خبر ویژه

حال ناخوش دهکده جواهر ایران

  • کد خبر: ۴۳۸۵
  • ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۷:۵۱
نیم روزی در روستای پیوه ژن که برای تبدیل شدن به روستای طلایی ایران مشکلات بسیاری دارد

الهام مهدیزاده - انگار خاک مرده به در و دیوار کارگاه های روسیاه طلاسازی پاشیده اند؛ فقط نور است که می تواند از میان میله های در بسته کارگاه طلاسازی عبور کند تا نقشی راه راه روی در و دیوار دود گرفته کارگاه ببندد. آوازه روستای پیوه ژن با عنوان «دهکده جواهر ایران» همه جا پیچیده است. همه، از مسئول و غیرمسئول، می گویند روستای پیوه ژنی که در دل رشته کوه بینالود جای گرفته، دهکده جواهر ایران است. اهالی پیوه ژن خودشان هم می گویند که ساخت 80 درصد جواهرات استان به دست آن ها صورت می گیرد و آن ها طلاسازی استان را قبضه کرده اند. آن ها مدعی اند که بیشتر سازندگان طلای مشهد و تهران اهل این روستا هستند. مسئولان هم هر زمان که گذرشان به نیشابور و روستای پیوه ژن بیفتد، فهرستی از اقدامات خود و بایدهایی با محور «طلا و جواهرسازی» و اینکه این روستا مهد جواهرات است، تنظیم و ارائه می کنند. اما اینجا، در کوچه پس کوچه های پیوه ژن، فقط آواز گنجشک هاست که سکوت کارگاه های روسیاه طلا را می شکند و خبری از طلا و طلاسازی نیست.
هوای روستا خنک است و خبری از هوای گرم تابستان نیست. دو طرف جاده روستا را درختان قدکشیده و بلندی به ردیف پُر کرده اند. خانه روستاییان هم دو طرف همین مسیر ساخته شده است. جاده روستای پیوه ژن مثل یک مرز، در میانه روستا قرار گرفته و آن را به دو بخش تقسیم کرده است.
در ابتدای جاده پیوه ژن، باغ های روستایی قرار دارد و برای رسیدن به خانه های روستاییان باید مسیر را ادامه داد. جاده خلوت است و به جز خودروی ما خودرو دیگری تردد نمی کند. دقایقی به همین روال می گذرد. بعد از چند دقیقه صدای عبور یک موتوری، سکوت راه را می شکند. از جوان موتورسوار نشانی کارگاه های طلاسازی را می پرسیم. خنده ای توأم با تعجب روی جغرافیای چهره اش نقش می بندد. انگار سؤالمان مزاح و شوخی است. همراه خنده متعجبانه می گوید: کارگاه طلاسازی؟ کارگاهی در روستا نمانده که بخواهید ببینید! پیش از آنکه تمام ذهنیت پرزرق و برقی که از کارگاه ها در ذهنمان ساخته بودیم نابود شود، جمله دیگری به جمله اولش اضافه می کند؛ «حالا بروید داخل روستا. چند تا کارگاه هنوز هستند. از آن ها پرس وجو کنید.» قبل از آنکه به راهش ادامه بدهد، جمله دیگری می گوید و ادامه آن ناامیدی را کامل می کند؛ «اما من که اهل این روستا هستم، چیزی ندیده ام.»


