حانیه سالم | شهرآرانیوز؛ زیارت جامعه کبیره، یک راه بینظیر برای شناخت کامل و جامع اهلبیت (ع) است. در این مسیر نورانی، هر معرفتی که نصیب جانمان شود، جایگاه ما را در محضر آن بزرگواران ارتقا میدهد. آنکه در معرفت اهلبیت (ع) تا مرتبه «سلمان منّا اهلالبیت» پیش میرود، گوهری کمیاب و گاه نایاب است که در حریم امن ولایت، آرام گرفته و در بندگی و تسلیم دربرابر حقتعالی، استوار ایستاده است. وجود چنین کسی، آنچنان قیمتی و باارزش میشود که خداوند، فرشتگان را برای محافظت از او میگمارد تا هر لحظه، او را در حفاظ و نگاه خویش جای دهند.
«مساکن» جمع مسکن است و ریشه در آرامش و قرار دارد. واژه «برکت»، دلالت بر دوام، بقا و عدم زوال میکند. اگر در امور مادى استفاده شود، تمام میشود و بقا و دوامى ندارد و براى دوام آن نباید مورد استفاده قرار گیرد؛ گرچه با گذشت زمان ازبین میرود. به همین سبب، واژه برکت غالبا در امور معنوى استعمال میشود؛ هرچند که در لغت عام است و هرگونه دوام و بقایى را شامل میشود.
هر نعمتى که خداوند به کسى داده، اعم از مال، فرزند، علم و... ممکن است خیر و برکت داشته باشد و سبب دوام و بقاى یاد، نام و آثار آن متنعم شود و ممکن است بدون برکت باشد و چنین اثرى نداشته باشد.
ائمه اطهار (ع) واسطه هر نعمتاند؛ نهتنها خودشان برکتاند، بلکه واسطه هر برکتى هستند و نعمتهاى مادى و معنوى خداوند به یمن وجود آنها برکت پیدا میکند. چیزى که سبب دوام فیض یا خود، فیض دائم و پایدار است، «برکت» و کسى که مخزن چنین مصدر و مقر چنین منشأ خیرى باشد، «مسکن برکت» نامیده میشود و، چون اهلبیت (ع) مخزن برکتاند، از آنها با عنوان «مساکن برکت الهى» یاد شده و از آن نظر که اهلبیت (ع) یک نورند، همگى مشمول این تعبیرها میشوند و کلید برکتاند، پس برکت خدا مخزن دارد و ائمه اطهار (ع) کلید آن مخزناند.
حکمت از ریشه حکم به معنای بازدارندگی از ظلم است. حکمت در قرآن و روایات، بر علومی اطلاق میشود که استدلالی و برهانی باشد و در سعادت جامعه بشری نقش اساسی ایفا کند و به دو قسم تقسیم میشود: اول، مسائلی که درباره امور خارج از قدرت و اختیار بشر بحث میکند و بودونبود انسان، اثری در آن ندارد. کمال محققان در این مسائل که حکمت نظری نامیده میشود، این است که پس از بحث و بررسی ابعاد مختلف، این مسائل را بهصورت مستدل بشناسند و به آن معتقد شوند. دوم، مباحثی مانند تهذیب نفس و... که در حیطه اختیار و قدرت بشر است. کمال پژوهشگران در این دسته که حکمت عملی نام دارد، اینکه پس از آگاهی از این مسائل، به آن متصف شوند.
پیامبر (ص) و انبیا (ع)، معلمان حکمت هستند که به بشریت حکمت آموختهاند و خداوند نیز به هرکه بخواهد، حکمت عطا میکند. لیکن امتیاز ائمه (ع) بر دیگران، این است که آنان، معدن تکون حکمت و منبع جوشش آن هستند؛ آنچه از فیوضات الهی که تنزل میکند، باید در معدن وجود ائمه (ع) ذخیره شود تا بعد از ترقیق، مورد استفاده دیگران قرار گیرد و هرکه به مقدار توان و استعداد خود از آن بهره ببرد. ائمه (ع) وارث همه کمالات پیامبرانند بهجز مواردی مثل دریافت وحی تشریعی که از ویژگیهای رسالت است. باتوجهبه اینکه یکی از شئون پیامبر (ص) تعلیم کتاب و حکمت است، ائمه (ع) نیز وارث این شأناند.
امام جواد (ع) میفرمایند: «حکمت گمشده مؤمن است، پس گمشده خود را بگیر، حتی اگر آن را نزد مشرک یافته باشی.» سرش آن است که سینه منافق، ظرف پذیرش حکمت نیست و توان نگهداری آن را ندارد، از اینرو حکمت در سینه او آرامش ندارد، بلکه بیقراری میکند تا به جایگاه خود که سینه مؤمن است، برسد و در آنجا سکونت گزیند.
ازسوی دیگر، سفارش کردهاند که حکمت را به غیراهلش نیاموزید؛ زیرا این کار، ظلم به حکمت است. در بیان دیگر، تعلیم حکمت به نااهل را به انداختن دُر در دهان سگ تشبیه کردهاند. حکمت درحقیقت گمشدهای است که هرکسی بهدنبال آن میگردد، لیکن غیرمؤمن، سنخیتی بین خود و حکمت احساس نمیکند.
در برخی روایات آمده است کسی که خود را چهل روز برای خدا خالص گرداند، خداوند چشمههای حکمت را از قلبش بر زبانش جاری میگرداند. اخلاص یعنی آن که انسان نیت خود را از هرگونه آلودگی پاک کرده، عمل را تنها برای رضای خدا انجام دهد و ستایش دیگران در او اثر نداشته باشد. عمل خالص گونهگون است: گاهی به انگیزه رهایی از جهنم و گاه برای رسیدن به بهشت است که این دو از نازلترین مرتبه اخلاص است. اما عالیترین آن، عملی است که از روی عشق و ارادت به پروردگار باشد. کسی که عمری را بااخلاص زندگی کند، چشمههای حکمت بهصورت بسیار گسترده، از قلب وی بر زبانش جاری خواهد شد.