راز جاودانگی «ما رأیتُ إلا جمیلاً»

  • کد خبر: ۴۲۷۷۶۰
  • ۱۳ تير ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۵
راز جاودانگی «ما رأیتُ إلا جمیلاً»
در تاریخ بشر، کم نیستند انسان‌هایی که دربرابر سختی‌ها ایستاده‌اند، اما کمترکسی را می‌توان یافت که در اوج مصیبت، از زیبایی سخن گفته باشد.

در تاریخ بشر، کم نیستند انسان‌هایی که دربرابر سختی‌ها ایستاده‌اند، اما کمترکسی را می‌توان یافت که در اوج مصیبت، از زیبایی سخن گفته باشد. جمله مشهور حضرت زینب (س) پس از واقعه عاشورا، از همین جنس است؛ جمله‌ای که قرن‌هاست اندیشمندان، عارفان و مصلحان اجتماعی را به تأمل واداشته است: «مارأیتُ إلاجمیلاً: من جز زیبایی ندیدم.»‌

می‌دانیم که وقایع عاشورا هر انسان عادی را از پای درمی‌آورد. بانویی که در یک روز، شهادت برادران، فرزندان، برادرزادگان و نزدیک‌ترین عزیزان خود را دیده و خیمه‌های سوخته، کودکان هراسان و کاروان اسارت را تجربه کرده بود و از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام، بار سنگین رسالت روایت حقیقت را بر دوش می‌کشید، وقتی در مجلس ابن‌زیاد از او پرسیده شد که کار خدا را با برادرت چگونه دیدی، پاسخ داد: «مارأیتُ إلاجمیلاً.»

درک این جمله، نیازمند فهمی عمیق از مفهوم «زیبایی» در نگاه دینی است. درواقع حضرت زینب (س) نمی‌خواست رنج را انکار کند و هرگز نگفت که مصیبت، دردناک نیست یا فقدان عزیزان، اندوه نمی‌آورد. اسلام نیز چنین تصویری از انسان ارائه نمی‌دهد. پیامبران و اولیای الهی نیز گریسته‌اند، داغ دیده‌اند و رنج کشیده‌اند. آنچه زینب کبری (س) دید، فراتر از ظاهر حادثه بود. آن بانو در پشت پرده خون و شمشیر، تحقق اراده الهی، پیروزی حقیقت بر تحریف و جاودانگی پیام عاشورا را مشاهده می‌کرد.

امروز نیز انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری با رنج، اضطراب و نااطمینانی مواجه است. مشکلات اقتصادی، بیماری‌ها، ناکامی‌های فردی، شکست‌های عاطفی و بحران‌های اجتماعی، بخشی از تجربه روزمره بسیاری از مردم شده است. در چنین فضایی، گاهی تصور می‌شود که خوشبختی فقط در نبود مشکلات، معنا پیدا می‌کند، اما تجربه تاریخی عاشورا و پیام حضرت زینب (س) نشان می‌دهد که ارزش انسان نه در نداشتن رنج، بلکه در نوع مواجهه با رنج، آشکار می‌شود.

از منظر علوم اجتماعی نیز انسان‌ها زمانی تاب‌آوری بیشتری از خود نشان می‌دهند که برای سختی‌هایشان معنایی بیابند. پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند افرادی که زندگی را دارای هدف و رسالت می‌دانند، دربرابر بحران‌ها مقاوم‌تر هستند. درواقع، معنا همان پلی است که انسان را از درد به امید می‌رساند. حضرت زینب (س) نیز در متن بزرگ‌ترین مصیبت عالم، خود را صاحب رسالتی بزرگ می‌دید؛ هدف و رسالت حفظ حقیقت عاشورا و رساندن پیام شهیدان کربلا به تاریخ.

شاید راز ماندگاری این بانوی بزرگ نیز در همین نکته نهفته باشد. او به‌جای آنکه در اندوه فروبماند، غم را به آگاهی تبدیل کرد؛ به‌جای آنکه اسارت را پایان راه بداند، آن را آغاز جهاد تبیین قرار داد و به‌جای اینکه فقط به زخم‌ها نگاه کند، افق‌های دورتر را دید.

البته گاهی، برخی‌ها تصور می‌کنند توکل و صبر یعنی چشم بستن بر مشکلات، درحالی‌که سیره حضرت زینب (س) دقیقا خلاف این را نشان می‌دهد. او نه سکوت کرد و نه ظلم و نه به توجیه پرداخت. در کوفه و شام، باصراحت از حق دفاع کرد و چهره ستمگران را برای افکار عمومی آشکار ساخت. درواقع زیبایی در نگاه آن بانو، محصول فرار از واقعیت نبود، بلکه نتیجه پیوند عمیق با خداوند و باور به حکمت الهی بود.

جامعه امروز نیز بیش از هر زمان دیگری، به این نوع نگاه نیاز دارد؛ نگاهی که در دل مشکلات، مسئولیت را فراموش نمی‌کند؛ درمیان ناامیدی‌ها، امید می‌آفریند و در سخت‌ترین شرایط، انسان را از مدار بندگی خارج نمی‌سازد. شاید نتوان همه تلخی‌های زندگی را حذف کرد، اما می‌توان آموخت که مانند زینب کبری (س)، اسیر تلخی‌ها نشویم.

در ادبیات ارتباطات، نظریه «چارچوب‌بندی» توضیح می‌دهد که انسان‌ها، رویداد‌ها را صرفا براساس خود وقایع درک نمی‌کنند، بلکه براساس معنایی که به آن وقایع می‌دهند، تفسیر می‌کنند. حضرت زینب (س) نیز پس از عاشورا اجازه نداد کربلا در چارچوب شکست نظامی روایت شود، بلکه آن را در چارچوب پیروزی حقیقت و رسوایی ظلم، بازتعریف کرد. از این منظر، «مارأیتُ إلاجمیلاً» را می‌توان عالی‌ترین نمونه بازچارچوب‌بندی یک فاجعه تاریخی به‌مثابه یک پیروزی معنوی دانست.

بنابراین، انسان مؤمن، در اوج رنج نیز می‌تواند زیبایی را ببیند؛ نه زیبایی مصیبت، بلکه زیبایی حضور خدا، زیبایی انجام وظیفه و تلاش برای هدف مدنظر و زیبایی ایستادن در سمت درست تاریخ.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.