چراغ برج بندر سو نِداره...

  • کد خبر: ۴۳۳۱۸۸
  • ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶
چراغ برج بندر سو نِداره...
مرکز کنترل ترافیک دریایی چابهار که پیش‌تر هم در حملات دشمن آسیب دیده بود، در حمله بعدی، به طور کامل فرو می‌ریزد. سازه‌ای که سال‌ها بخشی از خط آسمان چابهار بود.

مریم شیعه زاده | شهرآرانیوز؛ اولش صدای غرش می‌آید و بعد دود، قامت سپیدش را می‌پوشاند. موشک‌های آمریکایی، باز بر تن باریک و بلند برج فرود آمده‌اند و برج، این بار توان تحمل ندارد. تعادلش به هم می‌خورد. قسمت بالایی، متمایل می‌شود. قامت چند ده متری سازه به یک سو خم می‌شود. فروریختن ساختمان‌های بلند همیشه چند ثانیه‌ای میان بودن و نبودن معلق می‌ماند. چند ثانیه‌ای که در آن، چشم هنوز باور نمی‌کند آن حجم بتن و فولاد واقعا تسلیم شده باشد. برج فرومی ریزد. توده‌ای خاکستری در هوا بلند می‌شود و آسمان ناگهان خالی‌تر می‌شود.

مرکز کنترل ترافیک دریایی چابهار که پیش‌تر هم در حملات دشمن آسیب دیده بود، در حمله بعدی، به طور کامل فرو می‌ریزد. سازه‌ای که سال‌ها بخشی از خط آسمان چابهار بود. مردم شهر آن را از دور می‌دیدند. ماهیگیران هنگام بازگشت از دریا، کشتی‌ها هنگام نزدیک شدن به ساحل و کارکنان بندر در رفت وآمد روزانه شان، حضور آشنایش را پذیرفته بودند. برج مثل چراغی در راهرو تاریک، آن قدر لازم و همیشگی بود که اهمیتش تنها وقتی آشکار شد که از قاب بیرون رفت. دریای عمان، باز زیر نور روز، آرام‌تر به نظر می‌رسد و کشتی‌ها در بندر پهلو می‌گیرند، اما چشم بندر، دیگر آنجا نیست.

سازه‌ای برای نجات

ارتفاع، فقط امکانی بود برای آنکه چشم‌های انسانی و ابزار‌های الکترونیکی بتوانند افق وسیع تری را ببینند. ارزش واقعی برج مراقبت دریایی در اتاق‌هایی بود که در دل خود جای داده بود. در صفحه‌های رادار، سامانه‌های مخابراتی، دوربین ها، گیرنده‌های شناسایی شناور‌ها و صدا‌هایی که از بی سیم میان ساحل و دریا ردوبدل می‌شد. بندر شهید کلانتری، یکی از دو مجموعه اصلی بندری چابهار است و برج مراقبت آن، سازه‌ای با ارتفاع حدود ۶۶متر و زیربنایی نزدیک به ۱۸۰۰مترمربع بود. این برج مرکز کنترل ترافیک دریایی، سامانه‌های پایش شناور‌ها و ظرفیت‌های مرتبط با جست‌و‌جو و نجات بود. این سازه در سال‌های گذشته به دلیل طراحی و اجرای بتنی اش هم مورد توجه قرار گرفته بود. کنترل ترافیک دریایی، چیزی شبیه برج مراقبت فرودگاه است.

