بزرگ، بلکه از زاویه دید مردم عادی کوفه روایت میکند. شخصیت اصلی کتاب، عبدا... بن عمیر است که در میانه فضایی مه آلود قرار میگیرد. مسئله اصلی کتاب این نیست که حق با چه کسی است؛ مسئله این است که چرا انسانها گاهی با وجود شناخت حقیقت، در لحظه انتخاب نهایی دچار تردید و سقوط میشوند. او میخواهد بگوید چگونه شهری که هزاران نامه برای امام حسین (ع) فرستاده بود، تنها به فاصله چند ماه او را تنها گذاشت.
موفقیت کتاب چشمگیر بود. «نامیرا» بارها تجدید چاپ شد، جوایز متعددی از جمله تقدیر در جایزه ادبی جلال آل احمد را به دست آورد و به یکی از پرفروشترین رمانهای مذهبی دو دهه اخیر تبدیل شد. این کتاب نشان داد که ادبیات دینی لزوما نباید بر معجزه، حماسه یا مرثیه استوار باشد. میتوان از دل یک واقعه مذهبی، رمانی عمیق درباره انتخاب، مسئولیت و سرنوشت انسان نوشت.
او آثاری، چون «غنیمت»، «درد» و «دشتهای سوزان» را هم در کارنامه دارد؛ آثاری که هر یک به شکلی با تاریخ، جنگ، هویت و تجربههای انسانی پیوند خوردهاند. کرمیار بیش از آنکه درباره قهرمانان دست نیافتنی بنویسد، درباره انتخاب مینویسد.
او عاشورا را از میان شمشیرها و میدانهای جنگ بیرون آورد و به جایی بازگرداند که سرنوشت تمامی حوادث بزرگ تاریخ در آن رقم میخورد، دل و اندیشه آدم ها. کوفه یک نقطه جغرافیایی در گذشتههای دور نیست. کوفه موقعیتی است که هر انسانی در بزنگاههای زندگی با آن روبه رو میشود. آثار او آینهای ابدی در برابر ماست؛ آینهای که دوباره از ما میپرسد «کجای تاریخ ایستادهایم؟»
صادق کرمیار درباره خاطره دیدارش با رهبر شهید انقلاب و نظر ایشان درباره کتاب «نامیرا» چند سال پیش پستی در صفحه شخصی اش منتشر کرده و نوشته است: هیچ رهبری در تاریخ جهان نمیشناسم که به اندازه ایشان بر ادبیات و هنر تسلط تخصصی داشته باشد و این دو را به مثابه راهبردیترین حرکت فرهنگ ساز در جامعه تبیین کرده باشد. حلاوت دیدار با رهبر معظم انقلاب برایم فراموش شدنی نیست.
در لحظه مواجهه با ایشان از تیزهوشی و ذهن دقیقشان حیرت کردم که در میان این همه مشغلههای غیرقابل تصور، مرا که هماره از رسانهای شدن پرهیز داشتم، از روی عکسی که بر جلد کتاب نامیرا بود شناختند و هنوز به ایشان نزدیک نشده بودم که فرمودند: من کتاب شما را خواندهام و به همه توصیه کردم آن را بخوانند. نمیدانم چرا یک باره دچار شرمی شدم که دیگر نتوانستم آنچه را میخواستم بگویم، بگویم. فقط گفتم: اگر امکان دارد دستخط شما را تبرکا داشته باشم. گفتند: بله، من تقریظی بر کتاب شما نوشتهام از آقایان بگیرید؛ که البته با وجود پیگیری ها، هنوز آقایان دستخط را ندادهاند.
کرمیار همچنین از سال ۱۳۹۰ برای ساخت فیلم سینمایی «نامیرا» آستین بالا زده است، اما متأسفانه پس از گذشت پانزده سال ساخت این فیلم با فراز و نشیبهای بسیاری همراه شده و خروجی مشخصی نداشته است.