کوچ طلاسازان به مشهد
بعد از طی مسیری، نشانی کارگاه ها را از فروشنده سوپر روستا می پرسیم. پیرزنی که زنبیل به دست دارد و مشغول خرید است، قبل از مغازه دار، جواب ما را این گونه می دهد: مادرجان طلایمان کجا بود که طلاسازی داشته باشیم! یک زمانی بچه های اینجا همه سمت طلاسازی می رفتند. اوضاعمان بد نبود. آن قدر کار و بار بچه ها گرفته بود که در هر خانه، زن و مرد مشغول کار بودند. الان هم خیلی از پسرهای روستا طلاساز هستند. دوتا از پسرهای من هم طلاساز هستند، اما چه فایده!
نایلون لپه را داخل زنبیلش می گذارد و با جمع وجور کردن وسایلی که خریده است، آماده رفتن می شود. قبل از رفتن، با مخاطب قراردادن صاحب مغازه می گوید: یادتان هست چقدر بچه ها این طرف و آن طرف رفتند تا بتوانند وامی برای کارگاه ها بگیرند؟ اما نشد و کسی از آنان حمایت نکرد. مگر طلاسازی به این آسانی است! با این شرایط، بچه ها همان چند کارگاهی را هم که دست و پا کرده بودند، به حال خود رها کردند و به مشهد رفتند.
پیرزن قبل از رفتن پیشنهادی می دهد و می گوید: سری به بازار رضا بزنید. بیشتر بچه هایی که در آن بازار کار انگشتر و ساخت جواهر انجام می دهند، بچه های روستای پیوه ژن هستند.
مرد مغازه دار هم با تکان سرش، حرف های پایانی پیرزن را تأیید می کند و می گوید: راست می گوید. بیشتر طلاسازهای مشهد، بچه های ما هستند، اما نتوانستند وام بگیرند و همین جا کار را ادامه بدهند.
جزئیات وام را که می پرسیم، ما را به دهیاری حواله می دهد و می گوید: مردم از این چیزها خبر ندارند و بهتر است از دهیاری بپرسید. دفتر دهیاری کنار مرکز بهداشت است. اگر در بسته بود از اطرافیان بپرسید؛ می گویند کجا می توانید آن ها را پیدا کنید.


شورای روستا، ساکن مشهد
حدس مغازه دار درباره بسته بودن در ِ دهیاری درست از آب درمی آید. داخل دهیاری کسی نیست و طبق نسخه ای که پیچیده است، باید منتظر بمانیم تا یکی از این مسیر عبور کند. مردی با تراکتور نزدیک می شود. در حد پرسیدن یک سؤال و جواب کوتاه به ما می گوید دهیاری معمولا روزهای دوشنبه و پنجشنبه باز است. امروز، روز باز بودن دهیاری نیست. و شروع می کند به گشتن دنبال شماره تماس آقای عبداللهی.
عبداللهی، عضو علی البدل دهیاری پیوه ژن است. خودش می گوید که دوره های قبل نیز عضو شورای دهیاری این روستا بوده و به همین دلیل اطلاعاتی درباره دلیل فعال نبودن کارگاه های طلاسازی دارد. در ابتدای یکی از کوچه های روستا با او قرار می گذاریم. وقتی از راه می رسد، اولین سؤالمان، علت بسته بودن دهیاری است و او می گوید: اعضای شورای دهیاری ساکن اینجا نیستند و در مشهد زندگی می کنند. با توافق و تعاملی که داشتیم، قرار شده دوشنبه ها و پنجشنبه ها به پیوه ژن بیایند.
بعد از این توضیح کوتاه، عضو دهیاری روستا همراه ما می شود تا کارگاه های طلاسازی را نشانمان دهد. کوچه های پیوه ژن در مسیر رسیدن به کارگاه ها، حسی دوگانه از بودن میان شهر و روستا در مخاطب ایجاد می کند؛ کوچه هایی خاکی با قلوه سنگ های درشت که ویلاهایی سفید با شیروانی های نارنجی در آن ها سربرافراشته اند.
از او درباره شکل و شمایل خانه های روستا سؤال می کنم و می گویم: اینجا هم خانه های ویلایی مشابه ویلاهای شمال دارد هم، خانه هایی با بافت قدیمی! انگار خانه های اینجا دچار دوگانگی شخصیت شده اند!
عضو علی البدل دهیاری نیز با لبخندی تلخ تأیید می کند: بله به قول شما عجیب است و همخوانی ندارد! البته بیشتر مالکان این ویلاها همشهری های شما هستند. اینجا تا مشهد راهی نیست و فقط 65 کیلومتر فاصله داریم. آب و هوای خوبی هم دارد و برای همین خیلی از این ویلاها را مشهدی ها خرید ه اند.
عبداللهی در مسیر و قبل از رسیدن به کارگاه همانند یک راهنمای تور، بیوگرافی کاملی از وضعیت روستا در حوزه ساخت طلا ارائه می کند؛ «96درصد سازندگان طلای مشهد، 65درصد سازندگان طلای تهران و بیش از 50درصد سازندگان طلای اصفهان و یزد اهل پیوه ژن هستند. زمانی اینجا تعداد زیادی کارگاه طلاسازی فعال بود، اما کم کم این کارگاه ها جمع شد و طلاسازهای روستای ما به مشهد رفتند. البته الان دوباره موضوع بازگشت کارگاه ها مطرح است.»
با این توضیحات، به اولین کارگاه طلاسازی می رسیم. درِ کارگاه بسته است و فقط نور می تواند از میان میله های در کارگاه عبور کند. همان طور که از میان میله ها داخل کارگاه را نگاه می کنیم، عبداللهی توضیحاتش را این گونه آغاز می کند؛ «این یکی از کارگاه های طلاسازی است.» و درحالی که با دست، مخزن بزرگ و فلزی گوشه کارگاه را نشان می دهد، می گوید: این کوره است. داخل این کوره ها طلا را ذوب می کنند. این کارگاه یکی از کارگاه های فعال روستاست، اما هر روز درش باز و فعال نیست. الان صاحب کارگاه رفته گوسفندچرانی و بیرون از روستاست. معمولا کارگاه های طلاسازی روستا هنگام عصر کار می کنند.
با بسته بودن کارگاه، ترجیح می دهد خودش جزئیاتی از نحوه طلاسازی ارائه کند؛ «این کارگاه یکی از کارگاه های قال کاری طلاست. قال کاری به معنی به دست آوردن طلا از خاک، لجن و زباله های طلاست. معمولا از مس سرچشمه خاک و لجن طلا به اینجا می فرستند و در کارگاه های طلاسازی، خاک را با حرارت بالا ذوب می کنند. خاک مذاب را هم با سرب مخلوط می کنند تا بتوانند طلای خاک را جدا کنند. زباله های طلا هم همان خرده طلاهایی است که در پرداخت های طلاسازی باقی می ماند.»
دیوار به دیوار کارگاه حلب های روغن را پر از خاک کرده اند و روی هم مثل دیوار جدید و نیمه کاره چیده اند. عبداللهی می گوید: این خاک ها همان خاک طلاست. گذاشته اند تا امشب ذوب کنند و طلایش را استخراج کنند. به قیافه این خاک نگاه نکنید؛ داخلش طلاست.
برمی گردیم سراغ همان نقطه ابتدایی، دهکده طلا و نبود کارگاهی فعال در این روستا. او می گوید: این روستا به عنوان دهکده جواهر ثبت میراث شده است؛ حالا هم پنج کارگاه فعال در حوزه طلا داریم. طلاسازهای پیوه ژنی که در مشهد کارگاه دارند، تصمیم گرفته اند به اینجا برگردند و کارگاه های خود را دوباره فعال کنند.


