به گزارش شهرآرانیوز، هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز امسال نام لاله مرزبان را بیش از همیشه بر سر زبانها انداخت. او برای بازی در فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی، جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها» را دریافت کرد؛ فیلمی که در بخش رقابتی Orizzonti جشنواره به نمایش درآمد و در کنار مرزبان، فرهاد اصلانی، ریما رامینفر و النا خبازان را نیز در گروه بازیگران خود دارد.
این جایزه شاید برای مخاطبی که لاله مرزبان را بیشتر با تلویزیون و سریال «ستایش» به یاد میآورد، یک اتفاق غافلگیرکننده باشد؛ اما وقتی مسیر کاری او را مرور کنیم، میبینیم این «غافلگیری» چندان هم ناگهانی نیست.
مرزبان از همان سالهای جوانی وارد مسیر بازیگری شد و تجربههای آموزشی خود را نیز با گذراندن دورههای بازیگری در دانشگاه تهران دنبال کرد. یکی از نخستین تجربههای تصویری او حضور در سریال «هوش سیاه» بود؛ تجربهای که شاید در آن زمان کمتر کسی تصور میکرد چند سال بعد صاحب نقشهای جدی سینمایی و یک جایزه بینالمللی شود.
در سینما نیز مسیرش را با نقشهای کوچکتر آغاز کرد. «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» به کارگردانی پوران درخشنده یکی از نخستین تجربههای سینمایی او بود. نقش کوتاه، اما فیلم مهمی بود؛ اثری که فضای اجتماعی سنگینی داشت و باعث شد نام مرزبان در میان نسل تازه بازیگران سینما بیشتر دیده شود.
بعد از آن، همکاری دوباره با پوران درخشنده در «زیر سقف دودی» فرصت بیشتری برای دیدهشدن در اختیار او گذاشت. اینجا دیگر با بازیگری روبهرو بودیم که قرار نبود فقط در قاب باشد؛ باید شخصیت را میساخت و در کنار بازیگرانی باتجربهتر، خودش را اثبات میکرد.
اما اگر بخواهیم از نقطهای صحبت کنیم که مخاطب عمومی تلویزیون بیشتر با لاله مرزبان آشنا شد، باید سراغ سریالهای تلویزیونی رفت.
او در «آنام» نقش آفرین را بازی کرد و سپس با حضور در «ستایش ۳» و نقش نازگل، بیشتر در خانههای مردم دیده شد.
«ستایش» برای بسیاری از بازیگران یک فرصت طلایی برای دیدهشدن است؛ چراکه مخاطب سریالهای تلویزیونی معمولاً با شخصیتها ارتباط طولانیمدت برقرار میکند. مرزبان نیز از همین مسیر توانست چهرهای آشناتر برای مخاطبان ایرانی شود.
اما نکته جالب درباره کارنامه او این است که در تلویزیون متوقف نماند.
لاله مرزبان در «به وقت شام» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا نقش لیلا را بازی کرد؛ فیلمی که فضای متفاوتی نسبت به بسیاری از تجربههای قبلی او داشت. بعد از آن، «مهمانخانه ماه نو» و چند تجربه دیگر، مسیر سینمایی او را ادامه دادند.
اما یکی از نقاط مهم کارنامه او «بیهمهچیز» به کارگردانی محسن قرایی بود؛ فیلمی که حالا با نگاه امروز میتوان آن را یکی از حلقههای مهم مسیر همکاری مرزبان و قرایی دانست.
مرزبان در «بیهمهچیز» نقش آسیه را بازی کرد؛ نقشی در فضایی اجتماعی و پرتنش که به او امکان داد تواناییاش در اجرای موقعیتهای پیچیدهتر را نشان دهد. همین همکاری با قرایی بعدها به «مراقب» رسید؛ فیلمی که حالا برای بازیگرش جایزه ونیز به همراه آورده است.
اگر قرار باشد در کارنامه لاله مرزبان چند ایستگاه مهم را علامت بزنیم، «نگهبان شب» رضا میرکریمی حتماً یکی از آنهاست.
مرزبان در این فیلم نقش نسیبه را بازی کرد و برای بازی در آن نیز نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن در جشنواره فیلم فجر شد.
