به گزارش شهرآرانیوز، حالا با آغاز فصل دوم سریال، نرگس آبیار همچنان تلاش میکند روایت خود را با همان لحن آرام و تأملبرانگیز ادامه دهد؛ رویکردی که شاید برای گروهی از مخاطبان کند به نظر برسد، اما از سوی دیگر نشان میدهد سازندگان قصد ندارند با شتابزدگی، فضای رمان را فدای ریتم تند و حادثهمحور کنند.
قسمت نخست فصل دوم بیش از آنکه نقطه آغاز یک مسیر تازه باشد، ادامه مستقیم فصل نخست است. این انتخاب، اگرچه ممکن است برای برخی مخاطبان که انتظار یک شروع پرهیجان را داشتند، غافلگیرکننده نباشد، اما از منظر روایت، انسجام داستان را حفظ کرده و اجازه داده شخصیتها بدون گسست مسیر خود را ادامه دهند.
یکی از ویژگیهای مهم «بامداد خمار»، وفاداری به فضای رمان فتانه حاج سیدجوادی است. آبیار برخلاف بسیاری از اقتباسهای تلویزیونی که برای ایجاد هیجان بیشتر دست به تغییرات اساسی در داستان میزنند، ترجیح داده است که با حوصله جهان شخصیتها را بسازد و مخاطب را قدم به قدم وارد فضای اجتماعی و فرهنگی آن دوره کند.
همین ویژگی باعث شده است که روایت سریال بیش از آنکه بر اتفاقات بیرونی تکیه کند، بر روابط انسانی و تحولات درونی شخصیتها متمرکز باشد؛ انتخابی که البته مخاطب صبورتر و همراهتری را نیز طلب میکند.
اگر بخواهیم از مهمترین نقطه قوت سریال سخن بگوییم، بدون تردید باید به کیفیت تولید اشاره کنیم. طراحی صحنه، لباس، چیدمان لوکیشنها و بازآفرینی تهران قدیم همچنان از استانداردهای بالایی برخوردار است و نشان میدهد گروه تولید برای جزئیات اهمیت ویژهای قائل بودهاند.
نورپردازی و طراحی قابها نیز در بسیاری از صحنهها، فضای نوستالژیک داستان را تقویت میکند و به باورپذیری جهان سریال کمک میکند. در میان تولیدات تاریخی و دورهای شبکه نمایش خانگی، «بامداد خمار» از این منظر همچنان یکی از آثار قابل توجه محسوب میشود.
ترکیب بازیگران سریال همچنان یکی از امتیازهای آن است. حضور بازیگران باتجربهای، چون رضا کیانیان، لاله اسکندری و گلاب آدینه به اثر اعتبار ویژهای بخشیده است و هر زمان که این شخصیتها وارد قاب میشوند، کیفیت درام نیز ارتقا پیدا میکند.
در کنار آنها، بازیگران جوان نیز نسبت به فصل نخست، آرامآرام در حال نزدیک شدن به شخصیتهای خود هستند. ترلان پروانه در نقش محبوبه نسبت به قسمتهای ابتدایی فصل اول کنترل بیشتری بر احساسات شخصیت پیدا کرده و دانیال پورصباح نیز تلاش کرده است که تصویری باورپذیرتر از رحیم ارائه دهد. هرچند هنوز فرصت بیشتری لازم است تا این شخصیتها به بلوغ کامل برسند.
اگر قرار باشد تنها یک نکته به عنوان مهمترین انتظار از فصل دوم مطرح شود، آن افزایش تدریجی ریتم روایت است. مخاطب اکنون شخصیتها را میشناسد، فضای داستان برایش جا افتاده و طبیعی است که انتظار داشته باشد گرههای اصلی رمان با سرعت بیشتری وارد روایت شوند.
قسمت نخست بیشتر به پیامدهای اتفاقات پایان فصل اول میپردازد و هنوز وارد بحرانهای اصلی داستان نشده است. شاید همین مسئله باعث شود برخی مخاطبان احساس کنند آغاز فصل دوم محافظهکارانه است، اما با توجه به شناختی که از ساختار رمان وجود دارد، احتمالاً قسمتهای آینده فرصت بیشتری برای ورود به فرازهای اصلی داستان خواهند داشت.
نرگس آبیار همچنان به سبک بصری شناختهشده خود وفادار مانده است. حرکتهای دوربین، قابهای نزدیک و تأکید بر احساسات شخصیتها، امضای تصویری او را شکل دادهاند. این سبک ممکن است مورد پسند همه مخاطبان نباشد، اما بخشی از هویت کارگردانی او محسوب میشود و در «بامداد خمار» نیز ادامه پیدا کرده است.
در کنار این ویژگی، برخی قابهای قسمت نخست نشان میدهد که گروه فیلمبرداری همچنان در خلق تصاویر چشمنواز موفق عمل کردهاند و کیفیت بصری اثر یکی از برگهای برنده آن باقی مانده است.
قسمت نخست فصل دوم بیش از هر چیز یک اپیزود انتقالی است؛ قسمتی که وظیفه آن پیوند دادن پایان فصل نخست به ادامه داستان است. به همین دلیل شاید نتوان آن را نماینده کاملی از کیفیت فصل جدید دانست.
با این حال، آنچه در همین قسمت نیز دیده میشود، نشان میدهد «بامداد خمار» همچنان به همان جهان آرام، عاشقانه و شخصیتمحور خود وفادار مانده است؛ جهانی که اگر در قسمتهای آینده وارد فرازهای اصلی رمان شود، میتواند بخش مهمی از انتظارات مخاطبان را برآورده کند.
فصل دوم با یک شروع کمتنش آغاز شده است، اما هنوز ظرفیت آن را دارد که با ورود به مهمترین نقاط عطف رمان، روایت خود را پرکششتر کند. شاید مهمترین سرمایه این سریال همین باشد؛ اینکه هنوز داستان اصلی پیش روی آن قرار دارد و فرصت کافی برای غافلگیر کردن مخاطب در اختیار سازندگان باقی مانده است.
منبع: ایرنا