چند روز دیگر کارگاه ها فعال است
عبداللهی در ادامه یک قول به گفته هایش اضافه می کند: اگر چند روز دیگر اینجا سفر کنید کارگاه های زیادی را می بینید که فعالیت خود را شروع کرده اند. تا جایی که اطلاع دارم قرار است آموزش طلاسازی هم در کارگاه ها ارائه شود و برای همین بعضی از مسئولان کارگاه فراخوان داده اند و به دنبال فرصت و فراهم کردن شرایط لازم برای برگشت هستند.کارگاه دومی که عبداللهی به ما نشان می دهد، تفاوتی با کارگاه اول ندارد. کارگاه داخل یک خانه شخصی است. او می گوید که این کارگاه هم در حال تجهیز است و چون مالک کارگاه در مشهد است، نمی توانیم داخل کارگاه را ببینیم.


وعده ای که روی زمین ماند
اما روستاییان هم از نبود کارگاه طلاسازی در روستا گلایه دارند. یکی از زنان روستا می گوید: پارسال به ما گفتند که قرار است در مدرسه، چند کارگاه آموزش و ساخت طلا بسازند و بچه های پیوه زنی که در مشهد کار می کنند، همه به روستا برگردند. می گفتند کارگاه های طلاسازی هم قرار است دوباره به روستا برگردد. اما الان کسی حرفی نمی زند که بالاخره قرار است چه اتفاقی بیفتد. همان چند نفری هم که در اینجا کار می کردند به مشهد رفته اند. شوهر من هم یکی از این طلاسازهاست که به مشهد رفته و هفته ای چهار روز در مشهد است.
او ادامه حرفش را با گله ای همراه می کند؛ «اسم این روستا را گذاشته اند دهکده جواهر. کجاست آن جواهر و جواهر سازی! آن زمان وقتی کارگاه ها فعال بود، بیشتر زن های روستا، حتی در خانه کارهای کوچک و ظریف، طلاسازی را انجام می دادند و حالا با جمع شدن کارگاه ها بیکار شده اند. یکی از آن بیکار شده ها خود من هستم. اوایل که ازدواج کردیم، کارگاه ها اینجا بود و من و شوهرم هر دو در کار طلاسازی بودیم. کار من موم زنی بود؛ یعنی الگوی طلا را روی قالب های طلا می گذاشتم.»


