به گزارش شهرآرانیوز؛ میدان میوه و تره بار سپاد مشهد بازاری مملو از محصولات کشاورزی است. همه چیز در غرفههای کوچک و بزرگش به وفور و با قیمتهای متفاوت و البته ارزانتر از بازارهای سطح شهر پیدا میشود.
شلوغی جزو جدانشدنی از این بازار است. ترافیک نیز در صدر مشکلات بازار قرار دارد. میوه فروشها و غرفه دارها در هفت مسیر یا به تعبیر خودشان، در هفت تالار و راهرو مستقر هستند و از گردانندگان اصلی این بازار و بدنه آن به حساب میآیند. این بار قرار است روایتگر دغدغه میوه فروشان و حرفهای این صنف برای مردم باشیم.
ساعت ۸ صبح است که وارد میدان بار سپاد مشهد میشوم. در یک سمت از خیابان اول میدان بار، ردیفی از خودروهای سواری پارک شده است. در این خیابان که غرفه داران بیشتر به خرده فروشی میوه مشغولاند، چندان خبری از رفت و آمد مردم نیست. اما در خیابان دوم تا هفتم میدان بار، ماجرا کاملا متفاوت است.
تعداد زیادی وانت بار که داخل آنها پر از سبدهای میوه است، برای خروج از بازار صف کشیدهاند. تعداد زیادی وانت بار و کامیون هم در ترافیک گره خورده بازار، به دنبال راهی برای رسیدن به مسیر خروج هستند. علی، شاگرد غرفه داری است که با حوصله جواب مشتریها را میدهد.
جوان کم سن و سالی که نان آور خانواده و عشق و علاقه اش میوه فروشی است. مشغول خالی کردن بار هندوانه یکی از وانت بارهای داخل میدان بار است. همان طور که نفس نفس زنان بار هندوانه را خالی میکند به یکی از دغدغههای شغلی خودشان و دیگر کارگران اشاره دارد.
او میگوید: کار و کاسبی اینجا برای صاحب کارهای قدیمی کهنه کار که اسم و رسم دارند خوب است و بارشان هدر نمیرود، اما برای شاگردهایی که بیشترشان بیمه ندارند و از ساعت ۳ بامداد باید در محل کار باشند و تا ساعت ۴ و ۵ عصر جواب مشتری بدهند، مبلغ چشمگیری عاید نمیشود.ای کاش حداقل بیمه ما درست بود که اگر روزی بااین حجم کار اتفاقی برایمان رخ داد بتوانیم زندگی خودمان را ادامه دهیم.
رضا، یکی از غرفه داران است توضیح میدهد: ترافیک این بازار همیشگی بوده و اتفاق تازه و جدیدی نیست، اما به نظرم میتوان مدیریت کرد.
او پیشنهادی مطرح میکند و میگوید: اگر آنهایی که برای خرید خرد و یکی دو جعبه یا چند کیلو میآیند، مدیریت شوند از ترافیک بازار کم میشود. همچنین به نظرم باید فضایی برای آنهایی که وانتی و کلی، خرید دارند در نظر گرفته شود تا حداقل بخشی از شلوغیها و ازدحام جمعیت کاسته شود.
او اشارهای هم به مأمور نظم دهی ترافیک در مسیرهای مختلف دارد: البته هر مسیری یک مأمور برای نظم دهی وضعیت بازار دارد تا اگر راننده خودرویی پارک بی قاعده یا تردد نادرست و خلاف داشت او را جریمه کند. اما با این نظارت باز هم خودروها برای تردد با مشکل روبه رو هستند و در این باره چارهای وجود ندارد.
غرفه دار دیگری هم از نظافت بازار چندان رضایتی ندارد. میگوید: البته بی انصافی است اگر نگویم در مقایسه با گذشته خیلی بهتر شده است، اما میتواند بهتر باشد. به ویژه اکنون که در فصل گرما هستیم و نظافت خوب محل از واجبات است.
از میوه فروش دیگری که غرفه پروپیمان و انواع میوههای فصل را در پیشخوان غرفه عریض و طویلش چیده سؤال میکنم: «چرا در همه این غرفهها نرخها متفاوت است و هیچ کسی هم نرخی بر روی کالایش نمیچسباند؟ با این شرایط هر کسی برای هر میوه میتواند قیمت متفاوتی اعلام کند.» او در توضیح میگوید: به این دلیل است که میوهها با یکدیگر متفاوت است. یک نوع میوه بر اساس شهر، شیوه برداشت، سالم بودن و کیفیتش خوب و بد دارد. این را ما که سررشته داریم میفهمیم.