با این تفاوت که باند آن از آب ساخته شده است و مرزهایش مدام با موج و باد تغییر می‌کند. اپراتور‌ها مسیر شناور‌ها را دنبال می‌کنند، هویت و موقعیت آن‌ها را می‌سنجند، ورود و خروج کشتی‌ها را هماهنگ می‌کنند و در شرایط خطر، اطلاعات لازم را به ناخدا‌ها و نیرو‌های امدادی می‌رسانند. در بندری که کشتی‌های تجاری، قایق‌های خدماتی، یدک کش‌ها و شناور‌های کوچک محلی هم زمان در حرکت‌اند، یک خطای ساده می‌تواند به برخورد، آتش سوزی، انسداد مسیر یا آلودگی دریایی منجر شود. برج باید می‌دید، اما فقط دیدن کافی نبود. باید می‌شنید، ثبت می‌کرد، هشدار می‌داد و میان چندین بخش هماهنگی ایجاد می‌کرد. وقتی شناوری در هوای نامساعد از مسیر خارج می‌شود، وقتی موتور یک قایق از کار می‌افتد یا وقتی کشتی بزرگی برای پهلوگرفتن به راهنمایی نیاز دارد، زیرساخت مراقبت دریایی از یک ساختمان اداری به بخشی از زنجیره حفظ جان انسان‌ها تبدیل می‌شود.

زیرساخت؛ ارزشمند پس از فقدان!

چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران است؛ بندری رو به دریا عمان و آب‌های آزاد، بیرون از تنگه هرمز. این موقعیت، آن را به نقطه‌ای مهم برای تجارت منطقه‌ای، ترانزیت کالا و ارتباط ایران با هند، افغانستان و آسیای میانه تبدیل کرده است. زیرساخت‌ها معمولا بی صدا کار می‌کنند. به همین دلیل هم اغلب ارزششان را پس از فقدانشان می‌فهمیم.

حمله به زیرساخت را نمی‌توان صرفا با تعداد ستون‌های شکسته یا مترمربع بتن فروریخته اندازه گرفت. هر زیرساخت، شبکه‌ای از کار، زمان، تخصص و اعتماد عمومی است. نابودی برج مراقبت دریایی چابهار، بریدن حلقه‌ای از زنجیره‌ای است که زندگی عادی را ممکن می‌کند. در زبان جنگ، زیرساخت‌ها گاهی به هدف‌هایی سرد و بی جان تبدیل می‌شوند. این واژه‌ها روی نقشه فقط نقطه‌اند، اما در زندگی واقعی، هرکدام راه رسیدن نان، دارو، سوخت، مسافر و نیروی امدادی‌اند. برج کنترل ترافیک دریایی فقط مراقب کشتی‌های بزرگ نبود، بخشی از نظام ایمنی پهنه‌ای بود که ماهیگیران، کارکنان بندر، ملوانان و ساکنان ساحل زندگی شان را به آن سپرده‌اند. همین درهم تنیدگی است که حمله به زیرساخت‌ها را از نظر انسانی و حقوقی حساس می‌کند. اصل تفکیک و اصل تناسب در حقوق مخاصمات مسلحانه، طرف‌های درگیر را ملزم می‌کند میان هدف نظامی و اموال غیرنظامی تفاوت بگذارند. از حملاتی که زیان غیرنظامی آن بیش از اندازه است، پرهیز کنند.

محکوم کردن حمله به زیرساخت‌های ایران، دفاع از حق مردم برای ادامه زندگی است. زیرساخت متعلق به لحظه جنگ نیست. ممکن است موشک در چند ثانیه آن را پایین بیاورد، اما بازسازی اش سال‌ها بودجه، نیروی انسانی و آرامش می‌خواهد. برج مراقبت چابهار، فراتر از بتن و فولاد، نادی امنیت دریا و نماد متصل کننده زندگی ساحل نشینان به افق‌های دور بود. ویرانی این سازه، گسستن زنجیره حیاتی زیست روزمره، ایمنی ملوانان و شریان اقتصادی یک ملت است. پیامد‌های حقوقی و انسانی انهدام زیرساخت‌ها سال‌ها بر گرده مردم باقی می‌ماند. یادمان باشد دفاع از این چشم‌های فروریخته، دفاع از سنگ و بتن نیست؛ ایستادن پای حق بدیهی جامعه‌ای است که می‌خواهد در سایه امنیت، آرامش و امید به فردا، زندگی را ادامه دهد.

تیتر، برگرفته از یک ترانه محلی هرمزگان، با صدای مرحوم ابراهیم منصفی است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.