دهکده طلا بدون یک پاسگاه
صمدی یکی از طلاسازان مطرح پیوه ژنی است و از نزدیک دستی بر آتش ساخت طلا دارد. اهالی روستا شماره تماس او را به ما داده و گفته اند او می تواند درباره فعال نبودن کارگاه های طلاسازی این روستا پاسخ گو باشد. با او تماس می گیریم و می گوید: اگر به این روستا عنوان دهکده جواهر ایران را داده اند، به دلیل همین تعداد زیاد طلاسازهای این روستاست. ما هم از خدا می خواهیم در روستایی که آنجا رشد کردیم و قد کشیدیم، کار کنیم. اما شرایط جوری است که نمی توان آنجا کار طلاسازی انجام داد.
او حرف هایش را این گونه ادامه می دهد: طلاسازی به جز هنر دست و خلاقیت، امنیت هم می خواهد. ماده اولیه کار ما گران است و باید در جایی کار کنیم که امنیت داشته باشد. قرار بود کارگاه های طلاسازی خودمان را به روستا منتقل کنیم. در روستا کار کردن خوبی هایی دارد؛ نپرداختن اجاره یکی از آن هاست؛ ضمن اینکه هزینه تولید در اینجا نسبت به مشهد خیلی کمتر است، اما وقتی در این روستا هیچ پاسگاهی وجود ندارد، چطور می توان با خیال راحت کار کرد و از نظر امنیت مشکل نداشت؟ معلوم است با این شرایط کسی رغبت نمی کند به روستا برگردد. تا جایی که اطلاع دارم نزدیک ترین کلانتری در شهر بینالود است.
مهدی لوحی، یکی دیگر از اهالی روستا که در حال حاضر رئیس کمیسیون تخصصی سازندگان طلا، جواهر و نقره مشهد است، می گوید: هر پنج عضو این کمیسیون پیوه ژنی هستند و همین موضوع می تواند دلیلی بر این باشد که ساخت طلا در استان به دست اهالی این روستا صورت می گیرد.
لوحی در ادامه آماری را هم به گفته هایش اضافه می کند و می گوید: ما (پیوه ژنی ها) 80 درصد تولید طلا و نقره استان را در اختیار داریم. خیلی دوست داریم در همان روستایی که زادگاهمان است و کارمان را از آنجا شروع کردیم، کارگاه های طلاسازی را فعال کنیم. نزدیک 40 یا 50 سالی است که روستاییان اینجا کار طلاسازی را انجام می دهند. کار طلاسازی آن قدر گرفت که حتی روستاهای اطراف هم تصمیم گرفتند وارد این شغل شوند. اما بازگشت به روستا فقط منوط به نظر و اراده ما نیست.


سنگ اداره کار مقابل کارگاه های طلا
رئیس کمیسیون تخصصی سازندگان طلای مشهد در ادامه از قول و قرارهایی می گوید که قرار بود پیوه ژن را دهکده طلایی خراسان و ایران کند، اما به نتیجه نرسیده است؛ «برای مردم هم جذاب است به روستایی بروند که شغل همه آنان ساخت طلاست. این موضوع جدا از آشنایی مردم با حرفه طلاسازی، حرکتی برای توسعه گردشگری است. تصمیم گرفتیم این کارگاه ها را به پیوه ژن ببریم و بعد از صحبت هایی که صورت گرفت، تصمیم بر آن شد که 24 کارگاه طلاسازی را به پیوه زن منتقل کنیم. برآوردی برای انتقال و تجهیز این کارگاه ها صورت گرفت و در سفر معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت به استان، این موضوع مطرح شد. در آن جلسه اختصاص وامی به مبلغ 22 میلیارد تومان برای انتقال و تجهیز کارگاه ها مطرح شد که مورد موافقت معاون وزیر و مدیرکل صندوق کارآفرینی امید قرار گرفت و به تصویب رسید.»
وی ادامه می دهد: بعد از این مصوبه پیگیر ی های لازم را برای دریافت وام انجام دادیم و همه مسئولان و نهادهای ذی ربط نیز با وام موافقت کردند. حتی نیروی انتظامی برای تأمین امنیت روستا قول های مساعدی داد. در مرحله نهایی و درست زمانی که قرار بود وام را دریافت کنیم، اداره کل کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان با این وام مخالف کرد. مخالفت اداره کار سبب شد تمام تلاشمان برای دریافت وام و انتقال کارگاه ها از
بین برود.
او می گوید: خودمان هم نمی دانیم چرا با این وام مخالفت کردند. در این شرایط، موضوع انتقال کارگاه های طلاسازی به این روستا منتفی است، در حالی که ما دوست داریم به پیوه زن برگردیم و آنجا کار کنیم.