او در ادامه به حرفهای مردم و انتظاراتی که از میوه فروشان دارند، اشاره میکند: بیشتر مردم وقتی برای خرید میوه میآیند همین سؤال را دارند که مثلا این سیب با آن سیب چه فرقی دارد؟ اما واقعا همان طور که اشاره کردم تفاوتهایی وجود دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت. قطعا سیب دماوند با سیب اصفهان یکی نیست. شاید سیب باشد، اما تفاوتهایی در طعم و مزه و کیفیت دارد که همین روی قیمت آن مؤثر است. ما میوه ممتاز، درجه یک و ... داریم.
تأکید آخر او این است: میوه فروشها نیز دوست دارند که قیمتها به نوعی باشد که مردم بیشتر خرید کنند. با وضعیت کنونی قیمتها مردم جرئت نمیکنند خرید کنند. قبلا خانوادههای زیادی جعبهای میوه خریداری میکردند، اما الان فقط مغازه دارها هستند که میوه را جعبهای برمی دارند.
نکته دیگری که مردم در باره میوه و قیمت آن دارند حاشیه سود درنظرگرفته شده است. یکی از کسبه بازار میوه خیام این طور توضیح میدهد: میوه فروشها باید برای میوههایی که دستچین هستند ۲۵ درصد و برای میوههای درهم ۳۵ درصد سود درنظر بگیرند، اما در نقاط بالای شهر برخی میوه فروشها صددرصد سود دریافت میکنند و به همین علت این همه تفاوت قیمت در بازارهای کلی با میوه فروشهای سطح شهر و نقاط مختلف مشهد وجود دارد.
او با ارائه مصداق ادامه میدهد: نمونه بارزش همین گیلاس فرنگی را که مقابلتان است و درجه یک و ممتاز است ما کیلویی ۲۵۰ هزار تومان میدهیم. البته باکیفیت متفاوت در همین بازار کیلویی ۱۵۰ هزار تومان نیز پیدا میشود، اما اگر همین محصول درجه یک ما را بخواهید در مناطق برخوردار مشهد مثل احمدآباد و سجاد تهیه کنید کمتر از کیلویی ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان نمیفروشند.
از فردی در غرفهای که محصولات کمتری دارد و در راهروی پنجم مستقر است، از سختیهای شغلشان میپرسم، او میگوید: رک و پوست کنده بگویم کمر و گردن و دست و پا و اعصاب برایتان نمیماند. اگر بخواهید خوب کار کنید و به درآمد برسید با قید تفریح و تعطیلات را بزنید و سحرخیز باشید. مدیریت ضایعات و دورریز و فروش حرفهای نیز خودش یک دغدغه و چالش است. در مجموع مدیریت میوه بسیار سخت و پیگیرانه است. باید بیست و چهارساعته پای کار بود تا کمترین خرابی و دورریز را داشته باشد.
در کنار سختیها اشارهای به شیرینی کار نیز دارد: سروکار داشتن با برکت خدا خودش بزرگترین شیرینی کار میوه فروشی است. تازگی این میوهها و اینکه این همه تنوع میوه در هر فصل وجود دارد دیگر شیرینی کار ماست. البته اگر در آن علاقهای وجود داشته باشد.
فروشندهای بســــاط پیاز و سیب زمینی و سیر و بخشی از هندوانه و خربزه اش را روی زمین پهن کرده است. میخواهم بدانم این مسیر هم غرفه حساب میشود؟ میگوید: خیلیها تصور میکنند، چون ما بارمان را به اصطلاح زیرآفتاب پهن میکنیم حریم صنفی نداریم در حالی که برای وجب به وجب آن هزینه دادهایم، اما انکار نمیکنم بعضیها خارج از غرفه شان بساط میکنند و این نادیده گرفتن حقوق بقیه کاسب هاست.
پرسش دیگرم درباره تفاوت این هفت مسیر بازار است که چطور تعریف و طراحی شده است. میگوید: این بازار در حقیقت مهمترین محل توزیع و پخش میوه و تره بار در مشهد است. مسیرهای ۱ تا ۳ خرده فروشی است و میشود خریدهای خوبی داشت. دیگر غرفهها کلی یا تک محصول هستند.
او پیشنهادی برای مردم و خرید میوه دارد: اگر میوه ممتاز میخواهید اول صبح سری به بازار بزنید. اگر میوه معمولی و قیمت مناسبتر میخواهید بعد از ساعت ۱۳ باید سری به بازار بزنید، چون که میوه فروشها قصد دارند با قیمت کمتری میوههای باقی مانده خودشان را رد کنند تا روز بعد آن میوه روی دستشان نماند.