این اتفاق مهمی بود؛ چون دیگر بحث فقط «دیدهشدن» نبود. بازیگری که سالها در نقشهای مختلف تجربه کسب کرده بود، حالا برای یک نقش اصلی سینمایی در یکی از مهمترین رویدادهای سینمای ایران مورد توجه قرار گرفته بود.
و شاید از همینجا بتوان فهمید که مسیر لاله مرزبان به کدام سمت میرود.
مرور کارنامه مرزبان یک نکته جالب دارد؛ او کمکم از نقشهایی که قرار بود بخشی از داستان باشند، به شخصیتهایی رسید که خودشان بخشی از موتور محرک داستان هستند.
از همکلاسی شیرین در «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» تا کیانا در «زیر سقف دودی»، لیلا در «به وقت شام»، آسیه در «بیهمهچیز» و نسیبه در «نگهبان شب»، مسیر به سمت نقشهایی جدیتر و پررنگتر حرکت کرده است.
این همان جایی است که شاید بتوان راز موفقیت امروز او را پیدا کرد.
مرزبان از آن دسته بازیگرانی نیست که همه چیز را روی یک نقش یا یک چهره خاص بنا کرده باشد. کارنامهاش نشان میدهد که ژانرها و فضاهای مختلف را امتحان کرده و هر بار تجربهای به تجربه قبلی اضافه کرده است.
«مراقب» در این مسیر حکم یک نقطه عطف بزرگ را دارد.
فیلم محسن قرایی در بخش «افقها»ی جشنواره ونیز ۲۰۲۶ به نمایش درآمد؛ بخشی که میزبان فیلمهایی با نگاهها و تجربههای تازه سینمایی است. در فهرست رسمی جشنواره، نام لاله مرزبان در کنار فرهاد اصلانی، ریما رامینفر و النا خبازان به عنوان بازیگران اصلی فیلم ثبت شده است.
اما آنچه نام مرزبان را از فهرست عوامل فیلم جدا کرد، جایزهای بود که در پایان جشنواره به او رسید؛ جایزه بهترین بازیگر زن بخش افقها.
اینبار دیگر لاله مرزبان همان بازیگری نبود که مخاطب تلویزیون او را از «ستایش» به یاد میآورد. او حالا در صحنهای بینالمللی ایستاده بود و نامش به عنوان برنده یکی از جوایز بازیگری جشنواره ونیز اعلام میشد.
شاید تفاوت این دو مفهوم، بهترین راه برای توضیح مسیر لاله مرزبان باشد.
در ابتدای راه، هدف یک بازیگر این است که دیده شود. بعدتر باید بتواند در نقشهای بهتر باقی بماند. مرحله بعد این است که منتقدان و جشنوارهها بازی او را جدی بگیرند.
مرزبان حالا به مرحلهای رسیده که یک جشنواره مهم جهانی، بازی او را به شکل رسمی به رسمیت شناخته است.
البته یک جایزه قرار نیست کارنامه یک بازیگر را ناگهان کامل کند. اتفاقاً جایزه ونیز میتواند آغاز فصل تازهای در مسیر حرفهای او باشد؛ فصلی که احتمالاً پیشنهادهای متفاوتتر، نقشهای سختتر و نگاه جدیتر مخاطبان و فیلمسازان را به همراه خواهد داشت.
یک دختر جوان از لرستان، یک مسیر طولانی را طی کرده تا به این قاب برسد؛ مسیری که در آن خبری از میانبرهای عجیب نیست. چند نقش کوتاه، چند سریال، چند فیلم متفاوت، نقشهایی که بعضی بیشتر دیده شدند و بعضی کمتر، نامزدی در فجر و حالا یک جایزه از ونیز.
شاید به همین دلیل است که جایزه لاله مرزبان در ونیز فقط یک خبر سینمایی نیست؛ یک جور یادآوری است که بعضی بازیگرها را باید نه با یک نقش، بلکه با مسیرشان سنجید.
لاله مرزبان حالا دیگر فقط «نازگل ستایش» نیست، فقط «نسیبه نگهبان شب» هم نیست و فقط یکی از بازیگران «بیهمهچیز» محسوب نمیشود.
او حالا بازیگری است که نامش در فهرست برندگان جشنواره ونیز ثبت شده است.
و این، برای بازیگری که روزی با یک نقش کوتاه وارد قاب شد، پایان جذابی برای یک فصل و شروع هیجانانگیز فصل بعدی است.