طلاسازی اولویت استان نیست
مدیرکل تعاون کار و رفاه اجتماعی خراسان‌رضوی در گفت وگو با شهرآرا می گوید: سال گذشته تسهیلاتی برای روستاییان و عشایر در نظر گرفته شده بود. اولین شرط برای دریافت وام اشتغال روستایی، این است که کارگاه ها در روستا مستقر باشد؛ درحالی که همان طور که اشاره کردید، هیچ کارگاهی در روستا فعال نیست.
محمد سنجری ادامه می دهد: ازطرفی برای پرداخت تسهیلات اشتغال روستاییان 22 رسته در اولویت استان قرار گرفته است اما رسته طلاسازی و جواهرسازی جزو اولویت های وام روستایی نیست. دو شاخصی که برای دریافت وام اشتغال روستایی به آن اشاره کردم، درباره روستای پیوه زن صدق نمی کند؛ به همین دلیل با وام آنان مخالفت شد. اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی نمی تواند بر خلاف قانون و شرایطی که برای دریافت وام روستایی در نظر گرفته است، اقدام کند.
سنجری درباره رسته های اولویت دار استان برای پرداخت وام روستایی می گوید: همه 22 رسته را به یاد ندارم که کدام ها هستند، اما در تمام حوزه های کشاورزی، صنعت و خدمات، رسته هایی وجود دارد که به آن وام روستایی تعلق می گیرد؛ البته با همان شرایطی که اعلام کردم.


آوازه نامی که حتی ثبت نشده است
اما آخرین حلقه پیگیری درباره روستایی که عنوان «دهکده جواهر» را یدک می کشد، می رسد به معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان. محمد مطیع، سؤال ما را با این جمله صریح و قاطع پاسخ می دهد: «این روستا ثبت ملی نشده است که میراث فرهنگی استان بخواهد برای آن اقدامی انجام دهد.» این در حالی است که جست وجو در گوگل، نام این روستا را در کنار همین عنوان «دهکده جواهر» قرار می دهد و در ذهن مخاطبی که قصد سفر به این روستا را دارد، تصویری از کارگاه های طلاسازی نقش می بندد. آوازه پیوه ژن تا جایی رسیده است که مسئولان هم دیده یا ندیده می گویند این روستا مهد جواهر کشور است. خبرگزاری ایرنا آذر ماه سال گذشته و به نقل از حسن حسنی، معاون صندوق کارآفرینی خراسان رضوی، روستای پیوه ژن را مهد ساخت جواهرات این استان نامید. این خبرگزاری برای گزارش خود عنوان «دهکده جواهر ایران را بشناسید» را انتخاب کرد. حجت الاسلام پژمانفر و سیداحسان قاضی زاده، دو نماینده استان بودند که در سفر به این روستا به این موضوع اشاره و بر گردشگری این روستا با محوریت طلا تأکید کردند. حیدر خوش نیت، سرپرست سابق فرمانداری مشهد، نیز اردیبهشت سال قبل به نقش این روستا در افزایش ماندگاری زائران اشاره کرده بود. شبکه خبر هم اردیبهشت امسال و در گزارشی تصویری با آب و تاب فراوان به وصف این روستا با عنوان «دهکده جواهر» پرداخت. در این گزارش، خبرنگار شبکه خبر در همان ابتدا به مخاطب اعلام کرد « برای دیدن طلاسازی و مهد طلا نیازی نیست به فاصله ای دور و چند هزار کیلومتری و کشور ایتالیا بروید بلکه می توانید به جای آن به روستایی در حوالی مشهد سفر کنید.» با همه این نقل قول ها و گزارش ها، معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی استان می گوید که این روستا جزو اولویت های استان برای قرار گرفتن در فهرست ثبت ملی نیست.
مطیع می گوید: در استان روستاهای بسیاری داریم که در اولویت ثبت قرار دارند. روستای بسک را به عنوان روستای «ابریشم کشی» به ثبت ملی رسانده ایم. در این روستا تعداد زیادی کارگاه ابریشم کشی برقرار است و به دنبال ثبت جهانی این روستا نیز هستیم. اما در روستای پیوه ژن هیچ کارگاهی فعال نیست که آن را به عنوان دهکده جواهر ایران ثبت ملی کنیم. البته خود روستاییان مدتی قبل، طرحی برای انتقال کارگاه ها به این روستا ارائه کردند. آن ها گفته بودند که جدا از کارگاهی که در مشهد دارند، یک کارگاه در روستای خود برپا می کنند تا پیوه ژن که اغلب اهالی آنان طلاساز هستند، تبدیل به روستای گردشگری شود.


