از اربعین حسینی تا اربعین مهدوی

  • کد خبر: ۴۳۵۵۴۰
  • ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۵
از اربعین حسینی تا اربعین مهدوی
ذات اربعین این است که هویت‌بخشی می‌کند. این هویتی اربعینی هم باید پس از اربعین هم در وجود انسان زنده بماند، رشد پیدا کند و به بالندگی برسد. چرا؟ چون این فقط یک سوگواری برای یک غم قدیمی نیست. یاران منجی از دل اربعین حسینی متولد می‌شوند. این یک اربعین مهدوی است.

اربعین از آن موقعیت‌هایی است که وقتی انسان در میانه آن قرار می‌گیرد، احساس هویت می‌کند. وقتی انسان به دل بیابان می‌زند، قدم به قدم در این مسیر گام برمی‌دارد و قطره‌ای می‌شود در دریای عظیم راهپیمایان اربعین حسینی، آن‌وقت است که یک فکری به دل آدم می‌آید که «بله من عضوی از خانواده میلیونی اباعبدالله (ع) هستم». آن‌وقت است که انسان احساس می‌کند پرچمی بر دوشش گذاشته شده و به‌عنوان یک هویت، مسئولیتی برعهده دارد.

ذات اربعین این است که هویت‌بخشی می‌کند و این هویت، زمانی که درک شد، نباید به حال خود رها شود. این هویتی اربعینی که مرجع الهامش تشرف به کربلای معلی، درک حضور در این خیمه‌گاه و هم‌کلام‌شدن با حضرت سیدالشهدا (ع) است، باید پس از اربعین هم در وجود انسان زنده بماند، رشد پیدا کند و به بالندگی برسد. چرا؟ چون اگرچه به این مراسم «اربعین حسینی» می‌گویند، اما واقعیت این است که این هویت خیلی بیشتر از سوگواری برای یک اندوه قدیمی برای آینده ما و نسل بشر شکل گرفته، برای تربیت یاران منجی، برای ترسیم تصویری از یک جامعه کامل در آخرالزمان. این یک «اربعین مهدوی» است!

من باور دارم که هویت اربعینی در نسل جوان و نوجوان ما به بالندگی نمی‌رسد مگر از طریق شبکه‌سازی. اساساً این یکی از مهم‌ترین آموزه‌های همین مراسم باشکوه و جهانی است. چه‌طور است که شما حدود ۸۰ کیلومتر را در مسیر نجف به کربلا پیاده می‌آیید و یک مورد بی‌نظمی، آشوب، بحران یا هرج‌ومرج نمی‌بینید؟ چه‌طور است که این موکب‌ها هرکدام کار خودشان را می‌کنند، اما شما در یک تصویر کلی، می‌توانید به‌عینه ببینید که مرامی مشترک و رسمی واحد میان همه وجود دارد. هرکس یک‌جور متفاوت اطعام می‌کند، یک‌جور متفاوت اسکان می‌دهد و یک‌جور متفاوت امکانات دراختیار می‌گذارد، اما همه آنها «خادم‌الحسین (ع)» هستند، گرامی می‌دارند و استقبال می‌کنند. این معنای کار شبکه‌ای است؛ رسیدگی به شکل‌های متفاوت، اما براساس یک اندیشه واحد.

در جامعه مهدوی، مساجد شبکه هستند، هیئات شبکه هستند، کانون‌های فرهنگی شبکه هستند. اصل و اساس کار هم مردمی است. اگر کار مردمی بود و میدان‌داران شبکه شدند، آن‌وقت است که هویت دینی بر جامعه حاکم می‌شود. اصلاً چه ایراد دارد اگر همین مواکبی که در ایام اربعین، آب و غذا دست مردم می‌دهند، بعد از اربعین یک تشکل فرهنگی بشوند و کاملاً مردمی، برنامه‌ریزی‌های عام‌المنفعه داشته باشند؟ اصلاً لازم هم نیست منحصر به مناسبت‌های تقویم بمانند. می‌توانند جهیزیه بدهند و دختر به خانه بخت بفرستند. می‌توانند چشم نظارت مردم بر بازار بشوند و به نفع معیشت جامعه، گرانفروش و محتکر شناسایی کنند. این تصویر زیست اربعینی است؛ هویتی که از ابرمفهوم اربعین الهام می‌گیرد، بالنده می‌شود و یک هویت مهدوی می‌سازد.

واقعیت این است که جامعه ما به معنای حقیقی «منتظر» نمی‌شود مگر اینکه به زیست اربعینی پناه ببرد. الان دیگر این حتی یک گزینه نیست بلکه تنها راه نجات است. در زمانه‌ای که نه روز به روز بلکه لحظه به لحظه، جنایتکاران و اشقیای آن پلیدتر و جمعیت نیکان آن آشکارتر می‌شوند، در جامعه‌ای که مرزبندی‌ها مثل امروز به اوج روشنایی رسیده و بیش از هر زمان به ظهور نزدیک شده است، تنها راه سعادت این است که الگوی زیست اربعینی بر همه شئون زندگی ما مسلط شود. حکمرانی ما، بانکداری ما، سیاست ما، نظامی‌گری ما، فرهنگسازی ما و حتی الگوی زیست خانواده‌های ما باید اربعینی باشد. این‌گونه است که از دل نهضت حسینی، نهضت مهدوی متولد می‌شود. تنها راه ظهور همین است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.