اگر سفال بود زودتر ثبت می شد
او بیان می کند: این را هم بپذیرید که موضوع طلا به دلیل گرانی ماده اولیه دارای حساسیت زیادی است؛ شاید اگر سفال بود، زودتر به نتیجه می رسیدیم. نکته دیگری که باید درباره کارگاه های طلا و انتقال آن اشاره کنیم این است که این انتقال بادرنظر گرفتن مسائلی چون امنیت و آلودگی های زیست محیطی، کاری زمان بر است. با این حال برای معرفی روستای پیوه زن به عنوان روستایی با تعداد زیادی طلاساز، تلاش هایی درحال انجام
است. 

 

خارج از متن برای مسئولان
10 قاچاقچی مطرح بازار نقره مشهدی ها را نقره داغ کرده اند

«قیمت طلا روی ساخت و فروش آن تأثیر گذاشته است و بیشتر طلاسازها به سمت ساخت نقره رفته اند. بازار خرید و فروش نقره با آمدن زائران خوب است، اگر قاچاق بگذارد. خلاصه کلام اینکه کار و کاسبی ما را نقره های قاچاق، نقره داغ کرده اند. هر سال 50 تن نقره وارد بازار رضای مشهد می کنند و می فروشند.» این جملات، سخنان مهدی لوحی رئیس کمیسیون تخصصی سازندگان طلا جواهر و نقره مشهد است. او می گوید: سال 96 بود که موضوع قاچاق نقره به بازار مشهد اوج گرفت. آن سال با خبرهایی که منتشر شد، ستاد مبارزه با قاچاق کالا با جدیت موضوع قاچاق نقره را پیگیری کرد. آن سال یک قاچاقچی نقره را دستگیر کردند که به تنهایی و در نیمه دوم سال 96 توانسته بود 40 تن نقره وارد بازار مشهد کند و بفروشد.
وی در ادامه می گوید: گویا موضوع قاچاق نقره به فراموشی سپرده شده و دوباره پای نقره قاچاق به ویترین های نقره فروشی بازار رضای مشهد باز شده است.
رئیس کمیسیون تخصصی سازندگان طلا، جواهر و نقره مشهد آماری نیز ارائه می کند و مدعی می شود سالانه 40 تا 50 تن نقره وارد بازار مشهد می شود که اگر این وضع ادامه پیدا کند، با شرایط کنونی بازار طلا، بیکار شدن 30 هزار نفری که کار و زندگی شان با ساخت زیورآلات طلا و نقره گره خورده است، دور از انتظار نخواهد بود.لوحی همچنین با نگاهی به مشکلات و چالش های قاچاق زیورآلات نقره و وارد کردن آن ها از چین می گوید: این نوع زیورآلات در مقایسه با تولیدات ما کیفیت و عیار خوبی ندارد. عیار آن ها معمولا عیار 925 نیست. همین مسئله می تواند آبروی مشهد را که مهد فروش انگشتر و زیورآلات نقره است، به خطر بیندازد. تولیدات نقره ما از نظر عیار در خاورمیانه زبانزد است، البته اگر قاچاقچیان امان بدهند و مسئولان دست و پای آنان را از بازار جمع کنند.
او ادامه می دهد: مسئولان می دانند چه کسانی کار قاچاق نقره به بازار رضای مشهد را انجام می دهند. تعدادشان کمتر از 10 نفر است، اما بازار را با همین قاچاق به حاشیه برده اند.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
سرخط خبرها
ضمائم 13980630113748

{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}